بیاتومگ – قسمت ۸ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک) همانند بیشتر فصل هشتم، خسته کننده و طولانی بود ولی پایان نفس گیر و شوکه کننده اش، یادآور آن است که هیچ کس برای همیشه در امان نیست. با نقد و بررسی این قسمت همراه باشید.

توجه: متن زیر ممکن است داستان این قسمت را فاش کند.

—-

همه می دانند که فصل هشتم سریال مردگان متحرک، نه تنها بهترین فصل سریال تاکنون نبوده بلکه حتی تلاشی برای رسیدن به آن نیز نکرده است. و هرچند که فصل شروع امیدوارکننده ای داشت و ریک هدف را تازه کرد و اتحادی تشکیل داد ولی هشت قسمت اول فصل هشتم را می توان به نوعی وقت پرکن توصیف کرد که در لابه‎لای آن، جرقه توسعه ای بزرگ به چشم می خورد. در پایان، این واقعیت نیز برای این قسمت صدق می کند، چرا که در بیشتر اوقات این قسمت، کاراکترها وظیفه ای جز پرکردن وقت قسمت ندارند. و این قسمت همراه با پایانی نفس‎گیر و شوکه‎کننده بود که به وضوح به معنای آن است که سریال در تلاش است تا بیننده های بسیاری که بیخیال این سریال شده اند را دوباره علاقه مند کند.

این قسمت درست از جایی آغاز می شود که ریک و آشغال جمع کن ها متوجه می شوند که اکنون پناهگاه از شر زامبی ها خلاص شده است و در همان ابتدا، سریال به طرز خنده دار و سریعی، اتحادی که به سختی توسط ریک بدست آمده را از بین می برد. بعید به نظر می رسد که این آخرین باری باشد که ما این مردم آشغال جمع‎کن را می بینیم ولی در حال حاضر، اینکه حالا می بینیم اتحادی که توسط ریک به سختی و در یک قسمت کامل و در شرایطی دشوار بدست آمده، به سادگی از بین رفته، بسیار خنده دار است. ریک تلاش زیادی برای آوردن آشغال جمع کن ها به سمت خود کرد ولی آنها وقتی اولین نشانه خطر را دیدند، پا به فرار گذاشتند. خوشبختانه، جری و کارول به طور اتفاقی در آنجا ظاهر می شوند و ریک را سوار ماشین خود می کنند. معلوم نیست که جری و کارول چگونه و چرا از آنجا سر در آورده اند. در ادامه، آنها سه ماشین جداگانه را سوار می شوند تنها برای اینکه در جایی دیگر، ناجیان جری را اسیر کنند. جدا از این، به نظر می رسد که مسئله سوخت دیگر مشکلی برای کاراکترها و حتی سریال نیست.

در راستای همین موضوع، مشخص شد که آرون و انید در حال رفتن به سمت لب اقیانوس می باشند، به این امید که بتوانند افراد آنجا را قانع کنند که به اتحاد آنها بپیوندند. با این حال، زمانی که انید به طور اتفاقی ناتانیا که مادربزرگ سیندی و رییس آنها می باشد را کشت، هرگونه احتمالی برای پیوستن این افراد به ریک و متحدانش به طور موثری از بین رفت و بار دیگر، یک ایده دیگر به طور وحشتناکی به پایان رسید. در همین حال، یوجین که همچنان در حال گلاویز شدن با وجدان رو به افزایشش می باشد، یکی از نگهبانان پناهگاه را مسموم می کند و به گابریل اصرار می کند تا به همراه دکتر کارسون از آنجا بگریزد. خیلی خوب است که می بینیم یوجین دست از انجام کار درست و نجات زندگی ها نکشیده است ولی خیلی بهتر بود اگر این قسمت توضیح می داد که چگونه یوجین در پاکسازی پناهگاه از زامبی ها کمک کرده است. احتمالا یوجین  ساخت گلوله را شروع کرده و با استفاده از موسیقی بلند، گله زامبی ها را از آنجا دور کرده ولی به جز این دو مورد، هیچ توضیح دیگری در مورد آزادسازی پناهگاه از زامبی ها داده نشد و این ناامید کننده است.

قسمت 8 فصل 8 سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)
قسمت ۸ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

در قسمت پایانی نیمه اول فصل ۸ سریال مردگان متحرک، ناجیان بار دیگر حالت تهاجمی می گیرند و به طور موثری هر آنچه که نقشه ریک قرار بود به آن دست یابد را بی اثر می کنند. هر جامعه ای مجازات می شود: هیلتاپ به عنوان سبد نان پناهگاه، همچنان به کشاورزی و تولید ادامه خواهد داد؛ کینگدوم به خانه جدید ناجیان تبدیل خواهد شد؛ و الکساندریا نیز به جهنم تبدیل خواهد شد. با این حال، هر جامعه ای توانست به نحوی در مقابل ناجیان بشورد. به عنوان مثال، مگی، کاری برای متوقف کردن گروه سایمون از گرفتن سلاح هایشان نمی کند ولی پس از اینکه سایمون، نیل (معلوم نیست دقیقا او کی بود) را می کشد، مگی در تلافی این کار، یکی از ناجیان زندانی را می کشد. مطمئنا این مواجهه آخرین سد در مقابل مگی بود و حالا او مشخص کرده که هیلتاپ آخرین جایگاه ایستادگی آنها خواهد بود و با بدن مرده آن ناجی پیغامی برای نیگان نوشت. اگرچه به نظر می رسد که او دست از بخشنده و رحیم بودن برداشته است ولی مگی تازه در حال تبدیل شدن به رهبری جنگ دیده و سرسخت می باشد که در زمان نیاز و برای در امان نگه داشتن مردمش، تصمیم های سخت می گیرد.

ایزیکیل نیز در موقعیت مشابه ای قرار دارد و به هنگامی که افراد گوین از راه می رسند، او چهره غمگین و افسرده خود را نشان می دهد. او یک انفجار بزرگ به راه می اندازد (بار دیگر صرفه جویی در سوخت نیز نادیده گرفته می شود) و در حالی که خودش را به همراه ناجیان در کینگدوم زندانی می کند، به مردمش فرصتی برای فرار کردن می دهد. او در موقعیت پرمخاطره ای قرار می گیرد ولی خودخواهانه عمل کردن او نشان از شاه بودنش دارد. خیلی بد است که او نتواند به اندازه کافی برای دیدن کارهای خوبش زنده بماند. با این وجود، از آنجا که مورگان در حول حصار های کینگدوم دیده شد، این احتمال وجود دارد که او برای نجات ایزیکیل اقدام کند.

در الکساندریا، آنها بدون رهبر واقعی شان می باشند، چرا که ریک برای ماموریت احمقانه اش آنجا را ترک کرده و با تنها گذاشتن افرادش سبب شده تا آنها روزها را با فکر کردن در مورد تصمیم های احمقانه شان سپری کنند. احمقانه ترین این تصمیم ها نیز نقشه تارا و دریل برای حمله به پناهگاه و پایان دادن به کار ناجیان برای همیشه بود. بدیهی است که نقشه آنها به خوبی به پایان نرسیده ولی به طرز شگفت آوری، به نظر می رسد که آنها آسیب چندانی وارد نکرده اند به جز اینکه شاید تلافی کردن ناجیان را سرعت بخشیده اند. (باید دید که یوجین چگونه پناهگاه را پاکسازی کرده تا مشخص شود نقشه دریل و تارا چقدر در عملی شدن کار یوجین تاثیر داشته است.) با این حال، زمانی که ناجیان از راه می رسند، این کارل است که پا پیش می گذارد و مسئولیت را برعهده می گیرد و از بالای حصار به نیگان خیره می شود که بدون شک یکی از بهترین صحنه های قسمت پایانی نیمه اول فصل هشتم سریال بود. نیگان همیشه یک جذبه خاص و عجیبی نسبت به این جوان داشته و کارل با سوء استفاده از این موضوع، زمان کافی برای فرار افراد فراهم می کند. گفتگوی آن دو همراه با دیالوگ های عالی ای بود و به کارل این فرصت را داد تا نشان دهد که به چه رهبر شایسته و همچنین دروغگوی باهوشی تبدیل شده است، چرا که او جان خودش را به عنوان مجازات به نیگان پیشکش می کند و به نحوی نیگان را گول می زند.

قسمت 8 فصل 8 سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)
قسمت ۸ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

این قسمت توجه زیادی به کارل داشت و حتی مسئولیت الکساندریا را نیز در دستان وی قرار داد و با توجه به این موضوعات، ما باید متوجه می شدیم که روزهای این نوجوان در حال به پایان رسیدن است. ولی کارل در این قسمت با هیچ آسیب و صدمه کشنده ای مواجه نشده و نمرده است. در واقع، کارل در این قسمت یک مرده متحرک بوده است و مشخص شد که او در طی قسمت قبلی توسط یک زامبی گاز گرفته شده بود. ولی دانستن مرگ چیزی نبوده که اعمال او را جسورانه کرده است. اعمال او سبب شد تا این قسمت، بهترین قسمت چندلر ریگز در نقش کارل باشد و خروجی عاطفی برای او از این کاراکتر که برای سال ها آن را به تصویر می کشیده، بسازد. مرگ قریب الوقوع کارل به اندازه مرگ گلن شوکه کننده نبود ولی این از تاثیر مرگ وی نمی کاهد.

ما تا افتتاحیه نیمه دوم فصل هشتم یا حتی قسمت های بعدی آن متوجه نخواهیم شد که ریک چگونه با مرگ پسرش کنار خواهد آمد ولی این چیزی است که بعید به نظر می رسد او به خوبی بتواند آن را کنترل کند. هرچند، شیوه مرگ کارل متفاوت بوده است، چرا که انتخابش سبب مرگش شده، نه نیگان یا افرادش، زیرا او تصمیم گرفت تا به شخص دیگری کمک کند و همین نیز سبب گاز گرفته شدنش شد. ما ممکن است فکر کنیم که کارل برای قرار دادن خود در چنین موقعیتی، احمق یا بی پروا است ولی این کار مهربانانه و امیدوارکننده بود و همچنین تصمیم خودش بوده که قابل احترام است. این باعث نمی شود که ناراحتی و اندوه پدر و مادر ناتنی اش (میشون) کم شود ولی مرگ او به جای القا کردن ترس بیشتر می تواند الهام بخش آنها در جنگ پیش رویشان باشد.

مرگ کارل اتفاقی است که سریال را دچار تغییر خواهد کرد و این ایده که هیچ کس برای همیشه در امان نیست، را تقویت می کند. با این حال، هرچند از آنجا که سریال در حال حاضر وارد وقفه شده، این توسعه به سریال مردگان متحرک اندکی هیجان و دلربایی بیشتری می دهد ولی این نمی تواند رشته قسمت های خسته کننده را احیا کند. در نیمه دوم فصل، سریال باید کنترل دقیق و بیشتری بر روی سرعت و تمرکز بیشتری بر روی قوس داستانی های باارزش و مهم داشته باشد.

قسمت ۹ فصل ۸ سریال مردگان متحرک روز دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ پخش خواهد شد.

امتیاز این قسمت: ۷/۱۰

دیدگاهتان را بنویسید