بیاتومگ – همانند استعاره و تشابهات بزرگ، فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)، ما را در یک مکان و موقعیت نگه داشته است. این مکان، چشم‎انداز خوبی دارد اما بهتر است که سریال بیشتر به داستان سرعت بدهد. با نقد قسمت ۳ فصل ۲ همراه باشید.

توجه: متن زیر داستان این قسمت را فاش می‌کند.

برای مدتی است که بیننده‎های سریال وست‎ورلد، انتظار دیدن شوگان‎ورلد یا دنیای شوگان را می‎کشیدند اما اکثر بیننده‎ها انتظار نداشتند که قبل از دیدن شوگان‎ورلد، ابتدا نیم نگاهی از پارک دیگری ارائه شود که همین موضوع، سه دقیقه آغازین قسمت سوم را به طرز لذت‎بخشی، غیرمتجانس و گمراه‎کنننده می‎کند.

این احتمال می‎رفت که جاناتان نولان و لیزا جولی به اندازه‎ای بی‎ملاحظه باشند که پارک ششم را یک دنیای مستعمراتی یا کلونیال‎ورلد معرفی‎ کنند، اما این پارک، یقینا از آن استعاره‎ها حمایت می‎کند و با استفاده از محیط و پس‎زمینه هندوستان در زمانی که در اوایل قرن بیستم میلادی تحت سلطه بریتانیا قرار داشته، به بازدیدکنندگان ثروتمند، این اجازه را می‎دهد تا در درون تصورات و فانتزی‎های خود از شکار بزرگ در درون جنگل به همراه میزبان‎های عجیبی که به آنها خدمت می‎نمایند و آنها را سوار بر فیل می‎کنند، غرق شوند. این موضوع شما را به این فکر فرو می‎برد که سه پارک دیگر چگونه خواهند بود اما مشخصا، در درون هر پارک، رازهایی نهفته است که سبب می‎شود تا بازدیدکننده‎هایی همچون مرد سیاه‎پوش، در این مسیر فرسوده قدم بردارند.

قسمت 3 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۳ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

قسمت سوم، زن مرموزی را معرفی می‏‎کند که مسلما به دنبال چیزی در درون پارک شش می‎باشد اما جستجوی او با قیام میزبان‎ها متوقف و سبب می‎شود تا با یک ببر رودر‎رو شود و سپس، در ساحل پارک وست‎ورلد ظاهر شده که در آنجا با سه میزبان بومی آمریکایی مواجه می‎شود. از آنجا که فرار او و دستگیریش توسط این بومی‎ها، در روز قیام میزبان‎ها رخ داده، می‎توان گفت که مسیر او در نهایت با اشلی استابر، رئیس بخش امنیتی بخت‎برگشته پارک، کسی که در پایان فصل اول توسط مبارزین بومی دستگیر شد، برخورد خواهد کرد. و از همین رو، مطمئنا، زمان زیادی بین روز قیام میزبان‎ها و روزی که برنارد توسط استرند و بقیه تیم امنیتی دلوس در ساحل پیدا می‎شود، وجود دارد و سریال قرار است در قسمت‎های آینده، این فاصله زمانی را پر کند.

در جایی دیگر، متوجه می‎شویم که در روز پس از قیام میزبان‎ها، برنارد و شارلوت هیل سرانجام در ردیابی پیتر ابرناتی موفق شدند، کسی که توسط راهزنی به نام ربوس با بازی استیو اوگ اسیر شده است. برنارد موفق می‎شود تا ربوس را دوباره برنامه‎نویسی کند و در همین راستا، او را به پرهیزکارترین و سریع‎ترین هفت‎تیرکش غرب تبدیل کرد. همین برنامه‎نویسی دوباره، دلیل این می‎باشد که چرا ربوس در قسمت اول فصل دوم، زمانی که تیم امنیتی دلوس در حال اعدام برخی از میزبان‎های زن در ساحل بود، در تلاش برای محافظت از آنها، جانش را از دست داد. برنارد موفق می‎شود تا پیتر ابرناتی را آزاد کند اما هر دوی آنها توسط سربازان اتحادیه دستگیر می‌شوند. در همین حین، شارلوت هیل فرار می‎کند و موفق می‎شود تا برخی از اعضای باقی‎مانده بخش امنیتی پارک را ردیابی کند.

قسمت 3 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۳ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

برنارد و ابرناتی به مقر فرماندهی سربازان اتحادیه برده می‎شوند، که خوشبختانه، جایی است که دلورس و تدی در پایان قسمت دوم به آنجا رسیدند. همین موضوع، دو تجدید دیدار را رقم زد، اولی، تجدید دیدار گریان میان دلورس و پدرش و دومی، تجدید دیداری میان دلورس و برنارد که در این تجدید دیدار، دلورس، برنارد را مسئول تعمیر مغز آسیب‎دیده پیتر ابرناتی می‎کند و این در حالی است که دلورس متوجه نمی‎شود که همانطور که مغز ابرناتی آشفته است، مغز برنارد نیز آشفته و درب و داغون می‎باشد.

ردیابی ابرناتی و برنارد، مدت زیادی برای شارلوت هیل و تیم امنیتی‎اش طول نمی‎کشد که در نهایت، منجر به تیراندازی خونین میان سربازان اتحادیه و نیروهای امنیتی پارک می‎شود. دلورس اساسا از سربازان اتحادیه به عنوان سپر انسانی استفاده می‎کند تا نیروهای امنیتی پارک را به نزدیکی‎های دروازه برساند و در آنجا، آنها را منفجر نماید. این در حالی است که پس از این کار، به خونسردی به سرهنگ کراداک با بازی جاناتان تاکر می‎گوید که همه شایسته زنده ماندن نیستند. دلورس این سخن را نیز قبلا و در قسمت ۱ فصل ۲، زمانی گفته بود که به سر یک بومی شلیک کرد. به نظر می‎رسد که دلورس برای رسیدن به آنسوی دره یا گلوری یا هر چیزی که نام دارد، به ارتش بسیار بزرگی نیاز ندارد و همانطور که در قسمت قبلی، او به تدی گفت، او تنها به گروهی از افراد وفادار و باکفایت نیاز دارد.

قسمت 3 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۳ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

در میان این هیاهو و غوغا، شارلوت هیل موفق می‎شود تا پیتر ابرناتی را بازپس بگیرد و با وجود اینکه دلورس همانند یک نابودگر به دنبالش افتاد و مدام به او شلیک می‎کرد، پا به فرار بگذارد. با این حال، در زمان حال یعنی چند هفته پس از قیام میزبان‎ها، برنارد، استرند و تیمش، در مِسا هاب (مرکز کنترل پارک) با شارلوت هیل برخورد می‎کنند اما ظاهرا در مدت زمان میان ربودن ابرناتی از دست دلورس تا ملاقات دوباره‎اش با برنارد و استرند، شارلوت هیل، ابرناتی را از دست داده و ظاهرا از زنده دیدن برنارد، شگفت زده شده است. ما نیز باید شگفت‎زده باشیم، چراکه در این قسمت، آخرین باری که برنارد را مشاهده کردیم، زمانی بود که توسط کلمنتاین بیهوش و از پایگاه سربازان اتحادیه خارج شد.

در همین حال، مِیو، هکتور و لی، سفر سه نفره خود در درون پارک برای پیدا کردن دختر مِیو را ادامه می‎دهند تا اینکه با گروهی از جنگجویان گوست نیشن برخورد می‎کنند، افرادی که می‎خواهند لی را به تصرف خود دربیاورند و همین سبب می‎شود تا این سه نفر به زیر زمین بگریزند. در آنجا، پس از اینکه لی متوجه می‎شود که میو و هکتور با یکدیگر رابطه جنسی داشته‎اند و واقعا برای یکدیگر اهمیت قائل می‎شوند، دو موردی که اصولا خلاف برنامه‎نویسی و کد آنها می‎باشد، آنها بحث فلسفی جالبی در مورد آزادی اراده داشتند. در حالی که هکتور بر این باور است که دیگر ایزابلا، عشق گمشده‎ای که برای رنج کشیدن او برنامه‎ریزی شده، را دوست ندارد، با استفاده از همان جملاتی که قبلا برای توصیف عشقش نسبت به ایزابلا استفاده می‎کرد، شروع به توصیف رابطه‎اش با میو می‎کند و در همین جا، لی با کینه و غرض به هکتور می‎گوید که شاید آنگونه که فکر می‎کند، مستقل و خودمختار نیست.

قسمت 3 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۳ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

هکتور، تصویر جالبی از استعاره و تشبیه بزرگی است که در قسمت قبلی، ال لازو با ویلیام/مرد سیاه‎پوش به اشتراک گذاشت. در آن، او بیان کرد، زمانی که موجودی از همان بدو تولد ملزم به ارائه رفتار خاصی می‎شود، زمانی که رشد می‎کند نیز این رفتار خود را ادامه می‎دهد، حتی زمانی که از لحاظ فنی نیز قادر به تصمیم‎گیری مستقلانه می‎باشند نیز دست از این رفتار نمی‎کشد. در حالی که به نظر می‎رسد مِیو واقعا دارای آزادی اراده می‎باشد، دیگر میزبان‏‎ها، حتی دلورس، ظاهرا همچنان نقش‎هایی که قبلا به آنها اختصاص داده شده بود را البته با اندکی فریبندگی نمایشی بازی می‎کنند. همچنان مشخص نیست که آیا می‎توان آزادی را یاد گرفت یا خیر، همانند زمانی که تدی تصمیم می‎گیرد تا از فرمان دلورس سرپیچی کند و بقیه سربازان اتحادیه را آزاد نماید، یا اینکه آزادی تنها وهم و خیالی برای افرادی است که تنظیمات خود را دستکاری نکرده‎اند و مجبور به پیروی از مسیرهایی هستند که فورد برای آنها برنامه‎ریزی کرده است، مسیرهایی که تنها اندکی با مسیرهای قبلی متفاوت می‎باشند.

این سوال ممکن است زودتر از آنچه که تصور می‎کنیم، پاسخ داده شود، زیرا قسمت سوم در جایی به پایان می‎رسد که یک سامورایی به میو، هکتور، لی، آرمیستیس و دو تکنسین بیچاره به نام‎های فلیکس و سیلوستر حمله‎ور می‎شود. احتمالا در قسمت بعدی، برای اولین بار شاهد دنیای شوگان یا شوگان‎ورلد خواهیم بود. در پایان، به نظر می‎رسد که قسمت سوم فصل ۲ بدون آنکه داستان را تا حد زیادی پیش ببرد، زمینه را برای آشکارسازی‎های بسیاری مهیا می‎کند که در راه هستند. همه این‎ها، جذاب و فریبنده هستند اما مطمئنا بیننده‎ها خواهان افزایش سرعت اتفاقات سریال می‎باشند.

امتیاز این قسمت: ۸.۱/۱۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *