بیاتومگ – فاز دوم نقشه جنگی ریک به آشفته بازاری گیج کننده از چندین زیر داستان تبدیل شد و هیچ کدام از آنها تا پایان قسمت و در یکی از بعیدترین بازگشت ها به پایان نرسیدند. با نقد و بررسی قسمت ۲ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک) همراه باشید.

توجه: متن زیر ممکن است داستان این قسمت را فاش کند.

روی هم رفته، فصل هشتم سریال مردگان متحرک با افتتاحیه ای به خوبی اجرا شده ای شروع شد. این سبب شد تا تمرکز سریال بر روی قوس داستانی آینده قرار بگیرد و ریک در جنگی تمام عیار در برابر نیگان قرار گیرد که نه تنها برنده این مناقشه را مشخص می کند بلکه شخصیت ها را با درستی و نادرستی جنگ گلاویز می کند. اینکه ریک تصمیم گرفت تا پیش دستی کند، یک تغییر جهت بزرگ در اتفاقات بود ولی در حالی که بخش اول نقشه ریک یعنی حمله ناگهانی به سنچوری، راهی برای مرحله نهایی جالبی ارائه داد، بخش دوم نقشه ریک به آشفته بازاری گیج کننده از چندین زیر داستان تبدیل شد که هیچ کدام از آنها تا پایان قسمت و در یکی از بعیدترین بازگشت ها به پایان نرسیدند.

پس از غافلگیر کردن نیگان در قسمت افتتاحیه فصل هشتم، ائتلافی که ریک تشکیل داده بود، به پنج گروه تقسیم شد: آرون، دوست پسرش اریک و افراد دیگری از الکساندریا در یکی از پایگاه های ناجیان وارد درگیری مسلحانه شدند؛ تارا و جیسس نیز گروهی دیگر را برای نفوذ به پایگاه دیگری رهبری کردند؛ مورگان از گروه تارا و جیسس جدا شد و کشتاری مستقلانه را آغاز نمود؛ ایزکیل و کارل نیز گروهی را برای تعقیب کردن ناجیانی که فرار کرده بودند به حرکت در آوردند؛ تمام این اتفاقات در حالی رخ داد که ریک و دریل با استفاده از سرنخی از دوایت و در جستجوی پیدا کردن انبار اسحله بزرگی، مخفیانه وارد محوطه ای دیگر متعلق به ناجیان شدند.

و معمولا، تقسیم کردن بازیگران و کاراکتر ها به گروه های مختلف و دادن وظیفه ای به آنها برای اجرا کردن بخشی از نقشه، یک قسمت تنش زا و هیجان انگیز تولید می کند، که همانند آن را در صحنه هایی از قسمت هفته گذشته دیدیم که در آنها، دریل گله ای را به دام انداخت و ریک، مگی و ایزکیل نیرو های خود را متحد کردند. ولی این قسمت که به عنوان “ملعون” می باشد، ترکیبی بی معنا از راهرو ها، حیاط ها و جریانی بی پایان از مهمات است که دنبال کردن داستان را سخت می کند و واقعا شما می پرسید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. کاملا واضح است که ریک می خواهد تا مردمش بر پایگاه های مختلف غلبه کنند ولی تنها گروهی که این عمل را به سرانجام رساند، گروهی بود که توسط تارا و جیسس رهبری می شد. و واقعا، همه این پیروزی به لطف تبدیل شدن مورگان به ارتشی یک نفره و از پا در آوردن تقریبا نیمی از ناجیان مستقر در آنجا به تنهایی می باشد.

قسمت ۲ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

در این جا است که سریال مردگان متحرک بار دیگر موضوع اصلی این فصل یعنی انتقام گیری در برابر برنده شدن جنگ را مطرح می کند و این نکته را گوش زد می کند که این دو هدف، یکی نیستند. با این حال، این بحث به صورت شلخته واری مدیریت شد، زیرا تارا و جیسس به جای آنکه همانند کاراکتر های در حال ستیز عمل کنند، بیشتر شبیه به سخنرانان برای فلسفه های مخالف بودند. به علاوه، درونی شدن این موضوع به آنجا باز می گردد که مورگان احساس می کند زائد و اضافی است، نه فقط در این قسمت، بلکه به طور کل برای شخصیتش.

پس، در حالی که تارا، جیسس و مورگان قادر بودند تا پایگاه را تسخیر و ناجیان باقی مانده را اسیر کنند، گروه آرون مشغول مضحک ترین نبرد مسلحانه قابل تصور می شود. سریال مردگان متحرک همیشه صحنه های اکشن این چنینی را بر نشان دادن واقعیت های تیراندازی طولانی ترجیح داده ولی به هر حال، سریال اساسا پذیرفته که در حال حاضر مهمات یک منبع نامحدود است. مطمئنا، آنها اخیرا از شهر اوشین ساید تدارکات بیشتری را بدست آورده اند ولی آیا شما هنوز هم نمی خواهید مهمات را جیره بندی کنید؟ بهتر نیست که در این تیراندازی که کل قسمت طول کشید و در پایان نتیجه ای نداشت شرکت نکنید و بیشتر به فکر ذخیره مهمات باشید؟

در همین حال، ایزکیل و کارول که در جنگل های اطراف سرگردان اند، بار دیگر در مورد اینکه چرا ایزکیل به این شدت تلاش دارد تا بر روی بازی کردن نقش شاه تکیه کند، صحبت کردند و به دنبال شکار مردی بودند که می توانست کل نقشه حمله را به مخاطره بیاندازد. سوای این، آیا فکر می کنید که طوفان گلوله ای که آرون و اریک به راه انداخته اند، نشانه و سرنخ بزرگتری است؟ به هر حال، واضح است که نویسنده ها به دنبال راه دیگری برای به نمایش در آوردن فضل فروش بیشتری از ایزکیل و همچنین لحظه ای برای شیوا بودند که در کل سرگرم کننده و رضایت بخش بود. ظاهرا سریال در جواب اینکه چطور ببر ایزکیل کنترل می شود، همیشه کاری می کند تا ببرد آزاد شود و به افراد غیر خودی حمله کند.

قسمت ۲ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

با تمام آن پرش ها به جلو و عقب از گروهی به گروهی دیگر، در حقیقت، اتفاقات بسیار کمی در قسمت ۲ رخ داد. بزرگترین لحظه نیز برای لحظات پایانی قسمت نگه داشته شده بود ولی این آشکارسازی بدون زرق و برق بود، جرا که معرفی دوباره کاراکتری که حتی وفادارترین طرفداران سریال مردگان متحرک از دیدن آن چندان به هیجان نمی آیند، جالب نیست. سوپرایز بزرگتر و شاید بهترین لحظه این قسمت در واقع یک دقیقه قبل از این معرفی دوباره است، و آن زمانی است که ریک پس از کشتن یکی از ناجیان به طرز خشنی، متوجه می شود که در محوطه هیچ اسلحه ای نیست و فقط یک کودک درون آن می باشد. این یکی از صحنه هایی است که در آن، اندرو لیکنولن توانسته به طور عمیقی، احساسات بی شماری که در ریک جریان داشت را به نمایش در آورد، چرا که در این صحنه، ریک به یاد می آورد که همه ناجیان شرور نیستند، و در میان آنها، خانواده هایی هستند که همانند افراد هیل تاپ یا الکساندریا سزاوار و لایق آرامش، صلح و امنیت می باشند.

قسمت ۲ فصل ۸ سریال مردگان متحرک، قسمتی آشفته و شلوغ بود که به لطف داستان سرایی گیج کننده و نویسندگی سست قادر نبود هیجان لازم را به مخاطب منتقل کند. لحظات پایانی قسمت ممکن است به مقصدی هیجان انگیز ختم شوند ولی آنها به اندازه ای نیستند که بتوانند چنین قسمت غیر فعال و بی نتیجه ای را جبران کنند.

قسمت ۳ فصل ۸ سریال مردگان متحرک روز دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶ با عنوان “هیولاها” پخش خواهد شد.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz