بیاتومگ –  در قسمت افتتاحیه فصل ۴ سریال Better Call Saul (بهتره با ساول تماس بگیری) که جذاب و دلربا است، غم و اندوه به تنش و کشمکش تبدیل می‌شود. با نقد اولین قسمت از فصل چهارم این سریال همراه باشید.

در این نقطه از پخش سریال بهتره با ساول تماس بگیری محصول شبکه ای‌ام‌سی، گذار و تحول جیمی به شخصیت ثانویه و فاسدش، نتیجه‌ای از قبل مشخص شده می‎باشد اما این سریال به نحوی موفق به عبور از کنار این نقطه شده است. خالقان سریال پیتر گولد و وینس گیلیگان براستی یک سریال پیش‌درآمد کمیاب خلق کرده‌اند و همین اصل و اساس سبب شده تا تمام روایت‌هایی که قبلا از جیمی مک‌گیل دیده شده و این موضوع که بیننده‌ها می‎دانند داستان او به کجا ختم می‌شود، تنها یک موضوع حاشیه‌ای نسبت به داستانی باشد که در حال حاضر در سریال بازگو می‌شود. زمانی که خبر ساخت این سریال اعلام شد، چه کسی فکرش را می‌کرد که کاراکترهایی که هرگز نامی از آنها در سریال اصلی برده نشده همچون کیم وکسلر با بازی ریها سیهورن، هاوارد هملین با بازی پاتریک فابیان، ناچو وارگا با بازی مایکل مندو یا چاک مک‌گیل با بازی مایکل مک‌کین اهمیت چندانی داشته باشند یا حتی تاثیر بزرگی بر داستان جیمی مک‌گیل گذاشته باشند. حتی خود نام جیمی مک‎گیل نیز برای کسانی که سریال Breaking Bad (بریکینگ بد) را دیده بودند نیز ناآشنا است و همه، این کاراکتر را با نام ساول گودمن می‌شناسند.

همانطور که این سریال وارد چهارمین فصل خود می‎شود، پایانی که همه از آن خبر دارند هم در همین نزدیکی است و هم کیلومترها فاصله دارد. اخیرا شبکه ای‎ام‎سی سریال بهتره با ساول تماس بگیری را برای فصل پنجم تمدید کرده که به معنای آن است که ما چه شخصیت دیگر جیمی یعنی ساول گودمن را در این فصل ببینیم یا خیر، همچنان داستان‎های زیادی از این کاراکتر برای بازگو کردن در فصل پنجم وجود خواهد داشت. واقعا جالب توجه است که چطور گولد و گیلیگان، ایده دیدن جیمی در ظاهر و قیافه ساول گودمن را به نقطه‎ای در مکانی دوردست تبدیل کرده‎اند. مطمئنا سریال در نهایت، تکمیل شدن گذار جیمی به ساول را نشان خواهد داد اما تا آن زمان، داستانی جذاب و فریبنده وجود دارد که قرار است بازگو شود، داستانی که ورود با تاخیر ساول را به یکی از رضایت‌بخش‎ترین ورودها در دنیای سریال تبدیل خواهد کرد.

قسمت افتتاحیه فصل چهارم که با عنوان “دود” می‎باشد، جیمی را در موقعیتی دشوار به تصویر می‌کشد، موقعیتی که بیش از هر زمان دیگری سخت و دشوار می‎باشد و سبب درگیر شدن او با چندین احساس مختلف شده است. به دلیل تعلیقی که در قسمت ۵ فصل ۳ به جیمی مک‌گیل تعلق گرفت، در حال حاضر زندگی کاری و حرفه‎ای او دچار اختلال و بی‌نظمی است اما با توجه به استانداردهای سریال، زندگی شخصی وی، عملا بدون مشکل و خوب است. اینکه تا چه حد زندگی جیمی نسبت به فصل اول تغییر کرده واقعا خارق‎العاده و شگفت‎آور است. در دیدن اینکه جیمی در حال حاضر با کیم زندگی می‌کند و کارهای دنیویی همچون صبح زود بلند شدن برای درست کردن صبحانه و دیدن آگهی روزنامه‌ها، انجام می‎دهد، تاثیر کوچک اما مهمی وجود دارد. این یک تغییر کوچک است، تغییری که رفته رفته در طی سه فصل به آن اشاره شده اما همه اینها بر این موضوع تاکید دارند که تا چه اندازه سریال به جای وقت تلف کردن، با حرکت بواسطه داستان به برتری و موفقیت رسیده است.

قسمت 1 فصل 4 سریال Better Call Saul (بهتره با ساول تماس بگیری)
قسمت ۱ فصل ۴ سریال Better Call Saul (بهتره با ساول تماس بگیری)

فصل چهارم سریال بهتره با ساول تماس بگیری با پرداختن به پسایندهای مرگ چاک که در قسمت نهایی فصل سوم رخ داد، آغاز می‎شود و بزرگترین توسعه داستانی سریال تاکنون است. نمی‎توان در مورد اهمیت نقش چاک در سریال گزافه‌گویی کرد. چاک اهداف مختلفی را به سرانجام رساند و زبان از بازگو کردن سهم مایکل مک‌کین در این موضوع قاصر است و غیبت او در این فصل کاملا واضح و صریح احساس می‎شود. گولد و گیلیگان در حال حرکت بر روی خط باریکی می‎باشند، خطی که از یک سو، کاراکتر اصلی داستان آنها باید با غم از دست دادن برادر بزرگترش دست و پنجه نرم کند و از سوی دیگر نیز متوجه است که از برخی جهات و نظرات آزاد شده است. در رابطه با کار حقوقی و وکالت جیمی، او دیگر به انتظارات یا حتی دسیسه‌های چاک وابسته نیست و همانطور که این نکته در این قسمت سریال اشاره شد، این آزادی تاثیراتی بر این مک‎گیل جوان خواهد داشت.

حسی وجود دارد که بیان می‎کند در فصل چهارم سریال بهتره با ساول تماس بگیری، کاراکترها به طور فزاینده‌ای آزادتر و رهاتر می‎شوند و آرام آرام به افرادی که در ابتدای شروع اتفاقات سریال بریکینگ بد می‎شناختیم، نزدیک و نزدیک‎‌تر می‌شوند. زمانی که هاوارد به دیدن جیمی و کیم می‎آید و با آنها درد و دل می‎کند و نظریه‌اش در مورد اینکه مرگ چاک یک اتفاق نبوده بلکه خودکشی بوده را توضیح می‎دهد، فاصله احساسی و عاطفی کاملا آشکار می‎شود. پاسخ جیمی به هاوارد یکی از بارزترین نمونه‎‌هایی است که چطور او قادر است تا جنبه‌های زندگی‎اش را تقسیم کند و از همه مهم‎تر نیز، جنبه‌های شخصیتش و پاسخ احساسی‌اش به فقدان برادرش را جداسازی نماید. اگر خواسته باشیم صادق باشیم، این به جای آنکه ظهور ساول باشد، بیشتر ساخت اجتماع ستیزی تقلبی است. آنچه که ساول انجام می‎دهد، شاید بهتر از هر سریال دیگری در دنیای فعلی سریال، به جای آنکه ساخت این شخصیت و هویت جدید توسط جیمی را به عنوان ظهور پیروزمندانه کاراکتر اصلی سریال نشان دهد، آن را به نوعی غم‌انگیز و بسیار ناخوشایند جلوه می‎دهد.

این بدان معنا نیست که تماشای سریال بهتره با ساول تماس بگیری در حالی که کاراکترهایش بیشتر از استانداردهای اخلاقی‎شان فاصله می‎گیرند، دیگر جذاب و جالب نیست. یکی از کارهای برجسته‌ای که سریال موفق به انجام آن شده، این است که همان کاری که با کاراکتر جیمی انجام داده را تنها با زمان کمتر اختصاص داده شده، با کاراکتر مایک ارمنترات انجام داده است. بدون شک، کاراکتر مایک از لحاظ طراحی و ساخت کمتر پیچیده است. خواسته‌های او نسبتا ساده و سرراست هستند و روش‌های دستیابی او به آنها نیز همینگونه می‎باشند. سریال اغلب از ماجراجویی‌ها و مشکلات مایک، به خصوص آنهایی که برای گاس فرینگ با بازی جیانکارلو اسپوزیتو انجام می‌دهد، به عنوان تنفسی در میان برخی جنبه‎های اغلب روانشناختی و پیچیده گذار تدریجی جیمی استفاده کرده است. اما انجام کارهای باحال و جالب توسط مایک به چنان بخشی از فرمول و ترکیب سریال تبدیل شده که بدون آن، سریال عملکرد فعلی خود را نخواهد داشت. پس دیدن نفوذ کردن مایک به درون تاسیسات ترابری مدریگال بدون آنکه تا انتها دلیل آن مشخص باشد، حاکی از آن است که بیننده‎ها از اینکه مایک تنها مایک باشد و اینگونه کارها را انجام بدهد، لذت می‎برند.

قسمت 1 فصل 4 سریال Better Call Saul (بهتره با ساول تماس بگیری)
قسمت ۱ فصل ۴ سریال Better Call Saul (بهتره با ساول تماس بگیری)

از آنجا که اکثر بیننده‎‌ها می‎دانند که کجا و چطور داستان مایک به پایان می‎رسد، پس سریال هیچ تلاشی نمی‎کند تا تنش و بحرانی برای این کاراکتر تولید کند و اگر این سریال، یک سریال پیش‎‌درآمد نمی‌بود، مطمئنا این قصیه متفاوت می‌بود. اما همانند سریال بریکینگ بد، فشار و بحران نقش مهمی در موفقیت سریال دارد و به همین دلیل است که نگاه اجمالی سیاه و سفید به ماجراجویی‌های حال حاضر جیمی در اوماها و همچنین حلقه خیانت‎آمیز ناچو در اطراف گاس و هکتور سالامانکا با بازی مارک مارگولیس بسیار اهمیت دارند. در حالی که ناچو به روشن شدن وضعیت جنگ روبه‎افزایش میان سالامانکاها و گاس کمک ‌می‌کند اما سرنوشت او که احتمالا خوب نیست، یک متغیر به معادله اضافه می‌کند. اما این صحنه سرد آغازین قسمت افتتاحیه فصل چهارم می‎باشد که جالب‎ترین اشاره تازه را به این فصل اضافه می‎کند و در عین حال نیز مقدار غیرمنتظره‌ای تنش و بحران برای جدیدترین هویت از جیمی مک‎گیل را تولید می‎‌کند.

تاکنون، خط زمانی پسا بریکینگ بد همیشه حال و هوای نوستالژی را داشته و برای جیمی، یک زندگی بوده که مجبور به رها کردن آن بوده است. با این حال، این قسمت، ایده اینکه داستان ساول/جیمی تنها به یاد و خاطره‌هایی از فعالیت‌های جنایتکارانه گذشته خلاصه نمی‌شود را مطرح می‌کند اما هنوز یک بدهی برای پرداخت وجود دارد و فردی، شاید آن راننده تاکسی، برای جمع‎آوری آن فرستاده شده است. این کار فشار زیادی بر روی موضوعی می‎گذارد که داستان خود را با تقریبا دو بخش در هر فصل به جلو می‌راند. این همچنین تهدیدی برای تحلیل رفتن حس تعلیق و آویزانی داستان اصلی می‎باشد. با این وجود، سریال بهتره با ساول تماس بگیری موفق به کنترل آن شده است. در پایان، این قسمت گواه بزرگی از آگاهی نویسندگان و خالقان سریال نسبت به داستان است، داستانی که در آن، اتفاقات سریال بریکینگ بد به جای اینکه پایان داستان را نمایان سازند، در نقطه‌ای دوردست در افق قرار دارند.

یک دیدگاه

  1. cnaw

    ۲۱ مرداد, ۱۳۹۷ در ۰۱:۰۰

    گفته بودین بعد تموم شدن فصل پنجم the 100 یه نقد کلی ازش منتشر میکنید . منتظریم

    پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *