بیاتومگ – قسمت کاراگاه دروغگو (The Lying Detective) ترسناک بود و به طرز وحشت آوری یکی از سرگرم کننده ترین قسمت های شرلوک بود که همراه با سبک و شگفتی بود.

توجه : متن نقد و بررسی ممکن است که داستان سریال را فاش کند.

قسمت کاراگاه دروغگو عجب سیرکی بود؛ بندبازی، موجودات خطرناک، مسخرگی، شگفتی های زیاد و خطرات بسیار زیاد. در پایان که همه چیز جمع بندی می شود، شما احساس هیجان انگیزی از لذت را دارید، و علامت های سوال و تعجب به دور سرتان می چرخند. هنگامی که شما کمی آرام می گیرید و دوباره و با خیال راحت نگاه کنید، آیا داستان تلنگری وارد کرده است؟ شاید نه همه ی آن، قسمت تاریک و غیرمحتمل شرلوک هولمز، در اصل با آدم های ساده لوح و دارت های سمی پر شده است.

به عنوان بخشی از خواسته اش برای نجات جان واتسون، شرلوک متوجه شده بود که در ابتدا باید یک آدم بد و شرور پیدا کند، که همین کار را کرد. کلاورتون اسمیت (توبی جونز) همانطور که وعده داده شده بود، حتی بیشتر از آن نفرت انگیز بود. از دندان های کج او گرفته تا وراجی های پلیسی او و خنده های منفورش، او حقیقتا یک غول شیطانی بود، صحبت های او تشابه ناراحت کننده ای بین او و هیولاهای دنیای واقعی ایجاد کرده بود.

آنها حتی متشابه نیستند. اسمیت در واقع در همه چیز جیمی سویل، دی.جی انگلیسی بود ولی با این تفاوت که جیمی ذات طبیعی جرم و جنایت بود. یک قاتل سریالی به جای یک متجاوز سریالی، اسمیت حقایق وحشتناکی را مجسم کرد که ما مجبوریم در چند ساله اخیر درباره شهرت، پول و کارهای خیرخواهانه ای که برای پنهان کردن فسادهای شخصی خود انجام می دهند، رو به رو شویم.

این نکته نه تنها در صحنه ی صحبت اسمیت در مورد ملکه ی انگلیس بود، بلکه تقریبا در تمام صحنه های اسمیت مرتبا تکرار شده بود. دیدن اینکه اسمیت در بین کودک ها نشسته است و به تنهایی رجز می خواند و دسته ای از کلیدهای بیمارستان را در دستش تکان می دهد و اتاق محبوبش در بیمارستان را به رخ می کشد، بی نهایت ناراحت کننده بود. توبی جونز با بازی عالی اش، اسمیت را به موجودی عجیب و غریب، متشکل از چهره ای خوش رو و کینه ای تبدیل کرده است.

شاید بعضی فکر کنند که چقدر ذوق و سلیقه داشته اند که یکی از مجرمان دنیای واقعی را احیا کرده اند، اما در حقیقت دنیای واقعی می تواند تبهکاران و شروران بدتری نسبت به دنیای تخیل داشته باشد.

ما اولین بار کلاورتون را در جمع تبه کاران دیدیم که سعی داشت در بین پادوهای خود به چیزی بد که می خواهد انجام دهد، اعتراف کند. ماهیت پاکساز بودن اعتراف ماهیت اصلی این قسمت شرلوک یعنی کاراگاه دروغگو بود. جان به پیام دادن به دختری دیگری در مقابل وهمش از مری اعتراف کرد، شرلوک نیز به گناهکار بودنش در قتل مری اعتراف کرد.

سریال شرلوک - فصل 4 قسمت 2
سریال شرلوک – فصل ۴ قسمت ۲

مارتین فریمن درد تلخی که مردی سعی در سرکوب کردن آن دارد را به زیبایی هر چه تمام تر نشان داد. او در اوایل در حال رفتن به جلسات روانشانسی بود، می توان فرض کرد که چرا کارگردان نیک هورن، که برای کارگردانی قسمت The Day Of The Doctor از سریال دکتر هو (Doctor Who) خیلی مورد تحسین قرار گرفت، چهره ی جان واتسون را از نزدیک گرفته است، چون می خواسته که تمام آن کشمکش، حرکت و سوسو زدن را منتقل کند که البته نیرنگی بیش نبوده است و قصد داشته است که ما زیاد از رو به رو به زن روانشناس نگاه نکنیم.

استیون موفارت، استاد آشوب و برهم زدن می گوید، شما انتظار یک برادر مخفی را داشتید، ما به شما یک خواهر مخفی معرفی می کنیم. پس از شیطنت های دختر کوچولو در فصل ۸ سریال Doctor Who، ما ممکن است به همین اندازه انتظار داشته باشیم.

آشکار سازی یوریس هولمز ابری از سوالات را پخش کرد. این همه مدت او کجا بوده است؟ چه چیزی باعث حذف او شده است؟ دلیل حذف از زندگی خانوادگی چه بوده است؟ چه چیزی در آن ساحل دوران کودکی رخ داده است که شرلوک مدام به خاطر می آورد؟ چه مدتی است که او و شرلوک یکدیگر را ندیده اند؟ آیا او پشت موضوع “دلتنگ من شدی” جیمز موریارتی است؟ پیامی که این همه مدت باقی مانده است. آیا او همدم شرلوک بوده است؟ آیا واقعا جان او را با وجود لنز نشناخت؟ چه اتفاقی برای قدرت های شرلوک افتاده است زمانی که او با لباس مبدل به خانه ی او آمده است؟

لباس مبدل و تغییر قیافه در حقیقت کلید و راه حل قسمت کاراگاه دروغگو بوده است، از یوریس که به فیث تغییر قیافه داده بود تا شکست های عمومی شرلوک و تظاهر به تجربه مرگ تا قاتل سریالی کلاورتون اسمیت که در جلوی دید پنهان شده بود. این یک راز خوب بوده است که عالی حفظ شد.

این کار کارگردان نیک هوران واقعا عالی بوده است. به تنش در آوردن کمبربچ در سطح بالا بود، سبک قسمت از نیرنگ و کلک ها برای گفتن داستان استفاده کرده بود نه برای زینت دادن به آن که خیلی بهتر از قسمت قبلی بود که دارای صفحه نمایش شلوغ بود. صحنه های آهسته در پرتاب کیف و افتادن چایی ظرافت خاصی را ایجاد کرد که این سریال به همین شناخته می شود. صحبت از ظرافت و شگفتی شد، بازگشت آماندا برینگتون را خوش می گوییم. یکی از باحالترین صحنه های این قسمت پدیدار شدن خانم هادسون در یک استون مارتین بود که با دستبند زدن به شرلوک و انداختنش در صندوق عقب ماشین همراه بوده است. مطئمنا ما در قسمت بعدی از این چنین ظرافت ها و صحنه های با حال را نخواهیم دید.

دانلود سریال شرلوک (Sherlock)

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه در "نقد و بررسی قسمت دوم فصل ۴ سریال شرلوک (Sherlock)"

اطلاع از
avatar
مرتب سازی بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
sherlock
Guest

اضافه شدن یوروس میتونه قسمت بعد رو خیلی جالب کنه و اینکه ایا او با موریارتی در ارتباط بوده یا نه همرو منتظر قسمت بعد میزاره

wpDiscuz