بیاتومگ – تام هنکس جهان را نجات می دهد، آیا با این مشکل دارید؟

فیلم Inferno 2016 سومین فیلمی است که توسط کارگردان، ران هووارد ساخته شده است و تام هنکس در آن نقش آفرینی می کند، این فیلم بر اساس رمان مشهور نوشته ی دان براون درباره پروفسور دانشگاه هاروارد و نمادشناسی به نام رابرت لندگون می باشد.

فیلم به راحتی در دسته ی بدترین قرار می گیرد، اما آنچه در این فیلم از همه آزار دهنده تر هست، دیدن دو تن از فیلمسازان قابل اطمینان، تام هنکس و هووارد که در این پروژه ی نامطلوب نقش داشتند. آنها با هم دیگر Splash 1984 و Apollo 13  را ساخته اند، و به طور جداگانه فیلم های Cinderella man 2005 ، The Paper 1994 ، Saving Private ryan 1998 ، Captain Phillips 2013 و چند تای دیگر را چه به عنوان یک تیم و چه انفرادی ساخته اند.

تام هنکس و ران هووارد - Inferno 2016
تام هنکس و ران هووارد – Inferno 2016

این کمکی به هووارد و هنکس نمی کند که نتوانسته اند فیلم Inferno 2016 را جذاب بسازند، هنکس یک آدم با مهارت است، و هووارد در بین مردم به عنوان کارگردانی کاربلد شناخته می شود، کمدی های گرم، درام های تاریخی با ریشه در کاراکترهای ثروتمند و موفقیت های فراوان، باید در تمامی فیلم ها سربلند باشد. کتاب براون شامل تعقیب های پرحرف بدون توقف همراه با خرخونی پرحرف می باشد. هووارد توانایی ای برای فیلم های بدون توقف ندارد، هنکس نمی تواند آن گرمی یا نجابت معمول را به عنوان پرفسور Langdon داشته باشد.

Inferno، اولین اقتباس براون در سال ۲۰۰۹، دو بار نامزد دریافت Teen Choice Award Angels & Demons بود، شرایط با فیلم قبلی فرق می کند اما غرور و ساختار اصلی آنها حفظ شده است، لنگدون درخشان از چارچوب خود خارج است و در کشوری خارجی، در حال، حل یک سری معمای تاریخی دنباله دار می باشد. در این مورد، یک نوع ویروس کشنده که توسط میلیاردر دیوانه برتراند زوبریست(بن فاستر)، که معتقد است نسل بشر منقرض می شود اگر راه کار مناسبی برای جلوگیری از ازدیاد جمعیت ارائه نشود.

او یک ویروس کشنده را ساخته است، و آن را در جایی در روی سیاره مخفی کرده است، سپس خود را به قتل می رساند تا کسی نتواند در چند روز بعد از خودکشی اش، از آزاد شدن آن جلوگیر کند. اگر شما یک قاتل آشتفه بودید که واقعا اعتقاد داشتید که نیمی از جمعیت جهان باید بمیرند، چرا شما باید برای کشتن مردم عجله نداشته باشید و از یک تایمر استفاده کنید تا احتمال این برود که کسی بتواند جلوی آن را بگیرد. شما نمی دانید، اما صبر کن من کسی ام که نشسته ام و فیلم را فقط دیده ام و او یک زیست شناس نابغه، شاید بهتر باشد که درباره انتخاب های شخصی دیگران قضاوت نکنم.

Inferno 2016
Inferno 2016

پس از خودکشی زوبریست در ابتدای فیلم، لنگدون در بیمارستانی در فلورانس، گیج و زخم خورده بیدار می شود، دکتر او، سینا بروکس(فلیسیتی جونز)، به او می گوید که خوردن گلوله به سرش سبب فراموشی جزئی در او شده است، او نمی تواند به یاد بیارد که چگونه به ایتالیا آمده است و چرا او اینجاست یا توسط چه کسانی مورد حمله قرار گرفته است، زمانی که پلیس می رسد و تیراندازی شروع می شود، او  و دکتر بروکس فرار می کنند. درون ویلای هزمت، آنها یک اشاره گر فارادی که تصویری از نقاشی جهنم بوتیچلی با الهام از دوزخ دانته است پیدا می کنند. این تصویر به طرز ظریفی تغییر داده شده است، این تغییرات سرنخی به لنگدن و بروکس برای پیدا کردن محل ویروس می دهد.

این درحالی است که لنگدن توهم هایی دارد که شامل یک زن که سرش با کفن پوشانده شده است، مردی که در حال گندیدن است، و اقیانوسی از خون و درگیر توهمات می باشد. هووارد از فلشهای مکرر و افکت هایی موثر استفاده کرده است، و نتیجه آن خیلی ترسناک است، همچنین هووارد صحفه را با خیلی چیزهای اضافی پر کرده است. فیلم Inferno 2016 عمدا پر جمعیت نشان داده شده است، نکته ی ظریفی اشاره دارد که نظریه ی زوبریست شاید هیولا گونه باشد اما این ایده ممکن است این شایستگی را داشته باشد که بیشتر به افزایش جمعیت توجه شود.

این هم یک ایده است، هر چند ممکن است لیاقت نداشته باشد، اینکه لنگدن و بروکس و هرکس دیگری که آنها ملاقات می کنند، همانند آدم های ابله با یکدیگر صحبت می کنند. فیلمنامه نویس، دیوید کپ که سخن هایی ناشیانه برای کاراکترها نوشته است، که منجر به گفتگو های پوچ و بیهوده که در آن مفهوم های اساسی به مخاطبان توضیح داده می شود.

Inferno 2016
Inferno 2016

چرا متصدی موزه ایتالیا به پروفسور دانشگاه هاروارد و سمبل شناس درباره چیزی به نام ماسک مرگ که قبلا دیده را توضیح می دهد؟ حتی بدتر، چند صحنه بعد آن ما متوجه شدیم که قبلا متصدی با لنگدن ملاقات داشته است زمانی که پرفسور برای دیدن ماسک مرگ آمده بود، چه کسی مبتلا به فراموشی است، ها؟

The da vinci code 2006، یک فیلم واقعی با بافت و کاراکتر بود. Inferno 2016 به یک درجه از بد بودن رسیده است که غیر باور است. هربار که کاراکتر ها به یک سرنخ می رسند، به آن نگاه می کنند و بلند آن را توضیح می دهند و وقتی آنها به سرنخ بعدی می رسند، دوباره آن را تکرار می کنند و همچنین با یک فلش بک به سرنخ قبلی متصل می کنند. کسانی که فیلم می بینند، قطعا آن را درک می کنند و نیاز به توضیح تک تک جزئیات نیست. بیننده ها لیاقت بهتر از این را دارند و هووارد و هنکس قادر به انجام بهتر از این ها هستند.

و حرف آخر

صحنه ی منزجر کننده ای که متصدی موزه، ماسک مرگ را برای پرفسور لنگدن توضیح می دهد، به طور احمقانه ای ساخته شده است و احمقانه تر از این، اینکه ماسک گم شده است و همه ی آنها به اتاق امنیت می آیند تا ببینند چه اتفاقی افتاده است که معلوم می شود پرفسور لنگدن آن را دزدیده است، یک کار باارزش برای یک روز از موزه ای بزرگ دزدیده شده است و هیچ کس متوجه آن نشده است و بعد همان شخص می آید و تقاضای دیدن آن ماسک را می کند؟ همه پرسنل موزه باید اخراج شوند.

داستان قادر نیست که دست بازیگران را برای نقش آفرینی بهتر باز بگذارد، اما عرفان خان چند صحنه ی خوب به عنوان سر دسته ی سازمانی مرموز در ارتباط با زابریست را به اجرا می گذارد.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz