بیاتومگ

به اندازه ی کافی باهوشی که حدس بزنی یک تصویر بزرگتر وجود دارد، اما نه به اندازه ای که ببینی آن چی هست.

این خطی از صحبت های ترزا کالن (سیدسن بابت نادسن) مدیر عملیاتی WestWorld است، که فکر می کند شرکت دلوس برنامه های بزرگی برای این پارک دارد.

این دقیقا حس من از WestWorld را در این روزها بیان می کند، واضح است که آنچه که در جریان است بیشتر از چیزی است که نمایش داده می شود، اما دقیقا چی و با چه هدفی، ما هنوز نمی دانیم. این قسمت به جای شروع به پاسخ دادن به برخی از سوالات طولانی در مورد پارک و ساکنان آن و داستان آنها، راز های بیشتری به ذهن ما وارد می کند.

برای مثال در قسمت قبل، استابز (لوک همسورث) و هیوجز(شانون وودوارد) با میزبانی مواجه می شوند که از حلقه ی برنامه ریزی خود خارج شده است، که اطلاعات نشان می دهند که کسی بیرون از پارک با استفاده از میزبان ها در حال خارج کردن اطلاعات از پارک است. این باید یک صحنه ی شوکه کننده باشد اما با کات کردن دراماتیک و رفتن به صحفه سیاه به قضیه خاتمه دادند، اما این باعث شد که من سر خود را بخارانم و بگویم چه کسی اطلاعات را می خواهد؟ چرا کسی این چنین اطلاعاتی می خواهد؟ چرا از میزبان برای دزدین اطلاعات استفاده کرده است؟ چه اطلاعاتی بوده است که باعث شد میزبان سر خود را له کند؟ در حقیقت نیمی از قسمت ۵ ادامه معرفی قسمت ۱ می باشد. آیا ما هنوز در حال معرفی کاراکترها و شخصیت های اصلی هستیم؟

بله همینطور است، ما این هفته به یکی از تکنیسن های رده پایین WestWorld پرداختیم به نام لوتز (لئوناردو نم)، که بیشتر این قسمت را صرف تعمیر یک ربات پرنده کرد، ظاهرا به دنبال ارتقا در کارش می باشد و در این قسمت با خانم میو (تندی نیوتن) که در حالت اسلیپ بوده است، در درون آزمایشگاه بیدار می شود و به او می گوید که باید صحبت کنند. اگر این یک تصویر بزرگتر را با این کاراکتر نشان می دهد، من هنوز آنقدر باهوش نیستم تا آن را ببینم.

WestWorld-S01EP05
WestWorld-S01EP05

نیمی از این فصل گذشته است، و هنوز WestWorld از این که شروع کند کمی واضح تر راز و رمز های مرکزی داستان را بیان کند، امتناع می کند. بهترین صحنه های این هفته ی WestWorld به جز آن قسمت های آزار دهنده ی نامفهوم، به سادگی به دلورس (اوان راچل وود) و مرد سیاه پوش (اد هریس) متمرکز شده بود. سفر او همچنان ادامه دارد و تغییر او از دختری درمانده با لباسی آبی به قهرمانی وسترن با اسلحه کمری، که نشان می دهد در این مورد خوب از او استفاده شده است. زمانی که او و ویلیام (جیمز سیمپسون) در اوج این قسمت در محاصره قرار گرفتند. تلاش مردسیاه پوش نیز برای پیدا کردن هزارتو همچنان ادامه دارد و در ادامه زمانی را با بیانگذار پارک دکتر فورد (آنتونی هاپکینز) صرف می کند. مرد سیاه پوش بلافاصله دکتر فورد را شناخت و یکی از بهترین جمله این قسمت را بیان کرد:

من همیشه احساس می کردم که این مکان یک تبه کار واقعی کم دارد.

قهرمانان و تبه کاران، و اینکه چگونه مردم خود را در یکی از این دو دسته قرار می دهند ، موضوع اصلی این قسمت بود. به عنوان مثال دلورس که فرصتش برای تبدیل شدن به نجات بخش خودش را رد می کند و می گوید:

من داستانی را تصور می کنم که در آن من دوشیزه نیستم.

WestWorld-S01EP05
WestWorld-S01EP05

دشمنی بین ویلیام و همکارش لوگان (بن بارنز) همچنان ادامه دارد، لوگان گفت:

چیزی به عنوان قهرمان و تبهکار وجود ندارد. این فقط دایره ای بزرگی از چیزهای آشغال است.

دکتر فورد به آسانی هر دسته بندی را به چالش می کشد.در این قسمت WestWorld، او یک مکالمه طولانی با دلورس در مورد آرنولد، شریک سابقش درپارک را دارد. همچنین در مورد آخرین ارتباط آرنولد و دلورس در ۳۴ سال گذشته بحث کرده اند که بعد از آن آرنولد مرد. فورد به دلورس می گوید:

هیچ کسی از کسانی که آنجا بوده اند، باقی نمانده است. هیچ کس  آنچه که ما می فهمیم را درک نمی کند.

قطعا به نظر می رسد که دلورس در اتفاق بزرگی که نزدیک ۳۰ سال پیش که برنارد (جفری رایت) ذکر کرده است، نقش بزرگی داشته است. در ۵ قسمت باقی مانده، این ممکن است که تئوری محبوب طرفدارن این باشد که، صحنه ای که میزبانی به نام لارنس (کلیفتون کالینز جی.ر) توسط مرد سیاه پوش به قتل رسید، اما بعد او زنده و در خط داستانی دلورس و ویلیام دیده شد، این استدلالی قوی برای یکی بودن ویلیام و مرد سیاه پوش می باشد.

اگر WestWorld همه یک نیرنگ بازی با زمان باشد، اگر سفر قهرمانانه دلورس از بین می رود، زیرا با توجه به نظریه، آگاهی او ۳۴ سال قبل اتفاق افتاده است، اگر همه ی شخصیت ها بازیچه ی دکتر فورد باشند، این زیرکانه است، اما من پایان رضایت بخشی برای آن تصور نمی کنم و همچنین پتانسیل سریال برای فصل دوم را کم می کند. شکی در آن نیست که سازندگان خیلی باهوش هستند، اما تصاویر بزرگ به جزئیات زیادی نیاز دارد.

و کلام آخر

دلورس قبلا رویا می دیده است، اما در این قسمت او یک تجربه عجیب در خارج از بدنش داشت. من نمی دانم واقعا چه اتفاقی افتاد و به جای حدس و گمان های اشتباه، تئوری ام را برای خودم نگه می دارم.

جمله محبوب من در این قسمت این بود که:

هرکس این مکان را طراحی کرده است، به شما احساسی می دهد که بسیاری از مردم به آن هم فکر نمی کنند.

و نکته ی جالب دیگر که برای من در این قسمت WestWorld جالب بود، حال و هوای این قسمت متناسب با هالووین بود، که با توجه به نزدیکی هالووین حرکتی هوشمندانه بوده است.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz