بیاتومگ – مردی جوان و از طبقه ی کارگر به نام آرتور (چارلی هانام) در دوران باستانی لوندنیوم، راه خود را برای محافظت از زنی از فاحشه خانه ای که در آن بزرگ شده است را پیش می گیرد، راهی که می تواند آینده و نام جدیدی برای او دست و پا کند. آرتور که در طول زندگی اش با مشکلات متفاوتی رو به رو است، روزی توسط ارتش وُرتیجرن (جاد لاو) برای یافتن و بیرون کشیدن شمشیر افسانه ای Excalibur (اکسکالیبر) از یک تخته سنگ انتخاب می شود، کاری که از قضا از پس آن نیز بر می آید.

با چنین اتفاقی معلوم می شود که آرتور تنها وارث پادشاه آتر پندراگون (اریک بانا) است و باید تاج و تخت او را در دست بگیرد، البته این موضوع تهدید مستقیمی برای عموی او، ورتیجرن محسوب می شود. هر چند که آرتور سعی دارد تا از این شرایط جدید گریز کرده و زندگی ساده و همیشگی خود را داشته باشد، اما به زودی او باید برای کمک به یکی از شوالیه های پدرش به نام سر بیدِوِر (جایمون هانسو) و جادوگری مرموز و قدرتمند (آسترید برگس-فریزبی)، از قدرت های شمشیر افسانه ای اش استفاده کرده و در مقابل ورتیجرن بایستد.

فیلم King Arthur: Legend of the Sword (شاه آرتور: افسانه ی شمشیر) – جایمون هانسو و چارلی هانام

فیلم شاه آرتور: افسانه ی شمشیر که جدیدترین باز آفرینی این عنوان قدیمی می باشد به کارگردانی گای ریچی ساخته شده است، کارگردانی که قبلا در فیلم هایی چون Sherlock Holmes و The Man from U.N.C.L.E با کمپانی برادران وارنر همکاری داشته و این بار نیز پذیرفته است تا با این کمپانی همکاری مجددی در فیلم حماسی شاه آرتور داشته باشد. ریچی در این فیلم با داستان سرایی خوب، باعث شده است تا شاه آرتور ضمن برخی از مسائل ضعیفش، عنوان سرگرم کننده و قابل توجهی از کار در بیاید.

در حالی که فیلم شاه آرتور به کارگردانی آنتونی فوکوآ و محصول سال ۲۰۰۴ سعی در بازگو کردن داستان شاه آرتور و شوالیه هایش داشته است، گای ریچی بیشتر واقع بینانه بودن موضوع را برای فیلم خود در نظر گرفته است. صحنه های مختلف فیلم افسانه ی شمشیر، ترکیبی از فضاهای قرون وسطایی، محیط هایی شبیه ارباب حلقه ها و یادآور برخی از صحنه های بازی ویدئویی ویچر است که هر کدام به نحوه خود به جذابیت فیلم افزوده اند و با دیدن هر کدام از این صحنه ها می توان به بلند پروازی و بی پروایی ریچی در این فیلم پی برد.

فیلم King Arthur: Legend of the Sword (شاه آرتور: افسانه ی شمشیر) – جاد لاو

فیلمنامه ی شاه آرتور: افسانه ی شمشیر توسط دوید دابکین و جابی هارولد نوشته شده و این فیلمنامه بخش جذاب خود را ترجیحا مدیون ماجراهای شخصیت آرتور می باشد و در سایر موارد نتوانسته است در یک سطح با آرتور ظاهر شود. از داستان فیلم می توان به علاقه ی ریچی به بیان داستان ضد قهرمانانه پی برد، او در فیلم از آرتور و شوالیه های آینده اش چهره های مجرمی می سازد و این در حالی است که آرتور و گروهش در زمانی در تلاش برای مقاومت در برابر ورتیجرن می باشند و خوشبختانه این ترفند ریچی نیز در فیلم تاثیر مثبتی داشته است، اما تمام ابعاد مثبت فیلم صرفا به کارگردانی ریچی بر نمی گردد، بلکه برای تهیه ی صحنه های حماسی، فانتزی و محیط های تصویری عالی فیلم باید از فیلمبردار پروژه یعنی جان ماتیسون (فیلمبردار مورد علاقه ی ریدلی اسکات) تشکر کرد، چرا که هنر او یکی از دلایل اصلی به یادماندنی بودن فیلم شده است.

ریچی در این فیلم نیز مانند کارهای قبلی اش به جای مانور دادن بر روی داستان و روایت فیلم، تاکید بیشتری بر روی طراحی و سبک فیلمسازی خود داشته است. بازیگران مستعد فیلم نیز یار کمکی ریچی بوده اند و در راس آنها نیز باید مهمترین و کاریزماتیک ترین شخصیت فیلم یعنی آرتور با بازی چارلی هانام را نام برد. البته جا دارد به چهره های دیگری چون جایمون هانسو در نقش سر بیدِوِر، آیدن گیلن در نقش بیل ویلسون، کینگزلی بن-آدیر، نیل ماسکل و تام وو اشاره کرد که هر کدام در حد خود از پس نقش هایشان برآمده اند.

فیلم King Arthur: Legend of the Sword (شاه آرتور: افسانه ی شمشیر) – استرید برگس-فریزبی

یکی دیگر از اجراهای مهم فیلم بازی استرید برگس-فریزبی در نقش جادوگر می باشد، نقشی که به خودی خود می تواند در کنار آرتور از به یادماندنی و جذاب ترین های فیلم باشد. بازیگران مکمل دیگر فیلم مانند اریک بانا در نقش پدر آرتور به نام آتر لحظاتی و فلش بک هایی کوچکی در اختیار داشته که در همان اندازه نیز درخشش خود را نشان داده است. جاد لاو نیز با اجرای خوب خود کاملا مناسب شخصیت عموی شیطانی آرتور بوده است.

در پایان نیز می توان گفت که فیلم شاه آرتور: افشانه ی شمشیر به لطف کارگردانی ریچی عنوان حماسی/فانتزی جالبی از کار در آمده است، البته ریچی تنها عامل این موضوع نیست و فیلمبردار و همکار ریدلی اسکات یعنی جان ماتیسون را نیز باید به آن اضافه کرد، اما با تمام این گفته ها یک نقص جانبی بزرگ نیز در فیلم دیده می شود و آن هم فروش است، این فیلم ۲ ساعته از بودجه بالای ۱۷۵ میلیون دلاری خود تاکنون فقط ۱۳۰ میلیون دلار فروش داشته باشد، مسئله ای که شاید برای برخی ها مهم باشد و اگر قرار باشد صرفا بر اساس فروش قضاوت داشته باشیم، این فیلم شکست و ضرر سنگینی برای ریچی و کمپانی برادران وارنر می باشد.

  • نقد فیلم Dunkirk (دانکرک)

    بیاتومگ – با نقد فیلم Dunkirk (دانکرک) همراه باشید. بین ۲۶ می تا ۴ ژوئن سال ۱۹۴۰، سر…
  • نقد فیلم Atomic Blonde (بلوند اتمی)

    بیاتومگ – فیلم Atomic Blonde (بلوند اتمی)، فیلمی هیجان انگیز و شیک و در عین حال ناهم…
  • نقد فیلم The Dark Tower (برج تاریک)

    بیاتومگ – فیلم The Dark Tower (برج تاریک) به معرفی پسر ۱۱ ساله ای به نام جیک چمبرز (…

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz