بیاتومگ – جان به همراه گروهی از مردم آزاد و وستروسی ها به آنسوی دیوار می رود و این قسمت که قسمتی اکشن محور است، بدترین سناریو ممکن را برای قسمت پایانی فصل ۷ بر پا می کند. با نقد و بررسی قسمت ۶ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) همراه باشید.

با وجود تمام آن لو رفتن ها و هک شدن ها که در پشت صحنه شبکه اچ بی او در جریان است، فصل ۷ سریال بازی تاج و تخت، فصلی خارق العاده و عجیب بوده است. خوشبختانه، این قسمت یکی مانده به آخر فصل که دارای زمان طولانی تری است، با فرستادن جان اسنو و گروه متشکل از مردم آزاد و وستروسی ها به آنسوی دیوار، افکار همه را از اطلاعات سرقت شده، خواسته های مالی هکران و امنیت ضعیف شبکه های اجتماعی شبکه اچ بی او منحرف و سپس به خود جذب می کند. سازندگان سریال دیوید بنیوف و دی بی وایس، در مورد اهمیت سفر شاه شمال بسیار سرسختانه عمل می کنند و حتی در همین راستا، عنوان این قسمت را بر اساس این سفر برفی انتخاب کرده اند. این گروه بعید از جنگجویان کار خود را آغاز می کنند تا یکی از افراد ارتش زامبی های شاه شب را به چنگ بیاورند تا به سرسی لنیستر ثابت کنند که مشکلات آنها فراتر از تخت آهنین و کسی که بر روی آن می نشیند، می باشد.

این وظیفه سپرده شده به این گروه، نوعی ماجراجویی حماسی است که به طور معمول سریال بازی تاج و تخت در قسمت های یکی مانده به آخر متعهد به ساختش است. از آنجا که فصل ۷ سریال نسبت به بقیه فصل ها کوتاه تر است، قسمت ۶ فصل ۷ با چالشی بسیار بزرگ و عظیم رو به رو می شود، چالشی که به همان اندازه وظیفه ای که جان اسنو و گروه مردان سرخوشش متعهد شده اند، بزرگ است. ولی با وجود هاوند، تورموند، گندری، جورا، بریک (و همچنین شمشیر شعله ورش) و دیگران، قسمت ۶ علاوه بر اینکه سفر قهرمانانی را به تصویر می کشد که به طور جسورانه ای به مقابله با زامبی ها می روند، به جایگاه بهتر و فراتری از این سفر می رود و قسمتی خیره کننده را به نمایش می گذارد.

هر چند، در پایان، اهمیتی که برای پایان فصل ۷ سریال بر پا شده با مرگ یکی از کاراکتر های عمده سریال همراه بود و آن کاراکتر نیز، یکی از اژدهایان بزرگ دنریس بود. به این ترتیب، شاید عنوان بهتری که بتوان برای این قسمت انتخاب کرد، عنوان “چگونه اژدهای خود را به کشتن بدهید” باشد!! ممکن است که این عنوان بیش از اندازه داستان را لو بدهد، ولی از آنجا که اخیرا شبکه اچ بی او همانند غربال شاهد لو رفتن و نشت بوده، آیا این موضوع اصلا اهمیت دارد؟ گذشته از این، مرگ یکی از اژدهایان در این قسمت، خبر چندان بزرگی نیست، در واقع، خبر بزرگ این قسمت، زامبی شدن همان اژدها توسط شاه شب است. اساسا، سریال بازی تاج و تخت، یک وضعیت از پیش بد را در پیش گرفته است و از آنجا که سریال بسیاری از فرصت ها را انجام داده، این وضعیت بد بسیار بسیار بدتر می شود.

قسمت ۶ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

قسمت ۶ از همان سنت سریال استفاده می کند و با ارائه قسمتی عظیم و روشن، مقدمات را برای قسمت پایانی فصل مهیا می کند. به همین دلیل، فضای زیادی برای قسمت پایانی فصل باقی می ماند تا نتیجه گیری این فصل و مقدمات برای فصل بعدی را ترکیب کند. این فرمولی آزموده شده و مطمئن برای دیوید بنیوف و دی بی وایس است و در این قسمت نیز درست از آب درآمده، زیرا قسمت بعدی که ۷۵ دقیقه می باشد، قرار است بسیار نمایشی و دیدنی باشد، حتی وقتی که صبحت از بیان کردن روایتی منطقی در کار است.

این فصل سریال بازی تاج و تخت در کنار ارائه میانبر هایی برای سرعت بخشیدن به موضوعات و روایت ها، بخش منصفانه ای را نیز به سرعت بخشیدن به بخش های اکشن اختصاص داده است. قبلا سریال برای تصمیم گرفتن در مورد سرنوشت یک شخصیت بسیار کند و آرام آرام عمل می کرد و سفر ها از یک سوی وستروس به سوی دیگر آن بیشتر طول می کشید، در حالی که الان، کلا، تنها چندین قسمت برای مشخص کردن سرنوشت شخصیت های مختلف وجود دارد و سفر ها بسیار سریع رخ می دهد. اثرات تغییر سرعت روایت سریال سبب شده تا برخی از اتفاقات عمده سریال در یک چشم به هم زدن رخ بدهد. به عنوان مثال، سریال به زور قصد دارد تا جان را یک تارگرین معرفی کند یا اینکه زمانی که گیلی مدرک فسخ ازدواج ریگار تارگرین را پیدا می کند این اتفاق بدون اینکه قبل از آن مقدمه ای بر پا شود یا اینکه در مورد آن پیگیری صورت گیرد، رخ می دهد.

اگر منصف باشیم، این لحظات شانس و فرصت آن را دارند تا قبل از اینکه سریال به پایان برسد به آنها پرداخت شود، ولی این سخن را در مورد نبرد جان اسنو با شاه شب و وایت ها نمی توان گفت، زیرا سریال در تلاش برای تغذیه نمایشی مخاطبان به اتخاذ مقدار بسیار زیادی از تصمیمات شکاکانه دست می زند و به سادگی داستانی با صحنه های اکشن آشنا را به صفحه می آورد و در پایان قسمت نیز بزرگترین پیچیدگی را بنیاد می نهد.

قسمت ۶ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

با این حال، این موضوع هیچ چیزی را از دیدنی بودن صحنه کم نمی کند، زیرا سریال بازی تاج و تخت بار دیگر قسمتی را ارائه کرد که اگر از فیلم های پر فروش و بلاک باستری هالیوود بهتر نباشد، از آنها کمتر نخواهد بود. صحنه ای که در آن جان اسنو و افرادش در ابتدا فرار می کردند و سپس با ارتشی از وایت ها به مبارزه پرداختند، بسیار قابل توجه و دیدنی بود و مهم ترین نکته برجسته این قسمت نیز این بود که دنریس مجبور نشد تا به همراه اژدهایانش نقش یک قهرمان را بازی کند. همانطور که در قسمت ۴ فصل ۷ سریال دیدیم، مادر اژدهایان می داند که چگونه ورود شوکه کننده و جذابی داشته باشد، با این حال، این بار، او این کار را برای نجات آن احمق هایی انجام داد که در جستجوی چیزهای مرده به آنسوی دیوار رفته بودند.

به هنگامی که دنریس و دروگون در معرض دید قرار گرفتند و به آرامی وایت ها را در کنار جان، بریک، تورموند، هاوند و دیگران نابود کردند، لحظه ای بسیار هیجان انگیز رقم خورد. علاوه بر این، این صحنه خیلی بهتر از صحنه نمایشی و تاثیر گذاری بود که در قسمت ۴ فصل ۷ به نمایش گذاشته شده بود. و با این حال، هر تصمیمی در راستای این هدف اتخاذ شد تا ورود دنریس مناسب و درست به نظر برسد، با این حال، هر صحنه این خط داستانی بسیار آشنا به نظر می رسید.

از آنجا که این فصل سه قسمت کمتر دارد، در اغلب موارد می توان سرعت و شتاب داستان را پذیرفت. ولی وقتی که موضوع مربوط به صحنه های اکشن و میانبر های مطلوب برای افزایش تنش می باشد، قسمت ۶ اغلب چیزی فراتر از رنگ پریدگی و پژمردگی است. پس از یک برخورد گیرا و قابل توجه با یک خرس قطبی زامبی که سبب پایان یافتن زندگی توروث از میر شد، این ماجراجویی کمتر بر سوپرایز کردن تکیه کرد و در عوض از هاوند استفاده کرد تا به زامبی ها نشان دهد که یخی که بین آنها قرار دارد به اندازه کافی برای عبور کردن ضخیم شده است. همین موضوع نیز در مورد جان صدق می کند که به اندازه ای دروگون و دنریس را بر روی زمین معطل کرد تا اینکه در نهایت، شاه شب همانند به پرواز در آوردن یک موشک کاغذی، نیزه خود را پرتاب کرد و ویسریس را به زمین زد. این صحنه ها اگر چه شوکه کننده و جذاب به نمایش در آورده شده بودند ولی هیچ سوپرایزی در آنها دیده نمی شد.

قسمت ۶ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

مطمئنا این موضوع ثابت می کند که شاه شب کسی است که شما اصلا نمی خواهید با او رو به رو شوید. در حالی که برگرداندن ویسریس به عنوان یک اژدهای زامبی توسط شاه شب کاملا قابل قبول و منطقی است، آیا سرعت دویدن گندری به سوی دیوار یا سفر کلاغ به دراگون استون برای درخواست کمک از دنریس با چنین سرعتی منطقی است؟ تمام فصل ۷ سریال بازی تاج و تخت بسیار سریع اجرا شده و قوانین جغرافیایی و زمانی را نادیده گرفته و در اغلب موارد نیز می توان نسبت به آن بی اعتنا بود، زیرا ضرورتی در آن موقعیت ها وجود ندارد. با این حال، در این صحنه، ضرورت و فوریت موقعیت، گزینه زمان و جغرافیا را حذف می کند و به همین دلیل نیز داستان ضعیف می شود.

شاید بزرگترین سوپرایزی که در این قسمت سریال به نمایش گذاشته شده بود، این می باشد که سریال بازی تاج و تخت اکنون به سریالی تبدیل شده که به جای کشتن کاراکترها، آنها را فراری می دهد تا بر خلاف انتظارات عمل کند. این لزوما یک چیز بد نیست، زیرا اگر شما شخصیت های معناداری نداشته باشید که تا انتهای داستان با آنها پیش بروید، پس روایت، اصل معنای خود را از دست می دهد. با این حال، تجدید دیدار شتاب زده و عجولانه جان اسنو با عمویش و همچنین اشاره به مرگ دوباره اش (همچنین مرگ جورا مورمونت و تورموند) در راستای قربانی کردن بنجین استارک به کار رفته و تاکیدی بر خط مشی سریال برای پایان دادن به داستان ها است.

در پایان، قسمت ۶ فصل ۷ سریال بازی تاج و تخت، یک قسمت اکشن محور را ارائه می دهد که وعده نمایشی و دیدنی بودن را عملی کرده ولی این کار را به گونه ای انجام داده که شهرت سریال در مانور دادن در طرح و داستان به شیوه ای باشکوه و ظریفانه را به تحلیل برده است. این جنبه ها لزوما از معنا و مفهوم و همچنین تصاویر شگفت انگیز بصری قسمت ۶ همچون مرگ ویسریس یا متعهد شدن جان به دنریس نمی کاهد. در حالی که قسمت ۶ فصل ۷، تلاش های تاثیر گذاری همچون قسمت ۹ فصل ۴ یا قسمت ۹ فصل ۲ را بر پا نمی کند ولی وقتی که بحث افزایش تنش و کشش برای قسمت پایانی فصل ۷ در کار باشد، قسمت ۶ کار خود را به خوبی انجام داده است.

قسمت ۶ فصل ۷ سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

پیاده روی طولانی در آنسوی دیوار سبب شد تا زمان زیادی برای تعاملات فوق العاده بین شخصیت ها فراهم شود. صحبت تورموند و هاوند در مورد برنی از تارث نمونه ای دیگر از سرگرم کنندگی و خنده دار بودن سریال است.

علاوه بر این، سخنان رد و بدل شده بین جان و جورا سبب ایجاد یک گفتگو جالب شد که ما را از افکار این دو مرد در مورد پدرهایشان آگاه کرد.

در حالی که کاراکترهایی که در شمال دیوار قرار داشتند، به سمت جنوب وستروس روانه شدند، تنش در وینترفل بین سانسا و آریا به نقظه جوش رسید. بار دیگر، کاملا مشخص است که سریال بازی تاج و تخت می توانست از ساعت های اضافی برای پیش بردن منطقی روایت و داستان استفاده کند و با پرداختن به داستان هایی همچون درگیری آریا و سانسا، فرزند تازه سرسی لنیستر یا اعمال یورون گریجوی، زمان را در سریال بیشتر منطقی می کرد و همه چیز به صورت رگباری پشت سر هم رخ نمی داد. درگیری بین آریا و سانسا نشات گرفته از خصومت این دو خواهر از گذشته است ولی تبادل سخن نهایی بین این دو بسیار نا آزموده و ضمخت بود، به گونه ای که مثل آن را قبلا از این سریال ندیده بودیم. بنا به دلایلی می توان باور کرد که این اقدام بین دو خواهر برای رو کردن دست لیتلفینگر می باشد ولی اگر نباشد، این موضوع در داستان بین دو خواهر استاک چندان خوب نخواهد بود.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz