بیاتومگ – با نقد و بررسی قسمت ۳ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) همراه باشید. در این قسمت که آهسته تر از آنچه بود که انتظار می رفت، با این حال همراه با چندین سوپرایز بود، سریال، جان اسنو و دنریس تارگرین را در نهایت رو در روی هم قرار می دهد.

بدون شک جلسه و ملاقاتی که در این قسمت از سریال بازی تاج و تخت به نام “عدالت ملکه” به نمایش در آمد، یکی از مورد انتظار ترین ملاقات ها در تاریخ سریال می باشد. با توجه به اینکه در این مدت هفت سال چقدر سریال بر روی دنریس و جان اسنو سرمایه گذاری کرده است، دیدن آنها در یک اتاق در روبروی هم در هر شرایطی یک پیروزی به شمار می رود. ولی ملاقات آنها زمانی اهمیتش بیشتر شد و بیش از حد، مورد انتظار بود که نسب مجهول جان اسنو در فصل گذشته مشخص شد (یا حداقل تایید شد، با توجه به تئوری R + L = J که در سراسر اینترنت پخش شد و جان را حاصل رابطه ریگار تارگرین و لیانا استارک می دانست) و همچنین از آنجا که در این قسمت جان بیان می کند که او یک استارک نیست و درست بعد از آن نیز یکی از اژدهایان دنریس یک پرواز نمایش را انجام می دهد، به نظر می رسد که سریال در حال سرنخ دادن به بیننده می باشد و می خواهد کم کم واقعیت را آشکار کند.

این به آن معنا می باشد که زمانی که وقت آن فرا می رسد که سازنده ها به بیننده چیزی که این دو کاراکتر در مورد اهمیت ملاقاتشان نمی دانند را یادآوری کند دیوید بنیوف و دی بی وایس اصلا هیچ اشتباهی مرتکب نشده اند. با این حال، از آنجا که مدت زیادی صرف کار بر روی این نقطه اوج شده است و اینکه چگونه بسیاری از کاراکترها باید می مرده اند تا جان و دنریس در جایگاه های فعلی خود قرار بگیرند، فقدان زیرکی و ظرافت نویسنده ها را می توان به سبب بزرگی و شکوه آن لحظه و آنچه که این ملاقات ممکن است برای آینده وستروس معنا بدهد را فراموش کرد. و اگر چه که همکاری بین مادر اژهایان و شاه شمال به سرعت به بار نمی نشیند و در صورت به بار نشستن می توانست این فصل کوتاه را به سود برساند، ولی سریال همچنان از معرفی های کوتاه، دو پهلو و کمی جنگجویانه به همراه ترکیب مناسبی از شوخ طبعی و فوریت لذت می برد، و مسلما تا به اینجای فصل نیز برخی از بهترین دیالوگ های ممکن به زبان آورده شده اند.

قسمت ۳ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

لحظه ملاقات دنریس و جان چندان با شکوه و با تفصیل پیش نمی رود زیرا دیوید بنیوف و دی بی وایس به همراه کارگردان این قسمت یعنی مایک مایلود تاکید را بر روی منافع و نیازهای متفاوت این دو کاراکتر و همچنین فوریت و نیاز شدید تلاش های مربوطه آنها قرار می دهند و در همان ابتدا این دو کارکتر را در موقعیت عدم توافق با یکدیگر می گذارند. جان تمایلی ندارد تا در جلوی دختر شاه دیوانه زانو بزند و بیعت کند و دنریس نیز جان را به عنوان یک شمالی در شورشی آزاد علیه تاج و تخت می بینید. اگر تیریون در آن جلسه حضور نداشت، شاید این جلسه را بتوان کاملا پوچ و بدون هیچ دست آوری دانست و مطمئنا در جلسه موضوعات خاص و مبرم، لحظه به لحظه فوریت نمی یافتند. زمانی این نیاز شدید و فوریت، کل جلسه جان با دنریس را برجسته می کند و مورد تاکید قرار می دهد که خبر پیروزی ناوگان دریایی یورون درست زمانی به دست دنریس می رسد که او در جلسه ای با شاه شمال قرار دارد و شاه شمال نیز نمی تواند افرادی که او را نمی شناسند را متقاعد کند که دشمنی که هرگز ندیده اند، برای کشتن آنها می آید.

به هنگامی که شخصیت ها به ظاهر مشورت های دقیق می دهند و اساسا با وجود نگرانی ها و مشکلاتی که با آن رو به رو شده اند، خواستار صبوری و شکیبایی می باشند،  قسمت “عدالت ملکه” با تعدادی از لحظات کلیدی همراه می شود. اگر چه که تصمیمات نظامی ای که او گرفته است، اخیرا کمتر موفقیت آمیز بوده اند ولی استعداد تیریون در مورد دانستن چیزها (و البته نقل قول کردن سخنان خود به عنوان خرد های باستانی) کمک می کند تا گرما و حرارت سر و کله دنریس و جان در دراگون استون خنک شود. در همین راستا، او در ابتدا به جان می گوید که از زنی که از بقیه مردم در برابر هیولاها محافظت می کند، چیزهای غیر منطقی نخواه و سپس به دنریس توصیه می کند تا با اجازه معدن کاری در دراگون استون برای شیشه اژدها به جان، به او نشانه ای از باور خوب را پیشکش کند.

قسمت ۳ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

همانند ماده بی ارزشی که به جان اعطا شده است، رابطه او با دنریس نیز در وضعیتی خام و نامطمئن باقی ماند، وضعیتی که همانطور که مادر اژدهایان در تلاش است تا با شکست هایش در مقابل ارتش سرسی دست و پنجه نرم کند، به چیزی به مراتب بزرگتر و قوی تر تبدیل خواهد شد. به هنگامی که تیریون می گوید که پیشروی پاکان بر کسترلی راک به شیوه ای بد به پایان خواهد رسید، و بعد از آن راهی مخفی را که به هنگام ساخت فاضلاب قلعه برای خودش ساخته را آشکار می کند، این قسمت نه تنها یک بار بلکه دو بار به طرز هوشمندانه ای بیننده را گمراه می کند. این لحظه ای هوشمندانه و با ارزش برای دنریس می باشد زیرا کاملا مطمئن شده است که تیریون هنوز در مقابل خانواده اش مبارزه می کند. در حالی که ارتش پاکان دنریس یک قطعه از ملک و مستغلات نسبتا بی ارزش را تصاحب می کنند، جیمی در حال غارت کردن هایگاردن و پر کردن خزانه و صندوق های مقر پادشاهی می باشد، و همچنین شعار لنیسترها مبنی بر اینکه آنها همیشه بدهی های خود را پرداخت می کنند را نیز بار دیگر بر سر زبان ها می اندازد.

هر چند، طلای خاندان تایرل بدون بها نیز بدست نمی آید. قسمت به جای آنکه نبردی دیگر را به نمایش در بیاورد، بر روی پسایندهای آن تمرکز کرده است که در آن، جیمی را دنبال می کند که در میان ارتش خود گام بر می دارد تا به پیش اولنا تایرل برود و همه چیز را خاتمه دهد. صرفه جویی های انجام شده در این صحنه های متوالی، به جای ارائه دادن یک نبرد بزرگ دیگر، تبادلی رضایت بخش و دراماتیک بین جیمی و اولنا تایرل را رقم می زند. بازیگر نقش اولنا تایرل یعنی دایانا ریگ مدت بسیار زیادی یک مهره باارزش در سریال بازی تاج و تخت بوده است و اگر چه کار اولنا و خاندانش به پایان رسیده است، از آنجا که اولنا ذکر می کند که او نقشی کلیدی در ترور شاه جافری داشته است، کار خاندان تایرل با نکته ای به یادماندنی به اتمام می رسد.

قسمت ۳ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

این قسمت سریال، قسمتی آهسته تر از آنچه که انتظار می رفت بود که با این وجود، چندین سوپرایز دراماتیک را ارائه داد. این سوپرایز ها توسط قسمت ۳ فصل ۷ سریال در اغلب موارد با ساخت لحظاتی از کاراکترهای کلیدی و دیالوگ هایی که این لحظات را شعله ور تر می کردند انجام شده است. نتیجه نهایی نیز یک حالت متعادل قانع کننده نسبت به نبرد دریایی نمایشی قسمت گذشته را ارائه می کند. این قسمت، یک قسمت یک ساعته بود که در آن کلمات با دقت انتخاب شده بودند و هر کدام دارای وزنی بیش از حد معمول بودند . به همان اندازه که برخورد قابل توجه بین دو شخصیت کلیدی، کانون توجه را از آن خود می کند، سریال در این قسمت و با دیالوگ های اولنا تایرل ثابت کرد که آخرین سخن یک کاراکتر می تواند همانند اولین سخنش مهم باشد.

در بین سخنان بین جان و تیریون در حالی که به پیشگاه دنریس می آمدند، جان می گوید که “او [سانسا] شروع به نشان دادن خود کرده است”، و با این جمله، او به سبک سری سانسا و سپس به اهمیت روز افزون او در مصالح وینترفل اشاره می کند. سانسا با تامین غذا برای زمستان طولانی و جنگ پیشرو و همچنین اطمینان ساختن از مجهز شدن ارتشش، توانایی به آینده نگریستن خود را به اثبات رساند. همانند دنریس و جان، به سانسا نیز مشاوره داده می شود ولی این مشاوره توسط کسی داده می شود که قطعا حیله گرانه است. توصیه لیتلفینگر به سانسا برای اینکه همه را دشمن خود بداند تا هیچ چیز او را شگفت زده نکند، شاید شبیه ترین لحظه به سبک بازی تاج و تخت باشد.

قسمت ۳ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

برن در نهایت به وینترفل رسید و تجدید دیدار استارک ها درست زمانی رخ داد تا به سانسا یاد آوری کند که برای همیشه نوک انگشت ها به سوی او خواهد بود. با این حال، برن هیچ علاقه ای برای بدست گرفتن حق خود ندارد و کلاغ سه چشم بودن به معنای سر و کار داشتن با مسئولیت هایی است که فراتر از حکمرانی بر وینترفل می باشد.

تایید سلامت جورا مورمونت به او داده می شود و او راهی خارج از سیتادل خواهد شد. اگر موقعیت فعلی ای که سم قرار دارد و دانش بسیار گرانبهایی که در آن محل قرار دارد مورد تاکید قرار نمی گرفت، شاید نادیده گرفته شدن تلاش او برای کشف و به انجام رساندن درمان مرض خاکستری از طرف استاد اعظم کمی ناخوشایند به نظر می رسید. اگر سم توانسته است تا مرض خاکستری را درمان کند، حال فکر کنید زمانی که مشغول کپی کردن متن های فاسد نباشد، چه کارهایی می تواند به سرانجام برساند یا کشف کند.

یورون همچنان راه خود را ادامه می دهد تا بدترین شخصیت منفی باشد. او الاریا سند و دخترش را به سرسی تحویل داد و موفق شد تا پیروزی و خواسته موعود خود را به توهینی به جیمی تبدیل کند. در مورد شخصیت یورون گفته شده است که اگر او در کنار قاتل شاه و زنا کار با محرام یعنی همان جیمی بایستاد، جیمی همانند یک نمونه کامل از فضیلت به نظر خواهد رسید.

اولنا تایرل اظهار کرد که سرسی یک هیولا می باشد ولی به نظر می رسد که هنوز چیزهای بیشتری از سرسی وجود دارد که ما ندیده ایم. او در طول رویارویی اش با الاریا سند، یک لحظه شگفت انگیز انسانی را رقم می زند.

قسمت ۴ فصل ۷ سریال بازی تاج و تخت با عنوان “غنایم جنگ” روز دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ (۶ آگوست ۲۰۱۷) پخش خواهد شد.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz