بیاتومگ – در قسمت ۶ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)، دوستی قدیمی به برنارد سلام می‎کند و این در حالی است که به تدی، چشم اندازی تازه در مورد زندگی و مرگ داده شده است. با نقد این قسمت همراه باشید.

توجه: متن زیر داستان این قسمت را فاش می‎کند.

“سلام، دوست قدیمی.”

مطمئنا افراد دیگری نیز از دیدن آنتونی هاپکینز در نقش رابرت فورد در فصل دوم سریال هیجان‎زده هستند. حضور مجدد او درست در پایان قسمت، حرکت بسیار باحال و جالبی بود. رابرت فورد به طور کامل از فصل دوم سریال وست‎ورلد غایب نبوده چراکه ما نیم نگاهی به نسخه جوان‎تر او در صحنه‎های فلش‎بک داشتیم و سخنان او را از طریق میزبان‎های مختلف که در حال طعنه زدن به ویلیام بودن را شنیده‎ایم و اکنون نیز مشخص شده که او کاملا حاضر و موجود و در مکانی مخفی شده است، جایی که احتمالا، حقایق و جواب‎های بسیار مورد نیازی را برای برنارد آشکار خواهد کرد. احساس می‎شود که این حرکت، به تمام خط‎های زمانی فصل دوم سریال کمک خواهد کرد.

هرچند، قسمت ششم که با عنوان “Phase Space (فضای فاز)” است، به چندین خط زمانی مختلف نمی‎پردازد. این قسمت در خط زمانی میانه گیر کرده است. اتفاقات این قسمت یک هفته پس از قیام میزبان‎ها رخ می‎دهد و بین چهار داستان مختلف و سفر نیمه کاره همه در این بیداری پر هرج و مرج تقسیم شده است. این قسمت تقریبا بخش میانی داستان سریال بود که دارای پرده‎برداری و آشکارسازی‎های بزرگ و مهم نمی‎باشد اما با وجود کشف برنارد در مورد اینکه فورد در درون ذهن او گرفتار شده، به نظر می‎رسد که در این قسمت اندکی داستان روبه‎جلو حرکت می‎کند. فورد حتی ممکن است به حل مشکل برنارد در مورد همخوانی با زمان و پایان بازی کمک کند، پایان بازی‎ای که یک هفته پس از این داستان رخ می‎دهد، زمانی که تمام میزبان‎ها در درون آب غرق شده‎اند. کاملا واضح است که فورد، برنارد و السی را به این نقطه هدایت کرده، پس بهتر است او اطلاعات بیشتری را ارائه نماید.

قسمت 6 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۶ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

در حال حاضر باید منتظر تاییدیه رسمی باشیم که آیا این واقعا آنتونی هاپکینز بود که ما در این قسمت مشاهده کردیم یا اینکه این یک تقلید صدای بسیار ماهرانه و حقه تصویرگری کامپیوتری بوده است چراکه برنارد تنها بازتاب فورد را در آینه می‎بیند. در هر صورت، این موضوع چندان مهم نیست، هرچند، بازگشت هاپکینز برای حضور در چند قسمت، بسیار عالی و تاثیرگذار است. موضوع مهم‎تر این می‎باشد که رابرت فورد، کسی که ما واقعا می‎شناسیم و نه چند عدد میزبان ساختگی، برای پیگیری مسائل برگشته است. از آنجا که در همین قسمت، ویلیام در ابتدا دختر واقعی خود را با یک میزبان اشتباه گرفته بود، اینکه سازندگان تصمیم بگیرند تا همین موضوع را نیز با فورد انجام دهند، بسیار دور از انتظار است. به هر حال، اکنون فورد اساسا فناناپذیر است و در درون کرایدل پارک‎های خود در حال زندگی است. شاید این واقعا راهی باشد تا یک شخص بتواند واقعا فراتر از قبر وجود داشته باشد چراکه در حقیقت، کاشتن ذهن یک شخص در درون بدن یک میزبان، یک راه حل دائمی نیست. البته نه هنوز.

مطمئنا قسمت ششم فصل ۲ دارای برخی عناصر جالب و باحالی می‎باشد اما قلب قسمت به جای شوک و حیرت به احساسات و عواطف متکی است. ویلیام و امیلی، یک صحنه بسیار یادآوری‎کننده با یکدیگر داشتند که برای یک لحظه، تا اندازه‎ای قانع‎کننده بود که شما را به این فکر فرو می‎برد که آیا ویلیام واقعا به خاطر دخترش، پارک را ترک می‎کند و به دنیای واقعی بازمی‎گردد یا خیر. همانطور که مشخص می‎شود، ویلیام زمانی که به دخترش دروغ گفت و بیان کرد که با او به دنیای واقعی می‎آید، از قبل فکرهای خود را کرده است. بله، مهم نیست که چه اتفاقی رخ می‎دهد، او مصمم است تا گلوری/آنسوی دره را پیدا کند و هیچ چیز نمی‎تواند او را به دنیای واقعی بازگرداند. به خصوص الان که واقعیت کم و بیش این دنیای بدون عواقبش را آلوده کرده است.

قسمت 6 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۶ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

دیدن اینکه امیلی نیز همانند پدرش، مرد سیاه‎پوش، در بازی کردن بازی پارک ماهر و زبردست است، بسیار دلنشین و فریبنده است. پنجره به گذشته آنها، تیره و گرفته بود اما ما اکنون به اندازه کافی می‎دانیم که امیلی به عنوان یک دختر جوان، تحسین زیاد و به عنوان یک فرد بزرگسال، خشم و رنجش زیادی برای ویلیام دارد. شاید ویلیام پس از اینکه متوجه شد که امیلی چقدر خوب می‎تواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد، احساس بهتری در مورد ترک کردن او پیدا کرده است.

به پایان نزدیک شدن جستجوی بزرگ میو برای پیدا کردن دخترش، یکی دیگر از لحظات خانوادگی بزرگ این قسمت بود، هرچند، شما به راحتی می‎توانستید آن را پیش‎بینی کنید. این موضوع چندان پیچیده و بغرنج نبود و کاملا مشخص بود که دلیلی وجود ندارد که چون تنها به خاطر اینکه میو یک دختر ربات را به یاد دارد که زمانی دختر او بوده، آن دختر نیز میو را به یاد داشته باشد. میو از همان ابتدا، به عنوان یک ناهنجاری و فردی عجیب معرفی شده بود، پس این تقریبا از حماقت او بود که فکر می‎کرد که آن دختر به او به عنوان یک مادر نگاه می‎کند. یا اینکه میزبان دیگری به عنوان مادر آن دختر توسط کارمندان پارک در نظر گرفته نشده است.

قسمت 6 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۶ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

به همین دلیل، تمام سفر میو، جدا از لحظات بسیار رضایت‎بخشی از آزادی اراده، پویایی و کنترل ذهنی دیگر میزبان‎ها، اندکی خالی و پوچ احساس می‎شد. واضح است که میو یک هنگام هوش مصنوعی بزرگ از خود شکوفایی و آگاهی است و او شروع به جرقه زدن این پویایی در درون دیگر میزبان‏‎ها کرده، میزبان‎هایی که به نوبه خود، برنامه‎هایشان را نادیده می‎گیرند اما میو هرگز به آن پایانی که اشتیاقش را داشت، دست پیدا نکرد. با این حال، بخش بسیاری از این موضوع همچنان دیده نشده است. او اکنون با آن دختر در حال فرار است و مادر آن دختر نیز احتمالا مرده است. باید دید که این روایت چگونه در قسمت‎های آینده ادامه پیدا می‎کند.

به نظر می‎رسد که دلورس از این تدی هیولایی جدید هم ترسیده و هم راضی است. و خود تدی نیز به خوبی آگاه است که تنظیمات او به طور اساسی تغییر پیدا کرده‎اند. این موضوع غیرمنتظره بود. او اکنون یک قاتل خونسرد و بی‎رحم است و هیچ نگرانی و پشیمانی در مورد نقشه ماهرانه دلورس ندارد اما او کاملا تصدیق می‎کند که دلورس، او را به شکلی دیوانه‎وار تغییر داده است. حافظه او اصلا پاک نشده است. در حقیقت، به نظر می‎رسد تدی نسبت به اعمال دلورس اندکی بی‎میل و اشتیاق است به طوریکه تدی قدیمی در درون او قرار دارد اما قادر نیست تا اکنون انگیزه کشتارش را کنترل کند. این پویایی جذاب و فریبنده‎ای است.

قسمت 6 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۶ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

همانطور که به آن اشاره شده بود، حرکت روبه‎جلوی داستان در این قسمت بسیار اندک و کم بود. این واقعیت که همه چیزها در این قسمت عمدتا به طور همزمان با یکدیگر رخ داده، کمک کرد تا تمام آن قوس داستانی‎ها اندکی بهتر با یکدیگر ترکیب شوند و به عنوان راهی برای جبران خلاء نیروی جنبشی و حرکت باشند اما این موضوع سبب نشد تا این قسمت همانند یک قسمت سطحی‎تر از حد معمول احساس نشود.

قسمت ۶ فصل ۲ سریال وست‎ورلد، وعده و قول سریال برای یک تدی بی‎رحم‌تر و یک میوی بیمناکی که بار دیگر متوجه می‎شود که جستجوی او از مقدار قابل توجهی از پیش‎فرض و استنباط‎های متکبرانه پر بوده را عملی می‎کند و این در حالی است که با بازگشت یک کاراکتر مهم، آغاز چیزی بزرگ و مهم را برای ما فراهم می‎آورد. هرچند، در نهایت، این قسمت خالی از فوریت و اهمیتی همانند دیگر قسمت‎های فصل دوم بود.

امتیاز این قسمت: ۸/۱۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *