بیاتومگ – دو سال بعد از اتفاقات فیلم سقوط سیاره میمون ها، سزار (اندی سرکیس) و دیگر میمون ها به مناطق عمیق تر جنگل هایی در نزدیک سانفرانسیسکو پناه برده اند. شرایط برای آن ها چندان مساعد به نظر نمی رسد، چرا که فردی تحت عنوان کلنل (وودی هارلسون) میمون ها را یک عامل بسیار خطرناک برای زندگی انسان ها می داند. سزار نیز در تلاش است تا در ابتدا با انسان ها از در صلح وارد شود، اما اولین حمله به میمون ها باعث می شود تا سزار برنامه انتقامی همه جانبه را علیه انسان ها تدارک ببیند.

در حالی که اکثر میمون ها به دنبال جایی امن برای ادامه زندگی خود هستند، سزار به همراه یکی از متحدان بلند مدت خود، موریس (کرین کونوال) به دنبال یافتن و البته شکار کلنل است تا بخشی از طرح انتقام خود را عملی کند. آن ها در طول راه نیز با دو چهره جدید، یک دختر، نوا (امیا میلر) و یک شامپانزه (استیو زان) که خود را میمون بد نامیده است، آشنا می شوند که این شامپانزه از محل کلنل و نیروهای او مطلع است. سزار به زودی خود را در بزرگترین چالش پیش رویش می بیند، چرا که دور شدن او از همراهانش خطر بسیار بزرگتری نسبت به طرح انتقام او از کلنل است.

فیلم War for the Planet of the Apes (جنگ برای سیاره میمون ها) – سزار (اندی سرکیس)

در فیلم جنگ برای سیاره میمون ها بار دیگر شاهد حضور کارگردان فیلم سقوط سیاره میمون ها، یعنی مت ریوز در فیلم بوده ایم و این کارگردان سعی داشته است تا داستان مناسب و با ارزشی برای پایان ماجراهای سزار ارائه کند. فیلم جنگ برای سیاره میمون ها سومین قسمت از این سری فیلم محسوب می شود و در سال های گذاشته فیلم های دیگری چون ظهور سیاره میمون ها و سقوط سیاره میمون ها نیز از این عنوان اکران شده اند، البته فیلمی نیز با نام سیاره میمون ها در سال ۱۹۶۸ به روی پرده رفته است که ارتباط چندانی با این سه گانه نوین ندارد. فیلم جنگ برای سیاره میمون ها مانند دومین عنوان یعنی سقوط سیاره میمون ها خود را به عنوان یک فیلم برجسته در این سری فیلم مطرح کرده است و با داستان رضایت بخش خود تجربه موفقی از ساخت فیلمی پرفروش و با بودجه بالا می باشد.

از لحاظ کارگردانی، ریوز سعی کرده است تا مانند فیلم سقوط سیاره میمون ها در فیلم جنگ برای سیاره میمون ها نیز تاثیر گذار باشد. علاوه بر تلاش های ریوز، در فیلم شاهد کاراکترهای جالب و همچنین صحنه های بسیار جذابی هستیم که این ها نیز حاصل همکاری ریوز با مایکل سرسین (تصویربردار فیلم سقوط سیاره میمون ها) است. آهنگساز فیلم جنگ برای سیاره میمون ها مایکل جیاچینو می باشد و این آهنگساز با موسیقی های متن خود به طور محسوسی در مورد پسند بودن فیلم، مانند اولین فیلم سیاره میمون ها، تاثیر گذار بوده است. در عین حال جنگ هیچگاه پایان بخش و یا بیش از حد غم انگیز نیست، بلکه لحظات خوشبختی نیز در آن دیده می شود، اما جنگ ها در اکثر اوقات بازگو کننده داستان زنده ماندن در شرایط بسیار سخت می باشد و فیلم جنگ برای سیاره میمون ها از این لحاظ تا حدودی به فیلم هایی چون Full Metal Jacket و The Bridge on the River Kwai گرایش داشته است.

فیلم War for the Planet of the Apes (جنگ برای سیاره میمون ها) – نوا و موریس

فیلمنامه جنگ برای سیاره میمون ها توسط خود ریوز و همکارش مارک بمباک نوشته شده است و این دو نفر تمام تلاش خود را داشته اند تا فیلمنامه مناسبی را ارائه دهند که علاوه بر پایان بخشی در قسمت سوم باعث به اوج رساندن این سری فیلم در نسخه سوم خود شود. ریوز و بمباک در فیلمنامه خود به دنبال موضوعات، شخصیت ها و داستان قهرمانانه حماسی تری بوده اند، هدف بلند پروازانه ای که می توانست به عدم موفقیت این فیلم بیانجامد، ولی در نهایت و با تلاش های این دو چهره، فیلم کاملا یکپارچه و منظم ساخته و اکران شد. در فیلم، صحنه های جنگی زیادی وجود دارند که برخی از آن ها بیش از حد معمول به نطر می رسند و همین باعث می شود تا این صحنه ها، بر خلاف کل فیلم، چندان واقع گرایانه یا مثبت به نطر نرسند، البته با تمام این ها، همین صحنه ها نیز برای طرفداران سری فیلم های سیاره میمون ها و البته طرفداران صحنه های جنگی، جالب و جذاب خواهد بود.

اندی سرکیس در نفش سزار بار دیگر به عنوان هسته اصلی و یکی از عوامل موفقیت در فیلم جنگ برای سیاره میمون ها حضور داشته است. کاراکتر سزار او نسبت به فیلم قبلی سیاره میمون ها تغییراتی داشته است و عملکرد جذاب کاراکتر او همراه با صحنه های کامپیوتری که توسط کمپانی وتا دیجیتال ایجاد شده است را می توان به عنوان نقطه قوت این فیلم معرفی کرد. در کنار سزار، همراه او یعنی موریس با بازی کرین کونوال نیز به عنوان یکی از نزدیکترین ها به او عملکرد قابل قبولی داشته است. استیو زان در نقش میمون بد نیز طوری شبیه سازی شده است تا بتواند با کاراکتر خود به راحتی در طول این جنگ دوام بیاورد. تای اولسون نیز نقش رکس را بازی کرده است، گوریلی که به طور عجیبی در درگیری بین میمون ها و انسان ها به کلنل کمک می کند و کاراکترش در کنار کاراکترهای اصلی قابل توجه است.

فیلم War for the Planet of the Apes (جنگ برای سیاره میمون ها) – رکس و کلنل

شخصیت کلنلِ وودی هارلسون در درگیری بین انسان ها و میمون ها کاملا جدی و بی رحم طراحی شده و همین نیز باعث شده است تا کاراکتر او نسبت به کاراکتر گری اولدمن در فیلم سقوط سیاره میمون ها، منفی تر و تا حدی جالب تر جلوه پیدا کند. هارلسون در این فیلم علی رغم محدودیت های زمانی که در روی صحنه داشته، عملکرد قابل قبول و رضایت بخشی در نقش خود داشته است. در کنار هارلسون، امیا میلر و استیو زان نیز در نقش نوا و میمون بد از دیگر چهره ها و کاراکترهای رضایت بخش فیلم جنگ برای سیاره میمون ها می باشند، چرا که نقش های هر دوی آن ها در فیلم مانند نور و امیدی در تاریکی است.

در پایان باید گفت که مت ریوز سعی داشته است تا در فیلم War for the Planet of the Apes (جنگ برای سیاره میمون ها) داستان سرایی و صحنه هایی سینمایی عالی برای شخصیت سزار تدارک ببیند و این فیلم را در بین دیگر فیلم های سیاره میمون ها برجسته تر و البته جذاب تر نشان دهد، هدفی که به نطر می رسد در رسیدن به آن کاملا موفق بوده است و این فیلم با جنگ ها، کاراکترها و صحنه های عالی خود به یک عنوان جذاب تبدیل شده است و طرفداران به ویژه طرفداران سری فیلم های سیاره میمون ها از دیدن این فیلم راضی خواهند بود.

امتیاز فیلم: ۴ از ۵

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz