بیاتومگ – سریال American Gods (خدایان آمریکایی) در قسمت ۷ فصل ۱ با این هدف متوقف می شود تا داستانی کوتاه از مد سوئینی را بازگو کند. با نقد و بررسی قسمت ۷ همراه با ما باشید.

هسته اصلی سریال خدایان آمریکایی در واقع در مورد داستان سرایی می باشد. افسانه ها و اسطوره علاوه بر اینکه سبب شکل گیری کاراکترها شده است، منبع قدرت آنها نیز می باشد یا حداقل داستان ها به عنوان یک مکانیسم تحویل به کار برده شده که از طریق آن، خدایان می توانند ایمان و باور را بدست بیاورند که آنها را پویا و با دوام نگه می دارد. تا به اینجا در فصل ۱، سریال از طریق تک گویی خدایان موجود همچون معرفی آقای نانسی در قسمت دوم، سخنوری نمایشی مدیا و البته آموزش غیر مستقیم شادو مون توسط آقای چهارشنبه به مفهوم داستان سرایی پرداخته است.

بنابراین، چندان جای تعجب ندارد که سریال کل یک قسمت را وقف داستان سرایی یک نفر بکند، یک نفری که از شخصیت های اصلی در جنگ در حال وقوع در مقابل آقای ورد و خدایان جدید نیست بلکه یک نقش پشتیبان می باشد، فردی که تاکنون زمانش را صرف حاشیه داستان بزرگتر سریال کرده است. این شخص آقای آیبیس (دمور بارنز) می باشد، مردی که در وظیفه اش به عنوان متصدی کفن و دفن به آقای جکیل کمک می کند و همانطور که در این قسمت دیدیم، او در واقع وقایع نگار داستان خدایان قدیمی است.

قسمت ۷ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

قابل درک است که تهیه کننده اجرایی برایان فولر و مایکل گرین و نویسنده معتبر ماریا ملنیک می خواهند آقای آیبیس و نقشش در سریال را بیشتر بررسی کنند، به خصوص اینکه آن به ماهیت استعاره داستانسرایی مربوط می شود که برای سریال و کتابی که منبع سریال می باشد بسیار مهم است ولی اینکه این مورد دقیقا در قسمت یکی مانده به آخری رخ بدهد، کمی اشتباه و گمراه کننده می باشد. این به معنای این نیست که چیز زیادی در مورد قسمت ۷ نیست که دوست داشتنی باشد؛ قسمت ۷ به وضوح قسمتی می باشد که دیدی درونی از لپرکان بدخلق و چموش را ارائه می دهد و در همین حین نیز رابطه بهتری بین مد سوئینی و لورا مون را پایه ریزی می کند. و با این حال، با جنگ بین خدایان جدید و قدیم که در افق دیده می شود و انتظار برای بازگو کردن علت ارتباط مرموز شادو مون با آقای چهارشنبه، منحرف کردن توجه بیننده ها به قسمتی بطری مانند (قسمتی که ارزان ساخت است و در آن سعی می شود با استفاده از بازیگران غیر اصلی تا حد ممکن بر روی روند داستان تاثیر بگذارند) مثل این قسمت، شبیه به این کار است که شما به جای اینکه روز آخر تعطیلات خود را به جای اینکه صرف دیدن بهترین مکان ها کنید، به تماشای یک منظره ناچیز و نه چندان جذاب بپردازید.

گذشته از احتمال وجود خطا و لغزش در چنین قسمت هایی که قسمت یکی مانده به پایان فصل می باشد، قسمت ۷ استفاده ای مناسب از امیلی براونینگ در نقشی دو گانه کرده است. در این قسمت امیلی براونینگ علاوه بر اینکه نقش لورا مون زامبی را بازی می کند، در راستای اهداف داستان سرایی آقای آیبیس، نقش اسی مک گوان جوان را به تصویر می کشد، زن جوان ایرلندی مو قرمز که باور به قصه های عامیانه در مورد جن و لپرکان ها، سرنوشتش را به مد سوئینی گره می زند. اگر چه تا دقایق آخر معرفی مناسبی بین این دو  رخ نمی دهد، جایی که در آن، فیونولا فلانگان فوق العاده که در اوایل قسمت نقش مادربزرگ اسی جوان را بازی کرد، حال نقش اسی مسن را به تصویر کشید.

قسمت ۷ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

داستان اسی از جهات بسیاری شبیه به خدایان در سریال خدایان آمریکایی می باشد، در آن داستان، اسی خود را در حال وفق یافتن با شرایط به ظاهر خارج از کنترلش می یابد و سپس از شرایط نوظهور خود استفاده می کند تا به نوعی خود را پشتیبانی کند. پژواک زیادی از داستان خدایان در سفر خودسرانه اسی از ایرلند به آمریکا وجود داشت، نه تنها در چگونگی اینکه در هر دو نوع داستان، چه داستان خدایان چه داستان اسی، هر دو در حال تلف شدن در سرزمینی بیگانه می باشند، بلکه، در اینکه آنها مجبور می شوند تا خودشان را با توجه به شرایط تغییر بدهند. در این مورد، اسی در ابتدا در آشپزخانه ای از خانه ای ثروتمند کار می کرده و هنگامی که زیاد مشغول تمیز کردن سبزیجات نبود، داستان هایی که مادر بزرگش زمانی که او بچه بود برایش تعریف می کرده را برای بچه ها در همان آشپزخانه بازگو می کرد. پس از قراری عاشقانه با پسر صاحب خانه که منجر به متهم شدن اسی به دزدی و سپس محکوم شدن به هفت سال بردگی در آن سوی اقیانوس می شود، خانم جوان خودش را می یابد که در واقع او به طرز ناعادلانه ای لکه دار شده است.

قسمت ۷ فصل ۱ سریال American Gods (خدایان آمریکایی)

چیزی که قسمت ۷ در آن موفق بود، نشان دادن قابل انعطاف بودن هویت می باشد و اینکه شرایط و نیاز چگونه می تواند یک فرد را برای همیشه تغییر دهد، و آن فرد می تواند به کسی تبدیل شود که حتی برای خودش نیز جای تعجب دارد. داستان این قسمت کمتر در مورد مد سوئینی و اینکه چگونه او به آمریکا پا گذاشته می باشد و نسبتا در مورد لورا مون و اینکه چطور وضعیت حال حاضر او یعنی زنده ای که درون بدن در حال فاسد شدن گیر افتاده تا حد زیادی درک او از خودش و به طور خاص آرزوی مرگش قبل از اینکه بمیرد را بازنویسی می کند.

همانطور که اسی از خدمتکار آشپزخانه با مقدار زیادی داستان برای گفتن به یک دزد در خیابان های لندن و سپس یک خدمتکار سابق و زن احتمالی یک زمین دار ثروتمند در آمریکا حرکت می کند، قسمت با موضوعات رایج سریال به شیوه ای عمدتا سرگرم کننده بازی می کند. این خیلی لذت بخش است که امیلی براونینگ را در نقشی بسیار متفاوت ببینم و با این حال، این نقش همچنان شباهت هایی به نقش لورا را داشته باشد. همچنین لذت بخش بود که سریال این ایده که هر شخصی که در داستان مهم است، یک فرد فریبکار می باشد را تکرار کرد.

چیزی در نتیجه گیری داستان اسی طنین انداز می شود و همان کمی امید را به موضوع لورا وارد می کند. و با این حال، به عنوان قسمت یکی مانده به پایانی فصل اول، اینکه سریال خدایان آمریکایی برای پرداختن به یک قسمت مماس متوقف می شود که هدفش بازگو کردن داستان مد سوئینی است، بیننده بین لذت بردن از یک قسمت مماس احساسی و در تعجب بودن از اینکه آیا سریال با داستان در دستش پیش می رود یا خیر، گیر کرده است.

با پایان این قسمت، موضوعات و زمینه های زیادی برای پوشش دادن در قسمت پایانی باقی می ماند. خیلی جالب خواهد بود که ببینیم سریال خدایان آمریکایی چگونه موضوعات را پیش از فصل ۲ به جلو می برد.

قسمت پایانی فصل ۱ سریال خدایان آمریکایی با نام Come to Jesus روز دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ پخش خواهد شد.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz