بیاتومگ – قسمت ۸ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد) نیروی جنبشی قسمت قبلی را از بین می‎برد و قسمتی است که بر گذشته تمرکز دارد اما تاثیر عاطفی و احساسی آن همچنان قوی می‎باشد. با نقد این قسمت همراه باشید.

توجه: متن زیر داستان قسمت را فاش می‎کند.

به دنبال اتفاقات انفجاری قسمت ۷، این قسمت سریال که با عنوان “Kiksuya” می‎باشد، قسمتی آرام و سنجیده است، قسمتی که به طرز شگفت‎انگیزی به ما اجازه داد تا پارک را از دیدگاه رهبر قبیله روح به نام آکچتا با بازی زان مک‎کلارنن مشاهده کنیم و این در حالی است که سریال برای حدود دو فصل با میزبان‎های قبیله روح همانند دشمن‎هایی کلیشه‎ای رفتار کرده بود. عنوان قسمت در زبان مردم سرخ‎پوست آمریکا به معنای “به یاد بیاور” است که متناسب با روایت و داستان قسمت می‎باشد چراکه این قسمت به خوبی به ما یادآور می‎شود که چطور خاطرات ما می‎توانند فریبنده باشند.

در حالی که قسمت ۷ با خاطرات و یادآوری‎های نامطمئن و غیرقابل اعتماد برنارد سروکار داشت، قسمت هشتم همانند بسیاری از قسمت‎‎های برتر سریال، ما را به چالش می‎کشاند تا ادراک و مشاهدات خود را دوباره بررسی کنیم، درست همانند میو که زمانی که متوجه می‎شود قبیله روح در حال تلاش برای محافظت از دخترش است نه صدمه زدن به او، مجبور به انجام این کار می‎شود. موضوع جالب‎توجه دیگر نیز این می‎باشد که قبلیه روح برای سال‎ها در تلاش برای این کار بوده است.

قسمت 8 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۸ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

در حالی که میو به تازگی به ادراک و آگاهی دست یافته، آکچتا سال‎ها قبل و زمانی که دلورس، آرنولد را کشته بود، با دیدن اسباب بازی هزارتوی آرنولد در درون قتل‎عام، از حلقه خود خارج شده بود. سوءظن آکچتا زمانی تایید شده بود که در مسیر خود با لوگان دلوس مجنون و رها شده در صحرا برخورد می‎کند که در آنجا، لوگان به آکچتا می‎گوید که این دنیا، دنیای اشتباهی است. آکچتا درست همانند دلورس، آنسوی دره یا گلوری را زمانی دیده که در دست ساخت بوده و متوجه شده که دری وجود دارد که می‎تواند به یک جهان بهتر ختم شود، جهانی که به باور او، در آن خاطراتش می‎توانند در امنیت باشند.

همانند میو، سفر آکچتا نیز از عشق نیرو گرفته است. آکچتا پس از آگاه کردن همسرش، برای فرار از پارک به همراه او برنامه‎ریزی می‎کند اما همسرش از او گرفته و از سرویس خارج می‎شود و همین سبب شد تا آکچتا به سوی هدف جدیدی حرکت کند و آن، آگاه کردن دیگر میزبان‎ها و کشیدن نماد هزارتو در سراسر پارک می‎باشد. این کارها به طور اتفاقی سبب جلب توجه مرد سیاه‎پوش شد که متوجه نشد که هزارتو برای او معنایی ندارد و در نتیجه، وقت بسیار زیادی را صرف کشتار میزبان‎های قبیله روح کرد. و همانطور که آکچتا گفت: “در این دنیا، بد تعبیر کردن قصد و نیت‎ها کار آسانی است.”

قسمت 8 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۸ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

ما همچنین در این قسمت به این موضوع پی بردیم که قبل مرگ رابرت فورد، آکچتا با او برخوردی داشته است که به معنای آن می‎باشد که فورد برای مدتی طولانی در حال برنامه‎ریزی برای خودکشی‎اش با کمک دلورس بوده است. فورد در یکی از پریشان‎ترین و ناخوشایندترین صحنه‎های سریال به آکچتا اطمینان خاطر می‎دهد که: “زمانی که آورنده مرگ به سوی من بیاید، تو می‎دانی که مردمت را جمع کنی و آنها را به سوی دنیای جدید هدایت کنی.” این سخنان همچنین به این اشاره دارد که احتمالا شاهد برخورد دلورس و آکچتا خواهیم بود. می‎توان انتظار داشت که در نهایت، دلورس مسئولیت کامل حقیقی‎اش را قبول خواهد کرد و دست به کشتن افرادش خواهد زد. این موضوع را در قسمت افتتاحیه فصل دوم نیز مشاهده کرده بودیم که در آن، استرند و کوستا مغز یک میزبان قبیله روح را باز کردند و مشاهده نمودند که دلورس تصمیم گرفته که همه آنها شایستگی رسیدن به آنسوی دره را ندارند.

خوب اگر صادقانه بنگریم، متوجه می‎شویم که همه این موارد، چیز زیادی به ما ارائه نداده‎اند و ما همچنان در مکان شروع قرار داریم و این موضوع، مسئله و مشکلی است که بیشتر فصل دوم سریال وست‎ورلد را شامل شده و به ستوه درآورده است. در قسمت گذشته، دو تا از سه خط زمانی این فصل سریال به یکدیگر رسیدند و برای ما اندکی پاسخ فراهم آوردند اما از آنجا که اساسا فورد، برنارد را در تصرف خود دارد و دلورس نیز کنترل “کلید” را در دست دارد که بدون شک، “در” را باز می‎کند و برای او این امکان را فراهم می‎آورد تا به ذهن تمام انسان‎هایی که دلوس در طی این همه سال در حال کپی برداری بوده، دستیابی داشته باشد، اینکه یک قسمت کامل صرف قبیله روح شود، اندکی سوال‎برانگیز است و سازندگان می‎توانستند این موضوع را در چندین سکانس خلاصه نمایند و وقت بیشتری به روایت‎های مهم‎تر بدهند، هرچند، این موضوع از بار هنری و عاطفی آن می‎کاهد.

قسمت 8 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۸ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

این قسمت همچنین به ما این اطمینان خاطر را می‎دهد که لی سایزمور در زیر تمام آن پرخاشگری، یک قلب مهربان دارد و همچنین، اینکه اکنون میو قادر است تا از طریق شبکه پیوسته و توری، با میزبان‎ها ارتباط برقرار کند و آنها را دوباره برنامه‎نویسی کند اما با این وجود، احساس می‎شود که تمام این‎ها گرچه به زیبایی ساخته شده و سرشار از احساسات است اما به طور نامشخصی به عنوان پُرکننده داستان و میان برنامه استفاده شده‎اند. و البته، مرد سیاه‎پوش با وجود اینکه با گلوله سوراخ سوراخ شده بود، همچنان زنده است و اکنون در دستان دختر خود می‎باشد.

این قسمت واقعا در بازگو کردن داستانی که به جای روایت توسط کاراکتر کنترل می‎شود، موفق بود و این موضوع را نیز مدیون عملکرد منحصربه‎فرد و رسایی بازیگر مک‎کلارنن می‎باشد. سریال وست‎ورلد در این قسمت از فرمول همیشگی خود فاصله گرفته بود. واقعا جای تاسف دارد که چنین قسمتی در انتهای فصل قرار گرفته، جایی که داستان در حال به پایان رسیدن است و همین سبب می‎شود تا قسمت با توجه به موضوعات ثقیل و مهمی که بررسی می‎کند، کمتر از آنچه سزاوارش است، موفقیت‎آمیز باشد. از آنجا که کل سریال بر روی اهمیت آزادی اراده و بهای آزادی تمرکز دارد، به ندرت پیش می‎آید که قسمت‎هایی همانند این قسمت، موفق باشند. گرچه سریال برای بیان کردن یک موضوع یا نکته، ترجیح می‎دهد تا از مبالغه، خون و قطعات بدن استفاده کند اما این قسمت، موجودیت وحشتناک میزبان‎ها را با حس روشن‌تری و به مراتب موثرتر ارائه داد.

قسمت 8 فصل 2 سریال Westworld (وست‎ورلد)
قسمت ۸ فصل ۲ سریال Westworld (وست‎ورلد)

قسمت هشتم فصل ۲ از یک لحاظ دیگر نیز جالب‎توجه است و آن این می‎باشد که تقریبا بخش عظیمی از دیالوگ‎های قسمت به زبان لاکوتایی بود، موضوعی که در بین سریال‎ها بی‎سابقه است. امیدواریم که در دو قسمت آینده فصل دوم سریال نیز شاهد حضور کاراکتر آکچتا باشیم چراکه عملکرد و بازی منحصربه‎فرد مک‎کلارنن در کل فصل برجسته بود.

در پایان، در حالی که به دنبال اتفاقات قسمت هفتم، دیدن قسمتی که ۹۰ درصد آن مربوط به گذشته است، تاحدودی ناامیدکننده می‎باشد اما قسمت هشتم با قدرت بازی نیرومند زان مک‎کلارنن به موفقیت دست پیدا کرد. اینگونه احساس می‎شود که قسمت هشتم خلاف جریان در حال حرکت است و میلی به جلو رفتن ندارد و قصدش از این کار نیز افزایش انتظار و اشتیاق ما برای مرحله نهایی مسابقه است، مسابقه‎ای که در آن، همه در حال حرکت به سوی آنسوی دره می‎باشند.

امتیاز این قسمت: ۸.۶/۱۰

یک دیدگاه

  1. حسینی

    ۲۶ خرداد, ۱۳۹۷ در ۰۵:۳۶

    خسته نباشید
    “اینکه یک قسمت کامل صرف قبیله روح شود، اندکی سوال‎برانگیز است و سازندگان می‎توانستند این موضوع را در چندین سکانس خلاصه نمایند و وقت بیشتری به روایت‎های مهم‎تر بدهند،”
    اتفاقا به نظر من بهتره که تو این سریال از پیچوندن و کش دار کردن مطلب کاسته بشه و سر هم داستان رو تو یک اپیزود جمع کنند.و اینکه که به کاراکتر ها بیشتر پرداخته و بها داده بشه ارزش سریال رو نه تنها کم نمی کنه بلکه بالا هم میبره که به بهترین شکل ممکن تو این اپیزود به نمایش گذاشته شد
    این اپیزود بیشتر از اینکه سر نخ دادن و معما طرح کردن باشه داستان احساسی و عاطفی بود و نیازی به نقد تحلیل نداره و فقط باید نشست و دید لذت برد
    در ضمن کاری که شما کردبد اسمش نقد نبود فقط داستان رو بازگو کردید
    موفق باشید

    پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *