بیاتومگ – نقشه ی فرار حساب شده و سخت کار شده ی مایکل اسکافیلد و همچنین برنامه ی سریال متوقف می شوند. با نقد و بررسی قسمت ۳ فصل ۵ سریال Prison Break (فرار از زندان) همراه با ما باشید. یک افتتاحیه ی عجیب و غریب و لذت بخش به همراه قسمت دوم گیرا و توپر کار بسیاری انجام دادند تا ترس و بیم طرفدارها نسبت به اینکه احیای سریال ممکن است به یکی دیگر از احیاهای پر سر و صدا و بدون معنی تبدیل شود، کم کنند.

توجه: این متن ممکن است که بخشی از داستان این قسمت سریال را برای شما فاش کند. 

اما در هفته ی سوم، سریال شبکه ی فاکس پایش را بر روی ترمز می گذارد، و یک نسخه ی کسل کننده از سریال را ارائه می دهد که خودش را به عنوان یک گردش هیجان انگیز پر از آردنالین ارائه می کند. با اینکه دو قسمت قبلی درخشش همیشگی و اصلی خود را باز پس گرفته بودند، قسمت سوم که به نام دروغگو بود، نسبتا کسل کننده و راکد بود.

در ابتدا، این قسمت همچنان به سختی در تلاش است تا ما را متقاعد کند که مایکل اسکافیلد (ونت ورث میلر) تبدیل به یک سرکش شده است و او پس از اینکه یک دوره ی طولانی مدت در یکی از بدترین زندان های یمن در سلول انفرادی بوده است، به فردی دیگر تبدیل شده است. در همین راستا نیز سی-نوت می پرسد، “چه کسی را می خواهیم از این جهنم فراری بدهیم، مایکل اسکافیلد یا کنیل اوتیس؟

قسمت ۳ فصل ۵ سریال Prison Break (فرار از زندان)

مایکل ممکن است که به پیروی خود یعنی ویپ (آگوستوس پرو) بگوید که همه ی این ها نیرنگ و حقه است ولی به نظر می رسد که او همچنان با برنامه ای برای خارج کردن ابو رامال (نومن آکار)، دشمن هر چیز متمدنی، از زندان اوگیجیا پیش می رود.

ویپ (که نسبتا یک همراه کسل کننده برای مایکل می باشد؛ سوکره کجایی؟) شروع به نگران شدن می کند که ممکن است توسط مایکل از او فقط برای هدفی استفاده شده باشد. مطمئنا ما می دانیم که این سخن نیز درست است زیرا با نگاهی به آغاز سریال اصلی، می بینیم که یک دلیل و استراتژی واضح برای مایکل وجود دارد که با فراری دادن جان ابوزری از زندان فاکس ریور موافقت کرد.

اما راستش، اگر قهرمان ما از جاده خارج شده و به یک دوست و رفیق برای رییس داعش تبدیل شده باشد، هنوز ما شگفت زده و کمی تحت تاثیر قرار خواهیم گرفت، زیرا هر چند که سریال فرار از زندان بخواهد تظاهر کند که تحریک پذیر و لبه مرزی می باشد ولی باز هم یک سریال هیجان انگیز و جذاب برای دیدن است و درصد احتمال اینکه شخصیت اصلی خوش تیپ داستان ما با تروریست ها متحد شده باشد، بسیار پایین است.

در واقع مایکل در این مدت برای سازمان سیا کار می کرده است و سازمان می خواسته است که ابو رامال را به دلایلی سیاسی از زندان خارج شود و این کار را به مایکل سپرده است و او را با ویپ به عنوان یک همراه راهی زندان اوگیجیا کرده است.

قسمت ۳ فصل ۵ سریال Prison Break (فرار از زندان)

با اینکه آشکار شدن این موضوع بسیار مضحک و مزخرف بود و جدا از احمقانه ترین چیز هایی که در این قسمت وجود داشت، این قسمت از سریال سعی داشت تا یک زیر داستان تعریف کند که سارا (سارا وین کالیز) را همچنان مشغول نگه دارد، یک زیر داستان که حتی با استانداردهای سریال فرار از زندان نیز بی معنی و چرت بود.

پس از اینکه تلفن سارا هک می شود، او به یک فروشگاه لوازم الکترونیکی می رود و ظاهرا امیدوار است که بتواند هکرهای پشت این حمله ی سایبری را تشخیص دهد، اما هنگامی که افراد مرموزی که او را تعقیب می کردند، سر و کله شان در فروشگاه پیدا می شود، مشخص می شود که سارا برای آنها تله گذاشته است و در انتظار آنها کمین کرده است و از تلفن خودش به عنوان تله ای برای به دام انداختن آنها استفاده کرده است. در این نقطه، سارا ناگهان به یاد می آورد که باید از این آدمکش های اسلحه به دست بترسد و سریعا پا به فرار می گذارد. اگر خواسته باشم صادقانه بگویم، دقیقا نقشه اش چه بوده است و با چه منطق و هدفی دست به اجرای این نقشه زده است.

با این حال، مشخص می شود که ممکن است دست پاول کلرمن در این دسیسه و توطئه دخیل باشد. پس مطمئنا دسیسه ای در کار است و مایکل سرکش نشده است، اما ایده ی اینکه قاتل سابق پاول کلرمن به همان راه و روش قدیمی بد بودن بازگشته است، کمی وسوسه انگیز است.

قسمت ۳ فصل ۵ سریال Prison Break (فرار از زندان)

با این حال، بازگشت کلرمن به همان شرارت گذشته، تنها پیچیدگی است که در این قسمت کار کرد. قسمتی که ناامیدانه دست به سوپرایزهای حقیقی و اصلی زده است. یک مشکل که الان این قدر بزرگ شده است که ارزش در کنار هم بودن بازیگران سریال نوستالژی فرار از زندان را به هدر می دهد.

بله درست است، این قسمت از سریال به برخی از سوالات در مورد انگیزه ی مایکل اسکافیلد پاسخ داد ولی این های عمدتا تایید فرضیه هایی بود که قبلا آن ها را مطرح کرده بودیم. البته مایکل واقعا بد نیست و صد البته، او هرگز از دوست داشتن سارا دست برنداشته است.

فصل اول سریال فرار از زندان کلاسیک، یک مثال عالی و به تمام معنا از یک داستان سرایی اقتصادی بود. با اینکه فصل اول در ۲۲ قسمت گسترده شده بود ولی هر قسمت از آن دارای یک پیچیدگی جدید بود و داستان را به نحوی رو به جلو هُل می داد.

در حالی که اولین نشانه ها از این حاکی بود که دوباره سریال در حال نزدیک شدن به اوج است، ولی این موضوع که سریال تا به حال سه قسمت از ۹ قسمت را ارائه داده است و یک سوم راه را رفته است، موضوع را کمی پیچیده و ناامید کننده تر می کند. همانند تلاش بی نتیجه ی مایکل برای فرار، این قسمت نیز به چیزی اندک و جزئی دست می یابد و ما را به همان جایی که شروع کرده بودیم، باز می گرداند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *