بیاتومگ – سریال American Gods (خدایان آمریکایی)، سریالی پر سر و صدا، باشکوه و به طرز گستاخانه ای خونین می باشد که در به تصویر کشیدن رمان نیل گیمن هیچ شرم و باکی ندارد. با نقد و بررسی قسمت ۱ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی) همراه با ما باشید.

توجه: پیشنهاد می شود قبل از خواندن این متن، قسمت اول سریال خدایان آمریکایی را مشاهده کنید.

قسمت ۱ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

 در قسمت افتتاحیه، سریال خدایان آمریکایی به همان اندازه ی رمانی که سریال از آن اقتباس شده یعنی رمان نیل گیمن موثر و گیرا است و همانند دیگر ساخته ی برایان فولر یعنی سریال Hannibal (هانیبال) غنی از نوآوری و خلاقیت می باشد، اما هنوز باید برای هیجان انگیز بودن اوضاع را کنترل کند. سریال با مقدمه ای خونین و مبتکرانه به درون داستان شیرجه می رود، در این مقدمه، رسیدن یک کشتی وایکینگ ها به یک ساحل بیگانه به نمایش در آورده می شود که در آنجا در سکوت از All-Father (خدایشان) تقاضای باد را دارند. قربانی کردن هایشان به جایی می رسد که آنها به طور داوطلبانه به دو گروه تقسیم می شوند و یک نبرد جعلی ولی خونین را به راه می اندازند. اودین که از این کار خوشنود می شود، با به وزیدن در آوردن باد، آنها را راهی خانه می کند، اما آنها هرگز متوجه نشدند که در حال رها کردن خدای ساختگی ای هستند که در آن ساحل ساخته اند و آن خدا برای قرن ها چشم انتظار مانده و اشتهایش برای پرستش و جنگ هرگز کاسته نشده است.

قسمت ۱ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

بیش از هزار سال بعد، در حیاط زندان، شخصیت شادومون با بازی ریکی ویتل می گوید: “احساس می کنم که یک تبر لعنتی بالای سرم آویزان است”، نمی خواهد نگران باشید، تبری بالای سر او آویزان نیست ولی یک طناب دور گردن او احساس می شود. تصاویر به دار آویختن با طناب در این قسمت که به نام ‘باغ استخوان’ می باشد، برای اولین در صحنه ای که وایکینگ ها در ساحل بیگانه بودند، شروع شد. آنها یک وسیله برای تشخیص باد و همچنین تمثال اودین را با طناب آویزان کردند.

شخصیت لو کی لایسمیت با بازی جاناتان تاکر که محرم اسرار شادومون می باشد، بیان می کند: “این کشور هنگامی که دست از اعدام کردن کشید، رو به نابودی رفت. نه چوبه داری بر پا می شود، نه معامله چوبه دار صورت می گیرد.”

شادومون نیز ادامه می دهد: “شوخی پای چوبه داری نیز وجود ندارد.” با این حال، این قسمت پر از طنز پای چوبه دار می باشد و تصاویر چوبه دار ادامه دار هستند و شادومون را نیز درگیر خود می کنند؛ از طعنه زدن به هم سلولی خود در زندان، او به صحنه نهایی کابوس مانند اولین قسمت سریال می رسد که در آن همانطور که او ناگزیر به دار آویخته شده، از آسمان خون و باران می بارد. برجستگی این تصاویر زجرکشی کردن اینگونه تلقین می کند که سریال خدایان آمریکایی یک نگاه طولانی و عاقلانه به زشت ترین بخش های حقایق آمریکا با شخصیت پردازی نوستالژی را در دست گرفته است.

قسمت ۱ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

تجسم ریکی ویتل از کاراکتر شادومون به ناچار ساکت تر از نسخه ی رمانی آن می باشد؛ بودن بر روی صحنه، نیازمند چیزی بیشتر از یک تهدید ساکت می باشد. اما ریکی ویتل موفق شده است تا شخصیت پر حرف تر خودش را با اندوخته ای قوی و متفکر به نمایش بگذارد. از تماس تلفنی به همسرش لورا (امیلی براونینگ) که در آن روزهای مانده به آزادی اش را می شمردند، تا خویشتنداریش در احضار غیرمنتظره به دفتر رییس زندان، عزم و از خود گذشتگی شادو را نمایان می کند. او می خواهد که سرش تو کار خودش باشد و تا زمانی که آزاد می شود به مشکلی بر نخورد. هنگامی که رییس زندان خبر مرگ لورا بر اثر تصادف را به او می دهد، شادو غافلگیر می شود. او به سختی از آزاد شدن زودتر خود برای رفتن به مراسم خاکسپاری همسرش غافلگیر می شود.

در طول قسمت، این نسخه ی پر حرف از شادو با نشستن یا ایستادن های طولانی و بی سر و صدای او تعادل قسمت را برقرار می کنند. در رویای وهم آور متوالی که در آن او در میان یک جنگل ساخته شده از استخوان راه می رود و یک آسمان گسترده پر ستاره را می بیند، یا هنگامی که او یک ماشین اجاره ای را در یک جاده خلوت می راند، یا هنگامی که در یک مشروب فروشی متفاوت توقف می کند، ویتل به صحنه های آرام تر شادو یک زندگی داخلی و حسی قوی می دهد که او شاهد چیزی بیشتر از آنچه می گوید، می باشد. او هنوز مرکز آن چیزی است که سریال خدایان آمریکایی به دور آن می چرخد.

قسمت ۱ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

تنها چیزی که سرسختانه و شبح وار شادومون را دنبال می کند، مرد گیج و فریبکاری می باشد که خودش را به نام آقای چهارشنبه (ایان مک شین) معرفی کرد. او برای اولین بار در فرودگاه در لباس یک مرد پیر احمق ظاهر می شود که در آستانه گریه کردن قرار دارد و می خواهد با گرفتن بلیط درجه یک به خانه برود. آقای چهارشنبه در هر نوبت به طرز غیرمنتظره ای ظاهر می شود، و در نهایت شادو که الان یک فرد زن مرده بدون دوست، خانه یا شغل می باشد، را ترغیب می کند تا با او به عنوان یک دستیار و یک بادیگارد مسافرت کند.

با توجه به اینکه سریال، اقتباسی از یک رمان مشهور می باشد، دو سوال ظریف ایجاد می شود، یکی اینکه دانش بیننده ها در مورد این داستان تا چه حد فرض شده است و دیگری اینکه در قسمت های بعدی تا چه مقدار به جزییات پرداخته خواهد شد. برای کسانی که با کتاب نیل گیمن آشنا هستند، قسمت افتتاحیه سریال خدایان آمریکایی به برخی از اتفاقات آینده اشاره می کند به عنوان مثال اینکه شادو آقای چهارشنبه را می شناسد ولی نه به صورت خاص یا دقیق، پس این گونه احساس می شود که این بیشتر از یک شوخی کنایه دار رنگین شخصیتی بیشتر نیست. اما من با اطمینان می توانم بگویم که تغییر سیال مک شین از یک قربانی لرزان به یک حیله گر پر افاده، و سهولتی که او با زبان نقره ای خودش پیشنهاد می کند، به گونه ای قابل توجه است که تنها پس از یک قسمت، من می توانم تصور کنم که آقای چهارشنبه همانند سریال Deadwood با بازی ایان مک شین به فردی بسیار حیله گر تبدیل خواهد شد تا به نقشی تبدیل شود که برای آن شناخته می شود.

قسمت ۱ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

توسعه ی وعده داده شده ی زنان در سریال خدایان آمریکایی در قسمت اول سریال به طور کامل به نمایش در آورده نمی شود. در عوض قسمت به جای اینکه روایت زن محور ورود خدایان قدیم به قاره ی جدید را به تصویر بکشد، نبرد وایکینگ ها را نشان می دهد. اما شخصیت های زن در این قسمت چه کوچک و بزرگ و چه صرفا کارگزار، به طرز ماهرانه ای به تصویر کشیده شده اند. بتی گیلپین نقش آودری را بازی می کند که دوست صمیمی لورا می باشد که به تازگی به او خیانت شده و بیوه شده است. پوزخند تلخ و ناجور او احتمالا ناخالصی را بیشتر می کند و به طرز بی پروایی تصاویری از بیقوارگی اش را به نمایش می گذارد، اما حتی آودری نیز عمیق و عمیق تر می شود و با ترکیدن اندوه سنگینش که توسط شهوت کینه آمیزش متوقف شده بود، آرام تر می شود. شخصیت لورا شخصیت زنی می باشد که در قسمت اول کمترین شفافیت را داشته است و باید در قسمت های آینده منتظر داستان شخصیتی او باشیم. از مامور بی حوصله بلیط فروش فردوگاه تا جذابترین الهه، بسیاری از این زنان حتی با وجود نگاه اجمالی به آنها، احساس وزینی داشتند.

بیلکوییس یا بلقیس با بازی یتای باداکی، الهه ای می باشد که قدرت، جوانی و جاودانگی را از عشق و پرستش های جنسی بدست می آورد و در این قسمت با استفاده از یک صحنه از رمان که ممکن است به طرز استثمارگونه ای نامعقول و بدترکیب باشد، معرفی شده است. تردید کسی که به دیدن این الهه آمده به اشتیاق تبدیل می شود و برای همیشه به بندگی این الهه در می آید.

این یک صحنه ی مکارانه برای به تصویر کشیدن است، چه از لحاظ فنی چه از لحاظ معنایی، و این یک پیروزی برای سازنده ها می باشد؛ این صحنه قوی، تلخ و شیرین و به طرز عجیبی متاثر است و هوسرانی صریح با محبت متعادل شده است. همانطور که باداکی او را به تصویر می کشد، بیلکوییس بدون وقفه بیش از یک میل می باشد. او در ابتدا از بازنشستگی به حریص و سپس به عالی تغییر می یابد و در پایان صحنه تشعش خدایی از او می تابد.

قسمت ۱ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

در قسمت اول، داستان خوش آمدگویی آزادانه از رمان می باشد و نقل قول های طولانی نثر و خاطرات نا گفته را به دیالوگ های تکه تکه ی گذرا تبدیل می کند و دستگاه های انتقال شسته و رفته را همانند یک کلاه واقعیت مجازی به سریال اضافه می کند. کلاه در ابتدا شادو را از جاده منحرف می کند و سپس به روی صورتش می پرد، و او را به فضایی دیجیتالی پرتاب می کند که در آن پسر فنی یا تکنیکال بوی با بازی بروس لانگلی او را احضار کرده است. کودکان، مردان بی چهره ای هستند و با سرعت تغییر می یابند که حسی می باشند که غرور گستاخانه با نیروی خشمگین پسر فنی را حمایت می کنند. علاوه بر این، این صحنه اعتماد به نفس سازنده های سریال یعنی فولر و مایکل گرین را ثابت می کند. همچنین آنها با مانور دادن بر روی داستان و کاراکترها از رمان به صحفه نمایش، تغییرات ریزی را انجام می دهند.

اولین صحنه ها از قسمت ابتدایی سریال خدایان آمریکایی، قلم، دوات و کاغذ هستند که در آن آقای ابلیس با بازی دیمور بارنز، گزارش خود از خدایان را می نویسد … زیرا فولر و گرین می دانند که آن داستان است که اهمیت دارد. اما داستان قرار نیست که به طور دقیق و در جزییات به منبع اصلی وابسته و باوفا باشد. وعده داده شده است که سریال خدایان آمریکایی به همان اندازه که شبیه به رمان است، از آن نیز متفاوت باشد. اگر قسمت های آینده همچنان با این اعتماد به نفس، حسگرایی باشکوه و حرکت های داستانی واضح ادامه پیدا کند، سریال خدایان آمریکایی ممکن است به همان اندازه که جذاب و بی پروا است، به جایگاهی گیج کننده و نا به جا برسد.

قسمت ۱ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

و در پایان به نکات ریزی می پردازیم به عنوان مثال، ستون های کلیسایی که مراسم خاکسپاری لورا در آن انجام گرفت، پژواکی معکوس از طرح کشتی وایکینگ ها می باشد. این قسمت پر از هوس و طنز خشک می باشد و بازیگران در نقش های خود بسیار عالی هستند. بث گرانت در نقش متصدی بار پررو بسیار عالی است و امیدواریم که بار دیگر او را ببینیم. در قسمت های آینده انتظار می رود که سریال خدایان آمریکایی به درون هویت فردی و فرهنگی عمیق شود.

سریال خدایان آمریکایی که به صورت هفتگی از شبکه ی استارز پخش می شود، پتانسیل بسیار زیادی برای تبدیل شدن به یک سریال عالی را دارد. اگر از آن دسته از افراد هستید که از سریال های هیجان انگیز و فانتزی با زمینه های رازآلود و خونین خوشتان می آید، پس پیشنهاد می شود که حتما سریال خدایان آمریکایی را دنبال کنید.

و اگر خواسته باشیم یک بازبینی کلی از این قسمت سریال داشته باشیم، این قسمت شروعی بسیار عالی با به تصویر کشیدن وایکینگ ها دارد، در ادامه نیز ریتم عادی را پی می گیرد و با معرفی منحصر به فرد آقای چهارشنبه نبوغ خود را به نمایش می گذارد. دعوای شادومون در مشروب فروشی کمی عجیب و غریب بود و آن شخص نیز به گونه ای مرموز معرفی شد و سریال باید برای آن پاسخ هایی داشته باشد و اگر قصد پرداختن به آن را ندارد، پس بهتر است که در قسمت های بعدی از اینگونه موارد بپرهیزد. معرفی شخصیت بیلکوییس بسیار عالی بود ولی زمان بندی سریال برای آن کاملا بد موقع بود و سبب یک وقفه در روند داستانی قسمت شد. تصویربرداری سریال به گونه ای است که جای پیشرفت دارد و موسیقی متن آن نیز در برخی موارد بسیار جذاب و عالی می باشد. با این حال، هنوز برای قضاوت کردن زود است و باید برای دیگر قسمت های سریال صبر کرد.

قسمت ۲ فصل ۱ سریال خدایان آمریکایی روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ پخش می شود. نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *