بیاتومگ – پس از شروعی آرامی، سریال دنده را عوض می کند و اولین سلسله اکشن عمده فصل جدید را ارائه می دهد که تاثیر عمده ای بر پیش برد داستان دارد. با نقد و بررسی قسمت ۲ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) همراه باشید.

قسمت هفته گذشته سریال بازی تاج و تخت در دنیای مجازی با انتقاداتی پیرامون نیروی محرکه روایت یا عدم وجود درک وابستگی مواجه شده بود. از آنجا که این فصل نسبت به فصل های عادی کوتاه تر است و باید زمینه های زیادی را پوشش بدهد و همچنین اینکه فصل بعدی نیز از این هم کوتاه تر است، پس قابل درک است که برخی از افراد از سستی و سرعت کند قسمت ابتدایی فصل ناراحت باشند. در حقیقت، کل یک ساعت قسمت صرف بررسی کاراکترها و موقعیت فعلی شان شده بود تا اینکه در پایان قسمت، طرفداران دنریس را مشاهده کردند که پا در وستروس گذاشت و با تیریون به اتاق جنگ واقع در خانه اجدادی تارگرین ها رفت تا کار را آغاز نماید. از سوی دیگر، قسمت های افتتاحیه فصل های دیگر بازی تاج و تخت نیز از همین فرمول استفاده می کنند و همیشه قسمت های ابتدایی به چیدن مهره ها می پردازد و لازم به ذکر است که تاکنون این فرمول به خوبی کار کرده است، پس اینکه دیوید بنیوف و دی دبلیو وایس فقط به خاطر اینکه این فصل چندین قسمت از دیگر فصل ها کمتر دارد، این فرمول را تغییر نداده اند، جای شگفتی ندارد.

طرفداران محاصره و سقوط مقر پادشاهی به دست دنریس، سه اژدهایش، دوتراکی ها و همه کسانی که به معنای واقعی کلمه در دور میز در دراگون استون به او پیوستند را نخواهند دید و دلیل آن را نیز قسمت ۲ سریال به نام Stormborn (زاده طوفان) توضیح می دهد. همانطور که معلوم شد، نقشه دنریس صرف نظر از اینکه چه کسی بر روی تخت آهنین می نشیند، هرگز نابودی کامل مقر پادشاهی نبوده است. در عوض و همانطور که تیریون و او به الاریا سند و اولنا تایرل شکاک توضیح دادند، در حالی که یارا و تئون به همراه ارتش های خاندان دورن و تایرل مسئولیت محاصره و احاطه مقر اصلی قدرت وستروس یعنی مقر پادشاهی را به دست می گیرند، نیروهای مادر اژهایان در جایی دیگر با گرفتن کسترلی راک مشغول پایان دادن به آنچه می باشند که از خاندان لنیستر باقی مانده است.

این یک طرح قوی و مستحکمی می باشد، طرحی که برای تیریون چندین امتیاز را بدست می آورد یا حداقل به اولنا تایرل و الاریا سند ثابت می کند که تیریون دیگر به برادر و خواهرش وفادار نیست. چیزی که در این توضیح ثابت می شود، این می باشد که در این فصل یکی مانده به آخر، چیزی های بیشتر در جریان می باشد که ربایش و تصادمی برای دیدن اینکه چه کسی بر روی تخت آهنین می نشیند را به وجود می آورد. نا امیدی و سرخوردگی یارا نسبت به اینکه چرا دنریس به سادگی آنچه که می خواهد را نمی گیرد توسط دیگر اعضای اتاق تکرار می شود، با این حال، همانطور که ملکه آینده وستروس واضح بیان می کند، او علاقه ای به حکمرانی بر تپه ای از خاکستر ندارد بلکه بیشتر ترجیح می دهد تا با دیگر کسانی که با سلطنت سرسی مخالف هستند و با ملکه ای با سه اژدها مخالفت ندارند، متحد شود.

قسمت ۲ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)؛

بیشتر این قسمت صرف صحبت افرادِ در موضع قدرت در مورد اهمیت اتحادها و متقاعد کردن افراد پیرویشان برای ادامه دادن وفاداری شان، حتی اگر این به معنای اضافه کردن یک فرد بیشتر باشد، می شود. همانطور که واکنش افراد در شمالی در مورد پاسخ دادن به نامه دنریس تارگرین توسط جان و همچنین فشار جیمی به رندال تارلی برای سوگند وفاداری خوردن به سرسی این موضوع را ثابت می کند، تمایل به انجام از این دست کارها در سریال بازی تاج و تخت رایج است. این موضوع در سراسر اتاق جنگ دراگون استون نیز به چشم می خورد. با اینکه نقشه دنریس و تیریون دقیق و استوار بود ولی با این حال، اولنا تایرل در جلسه ای خصوصی به آن اعتراض کرد و به جای آن پیشنهاد داد که شاید مادر اژدهایان به جای توصیه مشاورش، بهتر باشد بیشتر شبیه به سه فرزند آتشینش عمل کند.

بدون شک، کاراکتر اولنا باهوش ترین کاراکتر حاضر در سریال می باشد، و زمانی که او توصیه ای می کند، بهتر است که به آن گوش فرا داد. اما اولنا به دنریس می گوید که مثل یک اژدها رفتار کن و خود این موضوع به خودی خود مشکل دارد و موجب ناراحتی می شود. اولنا که همچنان سوگوار نوه هایش می باشد، همانند الاریا بسیار علاقه مند است تا مقر پادشاهی و سرسی به تپه ای از خاکستر تبدیل شوند و صحبت پایانی او با دنریس و توصیه اش برای اینکه مثل اژدها باش، ظاهرا خدمت به خود می باشد. در همین راستا، صحنه راهنمایی اولنا به صحنه اعتراض سانسا در مورد نامه تیریون ختم می شود. سانسا ادعا می کند که اعتماد کردن به نامه تیریون نه تنها دعوت به یک تله می باشد بلکه هر گونه اتحادی با تارگرین ها، راهی مطمئن و نتیجه بخش برای تکرار تاریخ است.

سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

از آنجا که جان و داووس قصد رفتن به دراگون استون را دارند، حال، ملاقات دنریس با جان به نظر دور از دسترس نیست و می توان آن را اجتناب ناپذیر دانست. در حالی که حضور امیلیا کلارک و کیت هرینگتون در یک صحنه پس از گذشت شش فصل از سریال می تواند صحنه ای دیدنی و تماشایی باشد، اینکه این موضوع ممکن است در سومین قسمت فصل ۷ سریال رخ بدهد، می تواند جواب محکمی به کسانی باشد که در مورد سرعت پیشروی سریال نگران هستند. هر فصل همانند داستان و این جهان در حال کوچک و کوچک تر شدن می باشد و حال که سریال در مسیری قرار گرفته تا به روایت کاراکترها (برخی از کاراکترها) خاتمه بدهد، در این میان حداقل یک تغییر قابل توجه وجود دارد و آن نیز این می باشد که همه آنها در حال صحبت و تصمیم گیری در مورد این می باشند که با دیگری چه کنند.

آگاه بودن این کاراکترها از وجود یکدیگر و نقشه کشیدن برای مقابله کردن با هم سبب اصلاح عمل کردن می شود، به این معنا که هر عملی که از اینجا درباره بیرون گرفته شود، بخشی از پایان بازی است. هر تصمیمی، سنگینی باور نکردنی ای دارد، به خصوص اینکه مشخص نیست چه چیزی نتیجه این تصمیم باشد. به هنگامی که جان، شمال را به دستان سانسا می سپارد، سانسا به رسمیت شناختنی که می خواست را بدست آورد، حتی اگر این هنوز کمتر از چیزی است که او سزاوار آن است. با این حال، لبخند روی صورت لیتلفینگر کمی نگران کننده است.

قسمت ۲ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)؛

سریال همچنان زمان خود را صرف وعده دادن در مورد چیزهای بزرگ پیش رو می کند. این قسمت نیز وقت بیشتری را صرف ماجراجویی سموئل تارلی و جورا مورمونت در سیتادل می کند، جایی که احتمالا راه حلی بسیار ناراحت کننده برای عفونت خاکستری که در سراسر بدنش پخش شده پیدا شده است. این صرف زمان در مورد آریا نیز صدق می کند که پس از شنیدن اینکه الان برادرش در وینترفل پادشاه می باشد، تلاش خود برای رسیدن به مقر پادشاهی را رها می کند و این کار او را به سوی نایمریا وحشی (یا وحشی تر از قبل) هدایت می کند که حال از زندگی نیمه اهلی رهایی یافته است. این برخورد، جستجو و خواسته طولانی آریا را فرا می خواند، به طوری که جمله “این تو نیستی”، امتناع آریا از داشتن زندگی ای آرام و اهلی که او را به این نقطه رسانده است را منعکس می کند.

تمام آنچه که در قسمت ۲ فصل ۷ سریال در جریان بود تا اتحاد های احتمالی را پایه ریزی کند و بخش های عمده ای در راستای پیشرفت داستان را رو به جلو ببرد، به خوبی با حمله عظیم به یارا و تئون توسط عموی روانی شان به نام یورون پاسخ داده شد. یورون به سرسی قول یک هدیه را داده است و احتمالا این هدیه زندانی شدن الاریا و یارا خواهد بود. این صحنه، نمایشی بود که برای یورون و همچنین سریال موثر و گیرا بود، به خصوص اینکه این را می توان پاسخی به انتقادات هفته گذشته دانست. نه تنها ناوگان دریایی دنریس از بین می رود، بلکه مارهای شن و ماسه نیز یکی پس از دیگری کشته می شوند، و تئون نیز در بدترین لحظه ممکن به ریک (نامی که رمزی بولتون، تئون را با آن صدا می زد) رجوع کرد و به جای کمک به خواهرش، تصمیم به بیرون پریدن از کشتی گرفت.

در پایان، قسمت ۲ فصل ۷ سریال به نام زاده طوفان، ترکیبی توپر و قوی از مقدمه چینی و نمایش بصری بود که با اقدام چشمگیر یورون، فصل را به مرحله ای تازه تر می برد. سریال بازی تاج و تخت نیز با بالا بردن سطح ها، به خوبی این نبرد چشمگیر را دنبال خواهد کرد. حمله ناگهانی یورون نیازمند پاسخی از طرف مادر اژدهایان می باشد و با وجود تنها ۵ قسمت دیگر، تلافی و کیفری سریع، خوب خواهد بود.

قسمت ۳ فصل ۷ سریال بازی تاج و تخت با نام “عدالت ملکه” در روز دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ پخش خواهد شد.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz