بیاتومگ – مرد سیاه پوش منشأ اصلی می باشد!!! این هیچ چیزی را توضیح نمی دهد، آه WestWorld، شما در همان زمان که خسته کننده هستید، سرگرم کننده اید.

مرد سیاه پوش (اد هریس)، در تلاش است تا هزارتوی مرموز و همچنین وایت را پیدا کند، او با بازنده ی همیشگی، تدی فلاد (جیمز مارسدن) در سفر است که بالاخره تدی آنچه لازم بود را بیاد آورد و مرد سیاه پوش را زند و بعد از اینکه تدی او را با طناب می بندد، مرد سیاه پوش داستان پنهان خود را بیان می کند، کسی که بوده است:

من یک خدا هستم. خدای صنعت، بشر دوست، مرد خانواده، دارای همسر و دختری زیبا، …

بعد از اتفاقاتی که برای خانواده اش می افتد، او به WestWorld می آید تا کاری شیطانی انجام دهد تا احساسش را ببیند، که این کار او، خاطره ای تلخ برای خانم میو (تندی نیوتن) را به جا می گذارد، اما آن تلخی به سر آمده است و میو دارد به انسان تبدیل می شود یا بهتر بگم بیشتر از انسان تبدیل می شود. میو با به کارگیری چند تن از تکنسین WestWorld، سعی دارد تا گذشته ی خود، و همچنین جهان خودش را درک کند، در حین این کار او سعی دارد تا از این جهان بگریزد. با همه ی محاسبات این کار باید غیرممکن باشد، اما با هوش افزایش یافته ی او، به نظر می رسد که میو با این چالش پریشان نشده است.

WestWorld-S1EP8
WestWorld-S1EP8

در واقع، در این قسمت من ارتباط خاطراتی که خانم میو می دید را با مرد سیاه پوش درک کردم، در قسمت های ابتدای سریال WestWorld، سریال همانند نقاطی جداگانه بودند که به هم ربطی نداشتند، اما این ارتباط ها کم کم دارد آشکار می شود، در کل اگر این سریال می خواهد که در فصل ۲ ادامه داشته باشد و مخاطبان را جذب کند، باید تا انتهای فصل اتصالات و ارتباطات بیشتری را بیان کند تا ما دلیل تماشای این سریال را درک کنیم.

عنوان این قسمت، Trace decay بود که به تئوری ای مربوط به روانشناختی و حافظه اشاره دارد. نظریه فروپاشی بیان می کند که فراموش کردن زمانی اتفاق می افتد که نتیجه ی یک زوال خودکار یا کم اثر شدن حافظه می باشد. این نظریه پیشنهاد می دهد که حافظه ی کوتاه مدت تنها می تواند اطلاعات را برای ۱۵ یا ۳۰ ثانیه نگه دارد، مگر این که تکرار شوند و بعد از این مدت، اطلاعات زایل می شوند و از بین می روند.

این عنوان در حقیقت به صحبت های لوتز (لئوناردو نم) که برای خانم میو توضیح می دهد که مغز انسان خاطرات را ناقص به یاد می آورد، ولی مغز ربات ها می توانند به طور کامل اتفاقات گذشته را بازسازی کند. بنابراین خاطرات میو مربوط به قتل دخترش، به گونه ای هستند که او آنها را لمس می کند.

همچنین این می تواند حرکت های خودسرانه ی دلورس (اوان راچل وود) و گم کردن زمان را طی سفرش با ویلیام (جیمی سیمپسون) را شرح بدهد. هنگامی که آنها به مکانی که دلورس خانه صدا زد، شهری متروکه در وسط WestWorld که ناگهان پر از میزبان شد و دلورس، لباسی آبی که در اوایل فصل داشت بر تن داشت. این به نظر روز های نخستین WestWorld می باشد، همانند چیزی که دکتر فورد (آنتونی هاپکینز) برای برنارد لاو (جفری رایت) توضیح داد. در پایان فلش بک، دلورس شاهد یک قتل عام می باشد که فقط یک نفر مقصر آن می باشد و آن خود دلورس می باشد.

دلورس زمان را گم کرد و سر در گم می باشد، در حقیقت من در این صحنه یک شوک به همراه اطلاعات زیادی که ما را از سردرگمی در بیاورد، انتظار داشتم، اما به نظر می رسد که فقط جزییات مبهم تری اضافه شده است.

به نظر هر قسمت به تئوری یکی بودن مرد سیاه پوش و ویلیام نزدیک تر می شویم، در این قسمت مرد سیاه پوش، دختر مو بلوندی را شناخت، که این دختر همانی است که در قسمت ۲، ویلیام را در اولین ورودش به پارک استقبال کرد. و الان نقش یکی از قربانیان وایت را بازی می کند.

مرد سیاه پوش در این قسمت خیلی صحبت کرد بدون اینکه زیاد سخن بگوید. با توجه به همه ی توجیهات، او هنوز می تواند ویلیام باشد. یا او می تواند لوگان (بن بارنز)، دوست بی رحم ویلیام باشد، یا او می تواند هیچ کدام نباشد. داستانی که او در مورد خانواده اش به تدی گفت هم می تواند راست باشد، هم می تواند کاملا دروغ باشد. فورد در گفتگو با برنارد بیان کرد که درد و رنج است که زندگی ما را واقعی نشان می دهد.

در مورد ترزا کالن که به دستور فورد به قتل رسید، به نظر می رسد که فورد، رباتی شبیه ترزا را جایگزین خواهد کرد تا بتواند او را کنترل کند، یا می تواند از برنارد استفاده کند تا این جرم را حادثه جلوه دهد. قبل از اینکه فورد حافظه ی برنارد را پاک کند، برنارد یک خاطره به یاد می آورد که به نظر یک نفر دیگر را به قتل رسانده است، این در حالی است که فورد بیان کرده بود که از او برای قتل کس دیگری استفاده نکرده است. در این ایجا، من السی هیوز (شانون وودوارد) که با برنارد کار می کرد، را به یاد می آورم،  که برای جمع آوری اطلاعات به طبقات پایینی WestWorld رفت و ربوده شد و تنها کسی که از بودن او در آنجا خبر داشت برنارد بود، ولی برنارد این را به یاد نمی آورد.

WestWorld-S1EP8
WestWorld-S1EP8

مرد سیاه پوش مثال خوبی از کسی است که حلقه های خود را شکسته است، مرد خوبی که به خاطر از دست دادن خانواده اش، اخلاقیات را کنار گذاشته است.

و کلام آخر

این قسمت برای من سوالی عجیب ایجاد کرد، اگر اتفاقات دلورس و ویلیامز در گذشته رخ داده و فلش بک هستند، پس دلورس در حال حاضر کجاست؟

همانند فورد و بعضی از اعضای دلورس، خانم میو توانست کنترل میزبانان را با صدا به دست بگیرد.

این قسمت اولین باری بود که من به نام تنباکو فروشی در سوئیت واتر توجه کردم، تنباکوفروشی سانسکی و پسران، که باعث شد که بلند بخندم.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz