بیاتومگ – قسمت ۲ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد) داستان منشا و خاستگاهی ارائه می‎دهد که ما برای مدتی طولانی منتظر آن بوده‎ایم و مطمئنا، بشریت محکوم به فنا است. با نقد این قسمت همراه باشید.

توجه: متن زیر داستان این قسمت را فاش می‎کند.

از همان آغاز، سریال وست‎ورلد گرایش به شدت انسانی ما برای ایفای نقش خدا را مورد بررسی و سوال قرار داده اما این نمادپردازی در قسمت دوم فصل دوم، واقعی و دقیق می‎شود. اولا، ما برای اولین بار شاهد داستان خاستگاه پارک از طریق دیدگاه لوگان دلوس متکبر با بازی بن بارنز بودیم، کسی که جلب و فریفته پیشرفت‎های باورنکردنی تکنولوژی کمپانی‌ای به نام آرگوس اینیشیتیو شده، کمپانی‎ای که به دنبال جذب سرمایه‎گذاری برای ساخت یک تجربه ملموس فراتر از واقعیت مجازی است.

زمانی که لوگان به نمایشی خصوصی برده می‎شود که توسط آرنولد و فورد ایجاد شده و در آن، لوگان متوجه می‎شود که توسط میزبان‎هایی احاطه شده است که از انسان غیرقابل تشخیص نیستند، برنامه‎های کاردبردی این تکنولوژی به طرز چشمگیری به نمایش گذاشته می‎شوند. با توجه به دانش قبلی ما از لوگان، توانایی رابطه جنسی برقرار کردن میزبان‎ها، یکی از موضوعاتی بود که بدون شک، او را برای سرمایه‎گذاری بر روی این تکنولوژی بسیار مشتاق کرد.

قسمت 2 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۲ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

در ادامه قسمت، برادر زن لوگان، ویلیام دیده می‎شود که از پارک دیدن می‎کند تا آن را به پدر لوگان به نام جیم نشان دهد، کسی که می‎گوید پارک حدود دو یا حداکثر سه سال دیگر ورشکست می‎شود. ویلیام اشاره می‌کند که وست‎ورلد فرصت منحصربه‎فردی را ارائه می‎دهد، فرصتی که منحصرا بازگوکننده رویدادهای جاری در دنیای واقعی ما است و آن، جمع‎آوری و کسب درآمد از اطلاعات کاربر می‌باشد. ویلیام می‎گوید: “در طی ۲۰ سال آینده، این تنها واقعیتی است که اهمیت دارد … نیمی از بودجه تبلیغاتی تو صرف کشف نیاز و خواسته‎های مردم می‎شود زیرا آنها نمی‎دانند. در اینجا آنها آزاد هستند، کسی آنها را نمی‎بیند، کسی قضاوتشان نمی‎کند … حداقل این چیزی است که ما به آنها می‌گوییم. اینجا تنها جایی در کل دنیا است که تو می‎توانی چهره حقیقی مردم را ببینی.”

این، دیدگاه و نقطه نظر بی‌شرمانه و متجاوزانه‌ای است که در سراسر قسمت تکرار می‎شود و در قسمت اول فصل دوم نیز به وضوح پیدایش برداشت دی‌ان‎ای و نظارت بر روی میهمان‌ها که توسط برنارد کشف شد، مشاهده گردید، در هر صورت، دانش، قدرت است. در گذشته و تقریبا در حال حاضر، ویلیام این ایده دیده شدن را بارها، یا با اشاره به نوعی خدا یا دوربین‌های همیشه فعال کمپانی دلوس مطرح کرده است. او می‎گوید: “آنها مکانی مخفی از دیدگان خدا را می‎خواستند، مکانی که در آن بتوانند به راحتی گناه کنند. اما ما آنها را نگاه می‌کردیم، ما تمام گناهان و انتخاب‎های آنها را حساب کردیم. این کار برای قضاوت کردن نبود؛ ما کاملا چیز متفاوت دیگری در ذهن داشتیم.”

قسمت 2 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۲ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

دلورس ایده اینکه انسان‎ها، خالقان هستند را بازتاب می‎دهد و آن را یک قدم به جلوتر می‎برد و به دیگر میزبان‎ها می‎گوید: “ما برای مدتی بسیار طولانی در خدمت خدا رنج برده‌ایم، پس ما او را می‎کشیم. اگر شما می‎خواهید تا به شکوه دست یابید، به توجه و مرحمت او نیاز ندارید، تنها چیزی که می‎خواهید، من هستم.” این ایده‎ای است که خالق فیلم وست‎ورلد، مایکل کریچتون نیز در فیلم Jurassic Park (پارک ژوراسیک) به بررسی آن پرداخته است. در آن فیلم، ایان مالکوم می‎گوید: “خدا دایناسورها را خلق کرد. خدا دایناسورها را نابود کرد. خدا انسان‌ها را خلق کرد. انسان، خدا را نابود کرد. انسان، دایناسورها را خلق کردند.”

دلورس حتی نشان می‌دهد که او، بسیار شبیه به سازندگان خود، الان قدرت رستاخیز و احیا را دارد. او از یک تکنسین بی‌چاره استفاده می‌کند تا چندین میزبان مرده را راه‌اندازی مجدد کند تا فقط با این کار، افراد اتحادیه را قانع کند تا در پشت قادر مطلق تازه‌شان به صف بشوند، قادر مطلقی که فکر می‌کند به خاطر اینکه در میان انسان‌ها قدم زده، تمام نقشه‎ها و برنامه‎های آنها را می‌داند. بله، برای اولین بار، این قسمت با حضور دلورس در خارج از پارک شروع شد که در آن، فورد به همراه آرنولد سعی داشتند تا او را برای اولین آزمایشش ببرند.

قسمت 2 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۲ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

و مِیو، زمانی که بار دیگر با تدی و دلورس برخورد می‌کند، این دیدگاه دلورس که طبق آن، میو باید مشتاق به گرفتن انتقام باشد را به خاطر اینکه آن بازیچه‎ای در دستان سازندگان آنها می‎باشد، رد می‌کند و می‌گوید: “عزیزم، انتقام تنها دعایی متفاوت در درگاه آنها است و من از بر روی زانو بودن خسته شدم [مسیحیان برای دعا زانو می‎زنند].”

قسمت دوم همچنین مسئله کنترل را مطرح می‎کند. دلورس به شکل و شمایل بشر ساخته شده و به وضوح دارای بسیاری از نقص‎های ما می‎باشد. او با خونسردی به یک مهمان می‎گوید: “شما فکر می‌کردید که می‎توانید هر آنچه که می‌خواهید با ما انجام بدهید و اینجا هیچ کس نیست تا شما را قضاوت کند. حالا، هیچ کس اینجا نیست تا آنچه که ما با شما انجام می‎دهیم را قضات نماید.”

دلورس از میو می‎خواهد تا برای حفظ آزادی‎اش مبارزه کند و میو نیز به سرعت به این نکته اشاره می‎کند که: “و راه تو تنها راه برای مبارزه است؟ آیا واقعا احساس می‎کنی که حق داری به هر کسی دستور بدهی؟” سپس، میو از تدی می‎پرسد که آیا او از زمانی که همانند یک سگ گمشده به دنبال دلورس افتاده و دستورات او را کورکورانه انجام داده، احساس آزادی دارد و تدی نیز پاسخی برای سوال او ندارد. بدون شک، تا پایان این فصل، او جواب این سوال را پیدا خواهد کرد، جوابی که ممکن است دلورس از آن خوشش نیاید.

در حالی که در این قسمت به برنارد و تیم امنیتی دلوس پرداخته نشد اما در عوض، مرد سیاه‎پوش همچنان جستجوی خود را ادامه داد و به لارنس ملقب به ال لازوی سابق پیوست. حالا که حالت سختی بازی افزایش یافته، اولد بیل آماده شکایت کردن است و به لارنس هشدار می‎دهد: “تمام این تشکیلات قرار است در شعله‎های آتش بسوزد و این قرار است همه ما را با خود ببرد. ما فرصتی برای دیدن آنچه که واقعا از آن ساخته شده‎ایم، نگاهی اجمالی از افرادی که می‎توانستیم باشیم را داشتیم.”

قسمت 2 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۲ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

این ظاهرا شامل جستجو برای چیزی می‌باشد که بسته به هر فردی، به عنوان گلوری و آنسوی دره به آن اشاره شده است. این چیزی است که ویلیام جوان، زمانی که پارک هنوز تازه بوده، آن را به دلورس نشان داده و حالا، او آن را به عنوان بزرگترین اشتباه زندگی‌اش خطاب می‎کند. همانطور که دلورس به خوبی آشکار می‎کند: “آنسوی دره یا گلوری، یک مکان نیست، بلکه یک سلاح است و من قرار است از آن برای نابودی آنها استفاده کنم.” این سلاح چه می‎تواند باشد و چرا ویلیام از آن پشیمان است؟ برای دانستن این موضوع، حداقل باید چندین قسمت دیگر نیز صبر پیشه کنیم.

اتفاقات دیگر در این قسمت؛ زمانی که جیم دلوس و ویلیام از پارک دیدن کردن، آرمیستیس، یک کلانتر بوده، البته بدون خالکوبی که او را بسیار شبیه به شارلیز ترون می‎کند. پس زمینه شهری نامشخصی که آرنولد در آن زندگی می‎کرد، مزین به نوشته‎های چینی بود که بار دیگر به این موضوع اشاره دارد که احتمالا پارک در جزیره‎ای دریای چین جای گرفته است. در جشن بازنشستگی جیم، برای اولین بار شاهد دختر و همسر ویلیام بودیم. ظاهرا همسر ویلیام چندان تحت تاثیر دلورس قرار نگرفته و این احتمال که او از اتفاقات میان ویلیام و دلورس در طی اولین بازدید ویلیام از پارک خبر داشته باشد را نیز مورد تاکید قرار می‎دهد.

در پایان، قسمت دوم فصل دوم سریال وست‎ورلد، بسیاری از وقت خود را در زمان گذشته و همچنین مقدار قابل توجهی از آن را در خارج از پارک سپری می‎کند و با این کار، اندکی داستان پیش‎زمینه جذاب تولید می‎نماید و همچنین تاکید می‎کند که تا چه اندازه ویلیام پس از برخوردش با دلورس شکسته شده است. این موضوع با اینکه مایه دل‎شکستگی است اما جذاب و فریبنده نیز می‎باشد.

امتیاز این قسمت: ۸.۸/۱۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *