بیاتومگ – تنها نام برندون استارک باقی مانده است. برای تمام قصد ها و نیت ها، الان او فقط کلاغ سه چشم است. علی رغم اینکه قدرتمند ترین و مبهم ترین کاراکتر در سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) می باشد، برن در فصل ۷ سریال در موقعیت مهمی قرار دارد. اگر چه او در حال حاضر به خواهرانش در وینترفل پیوسته است، ولی برن در مورد ورود غریب الوقوع وایت واکر ها سکوت می کند و تنها به جزییات ناخوشایندی در مورد ازدواج سانسا و لیست مرگ آریا اشاره می کند.

اگر چه میرا رید تلاش کرد تا در قسمت ۴ فصل ۷ سریال با برندون یک خداحافظی صمیمانه (و احتمالا عاشقانه) داشته باشد ولی او با این واقعیت سخت رو به رو شد که برن دیگر برن سابق نیست و تنها پوسته ای از او باقی مانده است. به هنگامی که میرا او را با اسمش صدا می زند، برن می گوید:

“من برن نیستم. دیگر برن نیستم. من به یاد داشتم که برندون استارک بودن چه حسی دارد ولی الان من چیز های بیشتری به یاد می آورم.

او چه چیزی به یاد می آورد، و دانش او چه تاثیری بر جنگ پیش رو دارد؟

سفر در زمان

سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

در طی پنج فصل ابتدایی، روایت و داستان سریال بازی تاج و تخت به صورت خطی روایت می شد. در حالی که فضای لازم نیز به فلش بک ها داده می شد، ولی هرگز داستان نشان نداد که سفر در زمان واقعی نیز وارد بازی خواهد شد. این ساختار آشنا زمانی در هم شکسته شد که برن به کلاغ سه چشم متصل شد و یاد گرفت که چگونه بر پتانسیل و بینش خود به عنوان یک آینده/گذشته نگر (از این به بعد برای راحتی از واژه گرینسیر استفاده خواهد شد) ماهر شود.

در حالی که یک وارگ می تواند ذهن یک حیوان را به تصرف در بیاورد، یک گرینسیر می تواند از شبکه درختان ویروود استفاده کند و هر چیزی را از دیدگاه سالخورده آنها ببیند. برن هم وارگ می باشد و هم گرینسیر که در دنیای وستروس ترکیبی بسیار نادر و کمیاب است. در کتاب های A Song of Ice and Fire (نغمه یخ و آتش) به برن گفته می شود که:

“هر هزار سال تنها یک نفر به عنوان وارگ به دنیا می آید … و تنها یک وارگ در هر هزار سال می تواند یک گرینسیر باشد.”

این موضوع به برن قدرت و توانایی های بی حد و مرزی در دسترسی به تاریخ و همچنین احتمال تغییر گذشته برای دستاوردهایی در زمان حال و آینده می دهد.

در فصل ۶، بیننده ها شاهد توانایی برن برای اثر گذاشتن بر روی دنیای ده ها سال قبل از تولدش بودند. در بیرون برج جوی، برن پدر خود را صدا زد و سبب شد تا ادراد استارک جوان بر روی پاشنه خود بچرخد و به دنبال صاحب صدا بگردد. هر چند برن از توانایی و نفوذ خود شگفت زده شده بود ولی کلاغ سه چشم سماجت می ورزد و بیان می کند:

“گذشته نوشته شده است. جوهر آن نیز تا به حال خشکیده است.”

اگر این گرینسیر باستانی ادعا می کند که گذشته ثابت و معین شده، پس باید چنین باشد.

ولی اگر کلاغ مسن توانایی بی نظیر برن را نداشته است، چی؟ یا اگر او دروغگو باشد، چی؟ در کتاب های نغمه یخ و آتش، صدا های درون باد همیشه یک رخداد تکراری بوده اند و برن به طور مکرر از طریق دروازه ویروود به ملاقات اقوام زنده و مرده خودش می رود.

در کتاب A Dance With Dragons (رقص اژدهایان)، او پدر مرده خود را جستجو می کند و پاسخ زیر را می یابد:

“لرد ادارد استارک بر روی یک صخره در کنار حوض عمیق سیاهی در گادزوود نشسته بود و ریشه های پژمرده قلب درخت همانند دست و پا های پیچ خورده یک پیرمرد به دور او پیچیده بود. شمشیر والیریانی آیس بر روی لباس لرد استارک دراز بود و او با پارچه ای روغنی در حال تمیز کردن شمشیر بود. برن نجوا می کند ‘وینترفل’ و پدرش بالا را نگاه می کند و می پرسد، کی آنجاست؟”

در کتاب نبرد شاهان، برن وارد گذشته می شود و با جان اسنو صحبت می کند (جان در حالی که وارد دایروولف خود به نام گوست شده بود در حال رویا دیدن بود). برن می گوید:

جان؟

صدا از پشت سرش می آید و در حالی که همانند یک نجوای ملایم می باشد، قوی نیز است. آیا یک فریاد می تواند بی صدا باشد؟ او سرش را بر می گرداند و به دنبال برادر خود می گردد، به دنبال یک اندام نحیف خاکستری که در حال حرکت در میان در ختان است ولی در آنجا چیزی جز یک درخت ویروود نبود. 

به نظر می رسد که از درون یک سنگ محکم جوانه زده باشد، ریشه های پژمرده آن از درون شکاف های بی شماری پیچ خورده اند. این درخت نسبت به درختهای ویروودی که او قبلا دیده بود بلند و باریک تر بود و سنی بیشتر از یک نهال نداشت، با این حال، همانطور که جان در حال تماشا بود، درخت در حال رشد کردن بود، همانطور که شاخه هایش به سوی آسمان می رفتند، ضخیم تر نیز می شدند. او با احتیاط تنه هموار و سفید را دور زد تا به صورت آن رسید، چشمانی قرمز به او خیره شده اند. چشمانی خشن به او خیره شده اند ولی از دیدن او خوشحال بودند. این درخت ویروود چهره برادرش را داشت. آیا برادرش همیشه سه چشم داشته است؟

در حالی که بسیاری از طرفداران کتاب های نغمه یخ و آتش، استفاده از سفر در زمان را در کتاب های جورج آر ار مارتین رد کرده اند ولی زمانی که منشا نام هودور مشخص شد، آنها خاموش شدند. در آن قسمت سرنوشت ساز، ما متوجه شدیم که برن مسئول تبدیل شدن ویلیس به یک ابله و ساده لوح می باشد. از آنجا که وایت واکر ها در حال نزدیک شدن به غار آنها بودند، برن با استفاده از قدرت وارگی خود کنترل هودور را به دست گرفته بود، در همین حین نیز میرا به هودور دستور می دهد که “درب را نگه دار”، و اینگونه این کلمات از زمان حال به ویلیس جوان منتقل می شود.

این صحنه برای توصیف کردن بسیار سخت می باشد. با فرض اینکه سرنوشت و تقدیر در سریال بازی تاج و تخت در جایگاه خود قرار دارد، پس همیشه قرار بوده است که برن هوشیاری و آگاهی هودور را نابود کند. این ذات اصل خود پایداری نوویکوف می باشد که در آن ادعا می شود که همه اتفاقات در یک حلقه بسته رخ می دهند و هر گونه تغییری در گذشته نه تنها مقدور شده تا اتفاق بیافتد بلکه آنها از قبل رخ داده اند.

هودور بیچاره با موضوع بدی سر و کار داشته، با این حال، قوانین و شرایط واقعی سفر در زمان در دنیای جورج آر آر مارتین همچنان غیر شفاف و نامشخص است. با وجود تلاش های فراوان برای اینکه از رمان ها و سریال اطلاعاتی بیرون بیاوریم، هنوز اطلاعات بسیار ناچیز است. با این حال، شب تاریک است و پر از نظریه های خیره کننده می باشد.

برن کیست؟

سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

دنیای وستروس همیشه منطق را به چالش کشیده است و این موضوع در مورد برن نیز صدق می کند. از سوی دیگر، پسر ند استارک ممکن است که فقط یک پسر فوق العاده با استعداد باشد که از قضا از یک سقوط جان سالم به در برده و از غارتگری وایت واکر ها فرار کرده و زنده مانده که نه تنها در مورد آن بگوید بلکه به دیگران آنچه که در مورد زندگی شان می داند را بازگو کند. پس تقریبا می توان بیان کرد برن فقط یک گرینسیر دیگر نمی باشد که به چشم انداز های وستروس واقف است.

در تحقیق برای پیدا کردن هویت واقعی برن به تئوری های دیوانه کننده ای برخوردیم که در زیر می توانید آنها را مشاهده کنید.

همه برن استارک ها یکی می باشند، برای همیشه:

ما در اینجا قسمتی از سخن های نن پیر را داریم. داستان های او برای برن که به تازگی فلج شده بود را به یاد بیاورد که در آن، او به برن در مورد شب طولانی، رت کوک و اجداد هم نامش داستانی هایی می گوید. نن پیر که در حال صحبت در مورد تعداد بیشمار برن استارک ها در تاریخ خانواده استارک بود که شامل برن سازنده نیز می شود، او اعتراف که به نظر می رسد که همه این افراد با یکدیگر ترکیب می شوند:

“هزاران هزار سال قبل، برندون سازنده وینترفل و به گفته برخی از افراد دیوار را ساخت. برن این داستان را می داند ولی این داستان هرگز یکی از داستان های مورد علاقه اش نبوده است. شاید یکی دیگر از برندون ها این داستان را دوست داشته باشد. بعضی اوقات نن پیر با او به گونه ای صحبت می کرد که انگار او برندون خودش می باشد. او کودکی را که این همه سال ازش پرستاری کرده را گاهی اوقات با عمویش برندون که توسط شاه دیوانه و قبل از تولد برن کشته شد اشتباه می گیرد. نن پیر تا مدت طولانی ای زندگی کرده و مادرش یکبار به او گفته است که تمام برندون استارک ها در ذهنش به یک نفر تبدیل شده اند.”

سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

این همانند یک حکایت قدیمی می باشد که در واقع رخ داده است و اگر نمی دانستیم که این در واقع بخشی از داستان ها و روایت های سریال شبکه اچ بی او است، ممکن بود که اشتباه کنیم. در این صحنه سریال ما می شنویم که برن استارک داستان برن استارک های بی شمار را روایت می کند و زمانی که او به نام برن سازنده اشاره می کند، ما مرد مورد بحث را مشاهده می کنیم که همانند برن زمان حال فلج است و بر روی برانکار قرار دارد.

جورج آر آر مارتین در مورد وجود برندون سازنده خجالتی رفتار کرده و او را به امثالی چون نوح و گیلگمش مرتبط کرده است. برندون سازنده حدود ۸ هزار سال قبل زندگی می کرده است و بنا بر افسانه ها، او وینترفل، استورم اند، دیوار و سازه های بی شماری را در سراسر هفت پادشاهی ساخته است. در اسناد، برندون سازنده قدیمی ترین استارک بوده و تئوری بازی تاج و تخت بیان می کند که او همان برن حاضر در سریال است. بنابراین پیش بینی، برن با استفاده از توانایی خود به گذشته سفر می کند تا دیوار را بسازد و این رسم را بنا کرده که در وینترفل همیشه باید یک استارک باشد و پس از اینکه به طور اتفاقی خود را به افسانه ای در گذشته تبدیل می کند به زمان حال بر می گردد.

در کتاب رقص اژدهایان، کلاغ سه چشم به برن می گوید:

“برای انسان ها، زمان یک رود است. ما در جریان آن به دام افتاده ایم، و از گذشته به حال و همیشه در یک جهت در حرکت هستیم. زندگی درختان متفاوت است. آنها در یک محل ریشه و رشد می کنند و می میرند و آن رودخانه آنها را حرکت نمی دهد. درخت بلوط، بلوط است و بلوط، درخت بلوط است.”

ما می دانیم که برن دارای کنترل بسیار زیادی بر روی درخت های ویروود می باشد که او را بیشتر یک ذهن می کند تا یک انسان. همانند نسبت بلوط به درخت بلوط و بر عکس، ممکن است که برن استارک، دیگر برن استارک ها باشد و هر برندون استارکی ممکن است آن برندون استارک حاضر در سریال بازی تاج و تخت باشد.

برن باعث دیوانه شدن شاه دیوانه شد:

تا به اینجا که آتش دخیل نبوده است، زمزمه های درون باد بسیار خوب بوده اند. جیمی زمانی که در حمام های هارنهال بود به برنی از تارث گفت که چگونه شاه دیوانه به طور مرتب جمله “همه آنها را بسوزانید” را تکرار می کرد. به نظر می رسد که دیوانگی وی نیز مرتبط با واژگان محدود و تکرار این جمله اش می باشد.

آیا ممکن است که برن به درون آیریس وارگ شده و به او در مورد وایت واکر ها یا تهدید دیگری هشدار داده و به طور اتفاقی سبب شده است تا این شاه به وسواس آتش وحشی دچار شود؟

برن خدای نور است:

تمام زمزمه ها، صدا ها و تصاویر را در سریال بازی تاج و تخت بسنجید. از ملیساندره تا واریس تا هاوند، زمزمه های در باد چندان ساده گرفته نمی شوند. اگر چه این صدا ها در همه جا هستند و ادیان متعددی وجود دارد که شامل مذهب هفت، خدای نور، خدای غرق شده و بسیاری دیگر می شود، ولی اگر تمام این ادیان مختلف تنها به یک منبع متصل باشند چه؟ با توجه به ارتباطات مدام برن استارک در سریال و رمان ها، او می تواند صدایی باشد که در درون همه آن ادیان می دمد.

برن به تازگی به وینترفل بازگشته است و هر چند که موفق شد تا دو خواهر خود را آشفته کند، او می داند که کاری برای انجام دادن دارد. احتمالا جان اسنو در راه رسیدن به ایست واچ است و اگر او از آن نبرد جان سالم به در ببرد و به وینترفل باز گردد، مسلما برن به جان در مورد میراث آتشین و تارگرینی جان خواهد گفت.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz