بیاتومگ – با نقد و بررسی قسمت ۳ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی) همراه با ما باشید. تصاویر رویایی و حتی داستان سرایی رویایی تر برای دو قسمت ابتدایی سریال خدایان آمریکایی همانند یک شمشیر دو لبه عمل کرده است. اگر چه که سریال همانند دیگر چیزهایی که سازندگان آن یعنی برایان فولر و دیوید اسلید قبلا ساخته اند، مجلل و با شکوه است ولی سرعت سریال تا حدی مزاحم و غیر استادانه می باشد. این موضوع در مورد خط داستانی چرنوبوگ که به همراه آقای چهارشنبه و شادومون شام را در آپارتمانی در شیکاگو به همراه خواهران زوریا سهیم می شوند، بیشتر جلوه می کند. اتلاف وقت در این آپارتمان قاتل چکش به دست و کشنده احشام بیش از حد نیاز می باشد.

این تصمیم که سرنوشت شادومون در قسمت قبلی به یک تعیلق عجیب ختم شود که یک عملکرد معمولی در داستان سرایی قسمتی می باشد، به خصوص در سریالی به مانند سریال خدایان آمریکایی، کاری بسی بیهوده بوده است. زیرا در قسمت سوم که دنباله ی این تعلیق پی گرفته می شود، متوجه می شویم که سریال چیز زیادی برای اضافه کردن به تمایل این خدای اسلاوی در مورد له کردن سر شادومون ندارد و عملا به تعویق انداختن این روایت داستانی به قسمت بعد کاری مضحک می باشد و در قسمت دوم باید به آن خاتمه داده می شد. در عوض قسمت سوم نقش گسترش و توسعه ی قسمت قبلی را ایفا می کند و این کار همانند این است که یک بازی در حالی به دور اضافی کشیده شود که همه از نتیجه ی نهایی آگاه هستند. با این حال، مدیریت زمان مرموز بین قسمت دوم و قسمت سوم که به نام ‘سری پر از برف’ می باشد، تنها یک سرانجام مجزا دارد و آن نیز معرفی زوریا پولوچنایا، الهه مشتاق ستاره (اریکا کارا) می باشد که ماه را از آسمان می چیند و به عنوان یک طلسم خوش شانسی به شادو مون می بخشد تا جایگزین خورشیدی شود که او در مبارزه خونین با سوئینی دیوانه داده است. تبادل بین این دو در پیچیدگی و طفره رفتن آشنا به نظر می رسد و به ظاهر جهان خدایان قدیمی حتی یک ظاهر فانتزی تر می دهد که در تصادم و تضاد با دنیای واقعیتی است که شادو در آن سر می کند.

قسمت ۳ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

ملاقات شادومون با خواهر سوم زوریا در پشت بام سبب می شود تا انتقال ناهموار از بازی پر مخاطره چکرز به فریبکاری دزدی از بانک با ساختن کلمات توهم زا کمی آسان تر باشد تا این احساس قطعه ای از داستان اصلی و در جریان سریال را داشته باشد. شادو رفتن و خارج شدن به سطح ها و برنامه های موجود را آغاز کرده است و این انتقال چیزی است که او هنوز آن را نفهمیده است ولی او در حال یادگیری است. به نظر می رسد که درک ضمنی از اهمیت سکه ای که پولوچنایا به شادو داد وجود دارد، به خصوص اینکه آن به نام خانوادگی اش مرتبط است و بلافاصله او تصمیم گرفت که چرنوبوگ را با یک مسابقه دیگر به چالش بکشد و او این کار را با بهره گیری از نقطه ضعف تمام خدایان یعنی غرورشان انجام داد.

قسمت سوم از گردهمایی مبهم و بدشگون در یک آپارتمان پر از دود سیگار به یک فریبکاری سرگرم کننده تغییر جهت می دهد که در آن بار دیگر جذابیت بی نظیر ایان مک شین مرکز صحنه را به دست می گیرد، در ابتدا با یک ناهار فی البداهه در یک رستوران چینی که به دنبال آن یک سرقت زیرکانه از بانک می باشد که شامل یک نیرنگ کوچک و یک طوفان برف ساختگی می باشد، او جذابیتش را به نمایش گذاشت. در ظاهر، این دو ربط زیادی به فریبکاری آقای چهارشنبه برای گرفتن سپرده های بانکی مردم ندارد، اما بعد، آنها در مورد مفهوم اساسی و اهمیت اعتقاد و باور و چگونه مورد استفاده قرار گرفتن آن سخن گفتند به خصوص برای مردی همچون آقای چهارشنبه که اعتماد غریبه ها را به دست می آورد و از آن به نفع خود استفاده می کند.

تا آنجا که قسمت به توضیح کارکرد همه چیز در سریال خدایان آمریکایی کار می پردازد، قسمت یک مسیر انحرافی جالب را سبب می شود که بیشتر بر روی پایه ریزی جنگ آقای چهارشنبه و ارزی که این خدایان، چه قدیم و چه جدید استفاده می کنند تمرکز می کند. بار دیگر، اهمیت یاد آوری و باور، جرییات تکراری را بازگو می کند که در آن آقای چهارشنبه چقدر کلاهبردار سطح بالایی است و اینکه او چگونه ایده ی برآمدن طوفان برف را در ذهن محافظ خود کاشت. مهم نیست که آیا شادو واقعا برف را فراخوانده است یا این نیز یکی دیگر از نیرنگ های آقای چهارشنبه می باشد. در عوض، همانطور که پولوچنایا اظهار داشت، و همانطور که شادو به دنیای عجیب و غریبی که به آن معرفی شده است، عمیق و عمیق تر می شود، تنها این مهم است که شادو به چیزی معتقد باشد.

بسته به اعتبار یا زیان سریال یا اینکه چقدر انحرافات داستانی سریال را دریافت کرده باشید، تجربه های تقریبا عجیب و غریب شادومون به خوبی با بیننده ها سازگار شده است. همانطور که در معرفی آقای انانسی و خط داستانی تقریبا ساکت بیلکوییس در قسمت قبلی، این قسمت نیز شامل دو خط داستانی نامرتبط بود که به معرفی دو کاراکتر ختم شد. اولین آن، آنوبیس یا آقای آیبیس (دمور بارنز) می باشد که یک زن را به سرنوشت مبهمش در زندگی پس از مرگ همراهی کرد. این یک دنباله تصاویر حیرت کننده می باشد که شاید برای آن که بی ربط احساس شود، بیشتر باارزش و با دقت ساخته شده است. این برخورد در قسمت بعدی معنای بیشتری پیدا می کند ولی بار دیگر، معرفی کوتاه چنین شخصیت هایی و جذابیت فعلی آنها با رابطه آنها با داستان اصلی و در جریان سریال ناسازگار است.

قسمت ۳ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

این موضوع در برخی زمینه های خاص در قسمت سوم نیز به چشم می خورد. رویارویی بین سلیم (امید ابطحی)، یک فروشنده جوان و جن (موسی کرایش) که در قسمت قبلی در حالی که جلسه ای را با آقای چهارشنبه به پایان رساند به طور مختصر دیده شد، نیز این موضوع وجود داشت. در حالی که بحث های زیادی پیرامون برخورد جنسی جن و سلیم وجود دارد که سبب تغییرات به ظاهر عمیقی در سلیم شد، اینکه چطور سازنده ها یعنی اسلید، فولر و مایکل گرین تجربه سلیم در آمریکا را تفسیر کرده اند حتی شاید بیشتر جالب توجه باشد. خصیصه و کیفیت کارهای برادران کوئن در انتظار طولانی سلیم برای ملاقات کاری با مردی به نام آقای بلندینگ که هرگز دیده نشد را می توان حس کرد. صحنه ای که سلیم بر روی یک ساعت بزرگ در حال چرخش به تصویر کشیده می شود، ما را یاد فیلم The Hudsucker Proxy از برادران کوئن می اندازد. گذشتن ساعت ها و به تصویر کشیدن انتظار طولانی سلیم به طرزی زیبا به تصویر کشیده می شود و در آخر نیز توسط منشی آقای بلندینگ به او گفته می شود که ملاقاتی در کار نخواهد بود و او باید برای گرفتن وقتی دیگر به صورت تلفنی اقدام کند.

پوچی شرایط و موقعیت سلیم به لطف اینکه چقدر منشی آقای بلندیگ دست و پا گیر است و معامله تجاری سلیم با این شرکت چقدر مبهم است، سرگرم کننده شده است ولی به هر حال، این یکی از واقعی ترین زمینه های سریال خدایان آمریکایی تا به حال می باشد. وضعیت و گرفتاری مهاجران کارگر و باور غلط رویای آمریکایی که بسیار معروف است، همانند یک شوخی منحصرا ظالمانه به آن کسانی می باشد که یک سند از کالاها را با سرزمین بی پایان فرصت ها معامله کرده اند تا چیزی شبیه به فریبکاری و فشار را به پایان برسانند که به نحوی، یک تجربه یکسان بین افراد فانی و خدایان می باشد.

در نهایت، داستان سلیم و جن با داستان چرنوبوگ و خواهران زوریا و آنچه که از آقای انانسی دیده شد به خوبی آمیخته می شود. این اساسی از ایده ها برای سریال خدایان آمریکایی ایجاد می کند تا همچنان به ساختن روایت بر روی آن ادامه دهد و اشاره می کند که پس از اینکه کمی جهان سازی پیش برود، و همانطور که سریال سبک اربابی خود را شرح دهد، ما احساس بیشتری در مورد مفهوم سریال خواهیم داشت.

قسمت ۴ فصل ۱ سریال خدایان آمریکایی با عنوان ‘گذشته ناخوشایند’ در تاریخ ۱ خرداد ۱۳۹۶ پخش خواهد شد. تیزری که برای قسمت چهارم منتشر شده است را می توانید در کانال تلگرام ما مشاهده نمایید.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz