بیاتومگ – در این قسمت از سریال وایکینگ ها (Vikings)، شاه ایلا با ارتشی عظیم از کافران رو به رو می شود. با نقد و بررسی قسمت ۱۸ فصل ۴ سریال وایکینگ همراه ما باشید.

توجه : متن نقد و بررسی ممکن است که داستان این قسمت سریال را فاش کند.

هرگز اجازه داده نشده است که گفته شود رگنار لاثبروک (تراویس فیمل) یک مرد بدون بصیرت بوده است، اما برای بیان چنین مطلبی برای بیورن پهلو آهنین که به تازگی رهبری ارتش بزرگ وایکینگ ها برای انتقام پدرش را بدست گرفته است، خیلی زود است. به همین ترتیب این قسمت از سریال وایکنیگ، سرانجام ارتش بزرگ کافرها برای گرفتن انتقام شاه کشته شده به آب می زنند. اما مایکل هرست تصمیم گرفت که جنگ را نشان ندهد و آن را برای تصور در ذهن بیننده رها کند تا قدرت هیجان انگیز انتقام را تولید کند.

اثر بخشی نشان دادن نکات ظریف و دقیق از آماده شدن بزرگترین ارتش وایکینگ ها که در مقابل اولین دفاع ساکسون ها چندان آسیبی ندیدند به نظر زیاد غلو نشده است. این آسان است که فراموش کرد که سریال وایکینگ ها علاوه بر اینکه بر درون نگری تکیه می کند به ساخت توالی ای از جنگ ها برای جان بخشیدن به کاراکترها و داستان ها می پردازد. اولین وضعیت موجود، رهبری ارتش می باشد که آیوار احساس می کند پدرش قصد داشته است که او ارتش را رهبری کند.

یک چیز غیرقابل پیش بینی خاصی در مورد بیورن پهلو آهنین (الکساندر لودویگ) است که نقش بیشتری به عنوان استحکام نسبت به ضعف بازی می کند، و زمانی که او برادران خود را آگاه می کند که او بدون هیچ شرایط خاصی رهبری ارتش بزرگ را بر عهده خواهد داشت، عزم مقتدرانه ی او حتی احساس آیوار در مورد رهبری را نیز تحت تاثیر می گذارد. در حقیقت، نه تنها او از اینکه قدرت را با برادرانش تقسیم کند سرباز می زند بلکه شاهانی که از دانمارک و سوئد نیز آماده اند باید زیر فرمان بزرگترین پسر رگنار باشند.

قسمت 18 فصل 4 سریال Vikings
قسمت ۱۸ فصل ۴ سریال Vikings

 

شاه هارالد و هالفدن نیز همچنان معضل جالب توجهی برای بیورن و برادرانش می باشند چون او جاه طلبی اش برای پادشاهی بر نروژ را پنهان نمی کند، با این حال او ظاهرا در کنار بیورن برای انتقام رگنار می جنگد، در پشت ذهن هر دویشان این باید باشد که نهایتا دو مرد وارد خواهند شد و تنها یکی از آنها از آنجا می تواند خارج شود. با این حال قبل از اینکه این سناریو را بیشتر بررسی کنیم به موضوع نگاه کردن و جاسوسی کردن هارالد از شاهزاده الیسف در میان جمعیت نگاهی می کنیم. ظاهر در برخی نقاط در گذشته، در یکی از قدیمترین خط های کتاب پرنسیس الیسف بیان می کند که ” من زمانی با تو ازدواج می کنم که به بزرگی دست یابی.”، تقریبا با وجود فرم های دیگری در داستان، ما مردی را می یابیم که ادعا کرده است که زندگی اش را در اطراف او خواهد ساخت، حال او می یابد که شاهزاده اش با یک ارل کوچک ازدواج کرده است، اما این هارالد است و باید منتظر حرکت های بعدی او باشیم. در حالی که این خبر خوشی برای شوهر شاهزاده نیست اما این فرصت را برای ما فراهم می کند تا سمت دیگر هارالد که هرگز دیده نشده است را نیز نظاره کنیم.

صحبت از عشق نافرجام شد، ازدواج اوبه با مارگارت چندین پیچش و چرخش از شیوه ی زندگی وایکینگ ها را که در فصل یک نیز بین رگنار و لاگرتا و اتلستن (جرج بلگدن) اتفاق افتاد را بار دیگر اشاره می کند.

هیچ یک از کارهای مهم وایکینگ ها بدون انجام مراسم قربانی ممکن نیست، و به دلیل بزرگی و جلال این حرکت بزرگ ملکه لاگرتا (کاترین وینیک) تصمیم می گیرد که این مراسم درجه یک برگزار شود. این معلوم نیست که ارل یورگسون خود داوطلب شده است یا برادرش این تصمیم را برای او گرفته است، اما در هر صورت به نظر مرد جوان این افتخار را داشته است که توسط ملکه لاگرتا شمشیری در بدنش فرو شود.

از یکی دیگر نکات مستحکم و قوی این قسمت سریال وایکینگ ها می توان به کشمکش بین شاه اکبرت (لاینوس روچه) و پسرش اثلووف اشاره کرد، که در این مورد است که اکبرت دیگر همانند یک شاه عمل نمی کند. در صحنه ی تند و تلخ دیگری نیز که گرفتاری شخصیت باعث ایجاد همدردی با او می شود، شاهد این هستیم که اثلووف از پدرش می پرسد که آیا پسرش را دوست دارد. در مقابل، برای پاسخ این سوال، شاه اکبرت نمی خواهد یا نمی تواند جواب پسر خود را بدهد.

و در حالی که ما احساس ترحم برای اتلووث و پدرش که در عزای مرگ دوستش می باشد، می کنیم، بار دیگر غرور و ساده لوحی شاه ایلا به ما یاد آوری می کند که چرا ما این قدر از او متنفریم و به ما کمک می کند تا درک کنیم که چرا جودیت از آنها رو بر گردانده است. هر چند تا زمانی که وایکینگ ها در آخرین لحظات این قسمت بر روی تپه ها پدیدار شدند، تصور درستی از ارتش بزرگ وایکینگ ها نداشتیم.

بنابراین ما در مورد تصمیم مایکل هرست برای چشم پوشی از خود نبرد و تمرکز بر روی داستان اصلی و پیامد های بعدی آن چه فکری می کنیم؟ به نظر حرکت هوشمندانه ای بوده است، دیدن اینکه بیورن در حال کشیدن شاه ایلا در پشت اسب بر روی لجن ها می باشد تنها چند ثانیه بعد از شروع جنگ، ما را به صحنه ای حتی ترسناک تر از هر صحنه ی جنگی که تا به حال دیده ایم وارد می کند.

بعد از وادار کردن ایلا برای نشان دادن محل کشته شدن رگنار، مرد بیچاره فکر می کند که می تواند با پول و طلا راهی برای فرار از مجازات بخرد، که بعد معلوم شد این بیشتر از یک مراسم اعدام معمولی است. سخن رگنار که می گوید ” چه فریاد ها که بچه  خوک ها خواهند زد، زمانی که بفهمند خوک پیر چگونه زجر کشیده است.” نیز در بافت این قسمت پیچیده شده بود. به نظر روح او از اولین گام فرزندان خود بسیار خشنود است. و به عنوان یک بیننده از دیدن اولین قدم های برادران لاثبروک در راه انتقام بسیار راضی هستم.

دانلود سریال وایکینگ (vikings)

دیدگاه بگذارید

5 نظرات در "نقد و بررسی قسمت ۱۸ فصل ۴ سریال وایکینگ (Vikings)"

اطلاع از
avatar
مرتب سازی بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
wpDiscuz