بیاتومگ – قسمت ۱۲ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)، قسمتی بسیار شلوغ است اما این موضوع ممکن است به اندازه کافی به این قسمت کمک نکرده باشد. چیزهای زیادی در این قسمت در جریان می‎باشد اما اکثر آنها بسیار آشنا هستند. با نقد این قسمت همراه باشید.

توجه: متن زیر ممکن است داستان این قسمت را فاش کند.

ریک در قسمت قبلی سریال حضور نداشت، پس در این قسمت که با نام “کلید” است، با خویی انتقام‎جویانه بازگشته و سرانجام، با نیگان روبه‎رو و به صورت تن به تن با او درگیر می‎شود. به طور طبیعی، این مشاجره به یک بن بست دیگر تبدیل می‎شود، از همین رو، این داستان همانند یک روش وقت‎پُرکن قبل از اینکه نبرد نهایی بین این دو گروه شکل بگیرد، احساس می‎شود. با این حال، دسیسه و فتنه‎هایی نیز در جریان است، به طوریکه سایمون به دوایت پیشنهاد می‎کند شاید باید رهبری تازه هدایت ناجیان را برعهده بگیرد. در همین حال، گروهی سرگردان از ناجیان در جاده‎های شهر جورجیا آماده و مایل هستند تا آزمونی اخلاقی برای یادآوری به قهرمانان باقی‎مانده ما ارائه کنند.

بر طبق استانداردهای سریال مردگان متحرک، قسمت ۱۲ فصل ۸، قسمتی سرشار از اتفاقات جالب بود اما این قسمت همچنان نکاتی را ذکر می‎نماید که قبلا سریال آنها را ارائه کرده بود. در قسمت قبلی، ناجیان تصمیم گرفتند تا به هیل‎تاپ بروند تا رعب و وحشت را برای مردم ریک به ارمغان بیاورند. در این قسمت، آنها این حرکت خود را آغاز کردند اما وارد یک کمین می‎شوند. این وقفه از سوی ریک ایجاد می‎شود، کسی که در حال حاضر، خشمش کاملا بر بخشش غلبه کرده است.

از طریق دیده‎بانی بسیار ماهرانه‎ای، ریک می‎بیند که نیگان در ماشین خود در کاروان قتل ناجیان تنها است، پس ریک با یک ماشین به ماشین نیگان می‎زند و وارد یک تعقیب و گریز با او می‎شود و ناجیان را سرگردان رها می‎کند. پس از یک تصادف و چندین شلیک گلوله، ریک و نیگان خود را در درون زیرزمین تاریک یک ساختمان و بدون سلاح می‎یابند و تصمیم می‎گیرند تا با یکدیگر اندکی صحبت کنند. در این سکانس، صحنه تصادف ماشین نشان داده نشد چون شبکه ای‎ام‎سی سعی در کاستن از هزینه‎ها داشت! علاوه بر این، تیراندازی ریک به نیگان واقعا مسخره بود؛ چطور می‎شود همه می‎توانند به زامبی‎ها در صدرصد موارد به سر شلیک کنند اما همیشه شلیک آنها به انسان‎های مقابلشان خطا می‎رود.

قسمت 12 فصل 8 سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)
قسمت ۱۲ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

این سکانسی بسیار رنج‎آور و آزاردهنده است زیرا دو نفر در فاصله‎ای از یکدیگر قرار دارند که می‎توانند سخنان یکدیگر را بشنوند اما به نظر می‎رسد نمی‎تواند یکدیگر را پیدا کنند. مطمئنا ساختمان تاریک است اما یک هزارتو نیست که آنها نتوانستند یکدیگر را به سرعت پیدا کنند. با این وجود، بدترین جنبه ماجرا، این است که آنها سخن‎هایی می‎گویند که ما بارها آنها را شنیده‎ایم. در واقع، آنها صحبت‎هایی که در دو قسمت قبل از طریق بی‎سیم داشته‎اند را مورد تاکید قرار دادند.

نیگان همچنان می‎خواهد ریک را نجات بدهد و فکر می‎کند شورش ریک منجر به مرگ‎ومیرهای غیرضروری خواهد شد. ریک فکر می‎کند نیگان یک ریاکار است و اظهار داشت همیشه با نیگان مخالفت خواهد کرد. خوب، مطمئنا ما این موضوع را می‎دانیم. مشکل جدید این می‎باشد که ریک به نیگان می‎گوید که آشغال‎نشنین‎ها به قتل رسیده‎اند، پس در صورت بازگشت نیگان به پناهگاه، سایمون بهتر است که هوای پشت سر خود را داشته باشد.

این موضوعات با سکانس‎های اکشن و هیجان‎انگیز کافی پوشش داده می‎شوند. ریک، لوسیل یا چوب بیسبال نیگان را پیدا می‎کند و آن را به آتش می‎کشد و از آن برای باز کردن درب اتاقی پر از زامبی‎ استفاده می‎کند. ریک و نیگان شروع به مبارزه با یکدیگر و زامبی‎هایی می‎کنند که شعله‎ور شده‎اند. زمانی که سریال چنین تغییرات اندکی را وارد صحنه‎های زامبی معمولی می‎کند، بسیار خوب و جالب است. در هرج و مرج، نیگان موفق می‎شود تا بگریزد و بلافاصله توسط جیدیس گرفته می‎شود. خیلی خوب است که نیگان از ناجیان جدا نگه داشته شد و به همین دلیل، داستان ریک و نیگان چندان بیهوده و غیرمرتبط احساس نمی‎شود. علاوه بر این، جیدیس نیز خود یک فرد خشن و خفن است که احتمالاتی که او چه کارهایی ممکن است با نیگان انجام بدهد، بی پایان است.

قسمت 12 فصل 8 سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)
قسمت ۱۲ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

در غیاب نیگان، سایمون مسئولیت کارها را برعهده می‎گیرد و خود را به همراه دوایت برای پیدا کردن نیگان داوطلب می‎کند. در حالی که آنها به دنبال نیگان بودند، سایمون مرتبا اشاراتی در مورد این می‎کند که او چقدر از رهبری نیگان ناراضی بوده است. آنچه که سایمون متوجه آن نشده بود، این است که او بهترین فرد ممکن در دنیا را برای طرح‎ریزی و اجرای نقشه کنار زدن نیگان پیدا کرده است. دوایت با سایمون موافقت می‎کند و بعد از آن، متوجه می‎شود که اولین عمل سایمون به عنوان دیکتاتور جدید، محو کردن کامل تیم ریک از روی زمین می‎باشد.

روایت سایمون در مقایسه با دیگر داستان‎های سریال مردگان متحرک، به طور مرتبط، به سرعت در حال حرکت است اما به شدت مبنی بر کاراکتری استوار است و همانطور که ما به قسمت آخر فصل نزدیک می‎شویم، این خود یک چرخش قوی است. وقتی سایمون با گفتن اینکه همه آنها نیگان هستند، ناجیان را متقاعد کرد تا رهبری او را بپذیرند، به راحتی می‎توان دنبال کردن ناجیان از سایمون را قبول کرد. مطمئنا سایمون همان ویژگی‎های روانی گیرای نیگان را دارا است.

در جایی دیگر، مگی قرار دارد که پیامی عجیب از سوی گروه جدیدی از بازماندگان در هیل‎تاپ دریافت می‎کند. اگر مگی جعبه‎هایی شامل غذا یا صفحه‎های گرامافون به آنها ارائه دهد، آنها نیز کلیدی برای آینده به او خواهند داد. در پایان، سریال مردگان متحرک، نوپرست است! اما قبل از اینکه مگی با آنها ملاقات کند، مگی در سر دو راهی معمولی اینکه باید به غریبه‎ها اعتماد کرد یا باید از آنها ترسید، قرار می‎گیرد. بله، این تکرار دیگری از موضوع بزرگ فصل ۸ سریال مردگان متحرک می‎باشد و این تکرار نیز کم کم دارد به موضوعی خسته‎کننده تبدیل می‎شود. میشون با یادآوری این موضوع که آخرین باری که آنها چنین پیشنهادی داشتند، از سوی جیسس و قبل آن نیز از سوی آرون برای پیوستن به الکساندریا بود، قادر بود تا مگی را متقاعد کند پس آنها سابقه زیادی در گرفتن پیشنهادهای مرموز داشته‎اند.

قسمت 12 فصل 8 سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)
قسمت ۱۲ فصل ۸ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

این پیام از سوی زن میان‎سالی به نام جورجی ارسال شده است، کسی که در ازای کالاهای مادی، دانش ارائه می‎دهد. مگی متوجه می‎شود که جورجی و دو همراهش، مقداری غذا دارند، پس آنها را به عنوان زندانی به هیل‎تاپ می‎آورد تا تصمیم بگیرد آیا باید غذای آنها را بگیرد یا خیر. انید تصمیم به گرفتن غذای آنها دارد اما میشون، که ظاهرا تنها کسی است که آخرین خواسته‎های کارل را سرلوحه خود قرار داده، به انید یادآور می‎شود که باید بعد از این اتفاقات، چیزی باقی بماند. مطمئنا بیننده‎ها با این موضوع موافق هستند اما شنیدن جملاتی این چنینی بسیار تکراری و خسته‎کننده شده است.

همانند قسمت قبلی، مگی در نهایت تصمیم می‎گیرد تا راه درست را انتخاب کند. مشخص می‎شود که دانش جورجی، کتابی است که او در مورد کشاورزی و زراعت و اساسا کتابی راهنما در مورد بازسازی جامعه‎ای پایدار جمع‎آوری کرده است. اینها اطلاعات حیاتی هستند اما آیا همه کتابخانه‎ها به طور همزمان نابود شده‎اند؟ پس از اینکه مگی شرایط آنها را می‎پذیرد، جورجی تصمیم می‎گیرد تا به جای دادن کتاب اطلاعاتش و همچنین مقداری از غذاهایش، تنها صفحه‎های گرامافون را بردارد. حرکت او به اندازه‎ای فرشته‎مانند بود که معجزه است که او بال‎هایش را باز نکرده و به آسمان اوج نگرفته است.

اگر گیرنده‎های کمک بلافاصله مهربانی قهرمانان ما را با ارائه دادن چیزی بزرگ جبران نمی‎کردند، موضوعات این فصل در مورد کمک به دیگران می‎توانست بسیار غنی‎تر باشد. صدیق به آخرین دکتر در جورجیا تبدیل شد و حال نیز جورجی در حال کمک به کاهش بحران غذا در هیل‎تاپ است. گاهی اوقات، یک انسان نیازمند بودن کافی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *