بیاتومگ – جسی کاستر و همرامان اولین روز از سفر جاده ای برای پیدا کردن خدا را آغاز می کنند. با نقد و بررسی قسمت ۱ فصل ۲ سریال Preacher (واعظ) همراه با ما باشید.

توجه: متن زیر داستان قسمت ۱ را فاش می کند، قبل از خواندن متن، قسمت ۱ فصل ۲ سریال را ببینید.

اگر به فصل اول سریال واعظ شکایت و گله ای وارد شد، به این دلیل بود که سریال، یک فصل کامل را صرف بر پا کردن چارچوبی کرده است که کتاب کمیک واعظ آن را تنها در چند شماره ایجاد کرد. سریال واعظ، داستان سه دوست عجیب و غریب می باشد که در جستجوی خدا به جاده زده اند و در حال حاضر نیز سریال آنچه که ما واقعا می خواهیم در مرکز داستان جریان داشته باشد را در فصل ۲ دایر کرده است. دیر دیدن بهتر از هرگز ندیدن است، درست می باشد؟ فصل ۲ سریال با مفهوم واضح تری از هدف و حسی تیره تر از طنز، مصیبت جسی کاستر، تولیپ اوهیر و کسدی خون آشام را رنگ آمیزی می کند و به سرعت خود را به بهترین نحو ممکن شکل می دهد تا بهتر از فصل ۱ باشد.

قسمت ۱ فصل ۲ سریال Preacher (واعظ)

قسمت ابتدایی فصل دوم سریال که به نام ‘در جاده’ می باشد، درست از همان جایی آغاز می شود که قسمت نهایی فصل اول به پایان رسید که در آن جسی و دوستان در نهایت سفر جاده ای را شروع کردند. آن ها از اینکه شهر انویل الان یک تپه بزرگ خاکستر است و یک قاتل کابوی شیطانی به شدت در تعقیب آنها می باشد، کاملا بی خبر هستند. اگر چه پرش زمانی بین دو فصل وجود نداشت، با این حال، سریال با توجه به تغییراتی که در محیط و زمینه و همچنین کاهش بازیگران ایجاد کرده است، حس بسیار متفاوتی را منتقل می کند. ندیدن کاراکترهایی همچون امیلی وودرو یا اودین کویینکنن بسیار نا امید کننده می باشد ولی سریال با این حرکت توجه بیشتری بر روی هسته پویای جسی/تولیپ/کسیدی می کند. و قطعا این مورد به داستان سریال یک تکان و تحرکت خاصی می دهد.

تهیه کنندگان اجرایی سریال یعنی ایوان گلدبرگ و ست روگن، علاوه بر اینکه کارگردانی این قسمت را در دست داشتند، سکان دار کارگردانی ۵ قسمت بعدی فصل ۲ نیز می باشند، و به طور قطع، تاثیر آنها در حوادث دنباله دار ابتدایی قسمت ۱ کاملا برجسته بود. هر سریالی در قسمت ابتدایی فصل، یک خون آشام ایرلندی که در مورد ترکیبات کرم های پوستی صحبت می کند را هسته قرار نمی دهد و سپس یک تعقیب و گریز را آغاز نمی کند، این کاری است که سریال واعظ انجام می دهد و مطمئنا نشات گرفته از تهیه کنندگان اجرایی آن می باشد. نور پردازی گرم و احساسی و همچنین ارائه ای در سبک موزیک ویدیو سبب می شود تا همه چیز بهتر عملی شود.

قسمت ۱ فصل ۲ سریال Preacher (واعظ)

مجددا، به نظر می رسد که حس شوخ طبعی سریال در این فصل پیچیده تر و دقیق تر شده است. جلوه های مخوف همانند روده بریده ای که از پشت ماشین تولیپ آویزان بود و واکنش غیر معمول تولیپ و کسیدی به هنگامی که یک زن را در قفس دیدند، واقعا سرگرم کنندگی سریال را افزایش می دهد و اصالت سریال را پر رنگ تر می کند. درست زمانی که قهرمانان داستان ما می خواهند در مورد نابود شدن شهر انویل بدانند، چیزی مانع آنها می شود. همین موضوع سبب شکل دادن جواب فصل برای اتفاقات تکراری همانند مرگ تام کروز یا تنفر غیر منطقی کسیدی از فیلم The Big Lebowski (لبوفسکی بزرگ) در فصل اول می شود.

همچنین حضور کاراکتر قدیس آدمکش ها در فصل ۲ سریال به عنوان شخصیت منفی اصلی، بسیار سرگرم کننده و جالب است. به واسطه اولین حضور قدیس آدمکش ها در فصل دوم که به همان اندازه آرنولد شوارتزنگر، دارای خوی وحشتناک و بی عاطفه است، سریال در این نقطه به حالت ترمیناتوری کامل وارد می شود. این واقعیت که ایوان گلدبرگ و ست روگن در نشان دادن کاراکتر در این قسمت محافظه کارانه عمل کرده اند، فقط جنبه عرفانی کاراکتر را افزایش داده است. ترسناک ترین شخصیت های منفی، آن هایی می باشد که شما نمی توانید ببینید، و صحنه ای که پلیس ها یکی پس از دیگر توسط اسنایپری نامرئی از جهنم به زمین می افتادند، بیشتر از هر تیراندازی ساده دیگر موثری بود. هر چند، این به معنای آن نیست که قدیس در صحنه های نزدیک، حسی قوی را منتقل نمی کند. صحنه هایی که او زبان صاحب فروشگاه بدبخت را به راحتی بیرون می آورد یا به مایک (گلن مورشاور) به نحوی بدگمانانه خیره می شود، حتی بیشتر او را به عنوان دشمنی خوف آور و غیر قابل توقف جلوه می دهد. با این همه، بسیار خوب است که فصل گذشته ایوان گلدبرگ، ست روگن و سم کتلین این زحمت و سختی را به جون خریدند تا زمینه ای از قدیس آدمکش ها را به ما نشان دهند، آنها کاری بسیار عالی انجام دادند و قبل از اینکه او را در میان مردم تگزاس از بند رها کنند، پس زمینه غم انگیز او و انگیزه هایش را سازماندهی کردند و نمایی بهتر از او به ما دادند.

قسمت ۱ فصل ۲ سریال Preacher (واعظ)

این قسمت با یکی دیگر از مشکل های عمده ای دست و پنجه نرم کرده است که سریال در ارتباط با منبع اصلی دارد. این رویکرد زیرکانه و مبهمی که سریال برای توصیف شخصیت جسی در پیش گرفته است، شاید برخی موارد سبب ناخوشنودی بیننده شود. در کمیک، جسی زمانی سفر خود را آغاز می کند که به طور کامل متشکل از قطب اخلاقی و معنوی می باشد. او فرد بی عیب و نقصی است ولی مفهومی روشن از درستی و نادرستی دارد (که هر دوی آنها توسط پدر محجوب و دوران کودکی ای سمت و سوق گرفته اند که صرف دیدن فیلم های جان وین کرده است). در کتاب کمیک، جسی در همان ابتدا متوجه می شود که قدرت جنسیس چیزی نیست که مورد سوء استفاده قرار گیرد یا به راحتی گرفته شود. با این حال، در اینجا ما می بینیم که جسی هنوز تمایل دارد تا از این قدرت در راستای اهداف شخصی استفاده کند، و در همین راستا نیز گروهی از پلیس ها که تنها جرمشان تلاش برای اجرای قانون بوده را مورد تحقیر قرار می دهد. به همان اندازه ای که این صحنه سرگرم کننده می باشد، جنبه ناراحت کننده ای نیز در خودش دارد. در همین جا نیز قدیس از راه می رسد و تمام آن پلیس ها را با بی رحمی تمام به زمین می زند.

این وضعیت پیچیده ای است. گاهی اوقات جسی کاستر کمتر خنده دارتر ولی اساسا شگفت انگیز در کمیک ها بهتر از این جسی کاستر می باشد، ولی در اینجا باید چیزی در مورد رویکرد سم کتلین و همکارانش گفته شود. به نحوی، رفتار خودخواهانه جسی به سریال حسی از حزن و اندوه را منتقل می کند. در حال حاضر در این فصل، ما رشته حوادث ناگواری را دیده ایم که به هنگامی رخ می دهد که مردم بدشانس گذرشان به مسیر جسی کاستر می خورد. جسی توسط نفس خود و میلی خودخواهانه برای قهرمان داستان خود بودن کنترل می شود. او تا حد زیادی از عوارض و عواقبی که این جستجو بر روی اطرافیانش می گذارد، نا آگاه است. هر چند صحنه نهایی با تولیپ نشان داد که سنگینی این مرگ ها در حال حاضر به مسئولیتی بر روی دوش جسی تبدیل شده اند. بنابراین، اگر این نسخه جسی از نسخه کمیک جسی بیشتر ناقص و خودخواهانه می باشد، حداقل فضای زیادی در طی فصل برای رشد او و تبدیل شدن به جسی کاستر اصلی و مد نظر وجود دارد.

قسمت ۱ فصل ۲ سریال Preacher (واعظ)

با توجه به این موضوع، فصل جدید به سرعت یک وضعیت جدید ایجا می کند که در سه جبهه کار می کند. اول، یک کمدی تیره لذت بخش وجود دارد که روحیه واقعی همکاری اصیل بین استیو دیلون و گارث انیس در کتاب های کمیک را به تصویر می کشد. دوم، یک راز و معمای جاذب وجود دارد و جسی و دوستانش به آرامی انگیزه های خدا برای رفتن را کنار یکدیگر قرار می دهند. و سوم، یک داستان غم انگیز وجود دارد، چون به نظر می رسد که هر توقفی در امتداد راه، منجر به رنج و خون ریزی های ناخواسته بیشتری می شود. حال که قهرمانان ما برای محیط های بیشتری شهر انویل را ترک کرده اند، همه چیز به خوبی در حال شکل گیری است.

حال که سخن از خالقان کمیک واعظ به میان آمد، خیلی خوب بود که سازنده ها در پایان این قسمت با نوشتن ‘برای استیو’، ادای احترامی به استیو دیلون کردند. درگذشت ناگهانی وی در سال گذشته ضربه بزرگی به دنیای کمیک بود ولی خوشحالیم که می دانیم حداقل استیو قبل از مرگش، تبدیل شدن یکی از مشهورترین آثارش به یک سریال را به چشم دیده است.

سریال واعظ، فصل دوم خود را از وضعیت درستی آغاز نمود. ممکن است زمان طولانی ای طول بکشد تا سریال اساس سفر جاده ای که برای کمیک بسیار مهم است را بر پا کند ولی به نظر می رسد که سریال در مسیر درستی قرار دارد و به هیچ وجه کمبود زمان نیز ندارد. میان تمام طنز تیره و تهدید های وحشتناکی که قدیس آدمکش ها ارائه داد، این قسمت یک احساس و تاثیر قوی به جا گذاشت. همانطور که گفته شد، بسیاری از چیزها به این بستگی دارد که سریال چگونه قوس شخصیتی جسی را کنترل کند.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz