بیاتومگ – سریال تابو (Taboo) با درد می خواهد اثبات کند که سریالی با نوآوری و ایده ی جدید می باشد و نباید فکر کنیم که این سریال، همانند سریال های قدیمی به درد نخور می باشد. با این وجود، این قسمت کمی قانع کننده بود ولی ما را بیشتر گیج کرد.

توجه : متن نقد و بررسی ممکن است که داستان این قسمت را برای شما فاش کند.

خوب، به نظر می رسد که تمام شایعات در مورد جیمز کزایاه دیلینی صحیح بودند. نه تنها جیمز جنگجویی شکست ناپذیر آدم خوار است، بلکه یک جادوگر می باشد. پس از سه قسمت که سریال در اطراف آن سپری کرد، سریال تابو این هفته پرشی با دو پا به دنیای ماورالطبیعی داشت و به ما تصویری از جادوگری جیمز نمایان کرد. هر چند که ما از گذشته ی جیمز در آفریقا چیز چندانی نمی دانیم و به نظر می رسد که سریال اصلا قصد ندارد وارد آن ناحیه بشود، پس به نظر دیدن چنین اقدامات و صحنه هایی از کارهایی که به گذشته ی جیمز مربوط می شود سبب می شود که ما کمی بیشتر در درک این شخصیت جلو برویم، پس باید سازنده ی سریال فکر این را کرده باشد و بهتر است بگوییم امیدواریم.

در رویکردی گیج کننده و استعماری سرانجام به نقطه ای رسیدیم که باید طرف خود را انتخاب کنیم، همانند زمین نوتکا سوند، زیلفا در مناقشه بین شوهرش و برادر ناتنی اش جیمز می باشد. هر دوی آنها بر این باورند که می توانند در این مناقشه پیروز باشند، یکی با تکیه بر کلیسا و قانون و دیگر با ادعای قاعده ی عشق، با این حال باید منتظر بود و دید این دوئل چگونه خواهد بود، به هیچ وجه ایده ای در مورد چگونگی دوئل ندارم. خواسته های زیلفا در این مورد همانند مردمان بومی نوتکا سوند نادیده گرفته شده است، همانند آنها، زیلفا مورد هجوم قرار گرفت است، مظلوم واقع شده و کاملا بی صدا است.

این یک استعاره ی کاملا شسته و رفته می باشد و در کل در صحنه هایی که در این قسمت زیلفا، شوهرش و جمیز حضور داشتند کلا از محتوا خالی بود و فقط بی هدف داستان پیچ و تاب داده شد تا به سخن های مربوط به دوئل برسند. به جای اینکه سریال تابو این موضوع را با ایده ای خلاقانه جلو ببرد، فقط سعی داشت که این طور تظاهر کند که خلاقانه می باشد. کلمات نامناسب و صحنه های گیج کننده سبب شد که کلا موضوع و هدف از دست نویسنده خارج شود، که در ادامه سبب گیجی ببینده شده است.

قسمت 4 سریال Taboo
قسمت ۴ سریال Taboo

به نظر، سازنده می خواسته است که بین صحنه ی زیلفا و لورنا ارتباطی برقرار کند ولی تنها گسستگی آن را بیشتر کرده است، از دیگر عواملی که در این قسمت سبب گیجی شد، دنبال کردن چندین داستان کاملا جدا بدون ارتباط خاصی در این قسمت، شاید در قسمت های آتی به این ارتباط پی ببریم ولی برای ببیننده ی این قسمت کاملا داستان های جداگانه ای دنبال می کرد.

یکی دیگر از قانع کننده ترین خط داستانی این قسمت ورود جیمز کزایا دیلینی به تجارتی تازه می باشد!! این خط داستانی یکی از ساده ترین خط داستانی ها بود که در بین آن همه خط داستانی نامرتبط بیان شده بود. او برای تجارت نیاز به باروت دارد و به لطف جاسوسش در شرکت هند شرقی، مطلع شده است که نمی تواند آن را از آنها به صورت قانونی بخرد پس همانند همیشه نقشه ای دیگری می ریزد.

دانستن اینکه چه چیزی پشت تابش خیره کننده ی جیمز دیلینی می باشد یکی از جالب ترین مسائل این قسمت بود. ورود تام هولندر به سریال و به عنوان یک شیمی دان قرن نوزدهمی جان تازه ای به سریال داد و از این موضوع می توان برداشت که این قسمت یک طرح شناسایی در پشت مردی با کلاه در لندن دارد.

موضوع باروت سبب شد که آن ساختار پیچ و خمی که سریال از آن خالی بود، پر شود. بخش دزدی و سرقت نیز همانند فیلم های سرقت از بانک شده بود که دزدها در جدال با زمان هستند و با انفجار از در عبور می کنند. در هر صورت جالب بود.

اگر سریال تابو می خواهد برای فصلی دیگری نیز پخش شود، و با توجه به نظرات نویسنده استیون نایت و معرفی شخصیت های جدید در این قسمت، هدف آنها این باید باشد که تمرکزی بیشتری برای هر قسمت نسبت به این قسمت بکار ببرند.

سریال تابو با داشتن بازیگرانی همچون تام هولندر که در این قسمت اضافه شد و همچنین جیسون واتکینز، استفان گراهام و جاناتان پرایس در یک موضع قدرت می باشد و این توانایی را دارد که با اینکه هر دو دوئل کننده در قسمت بعد از بین بروند، سریال هنوز دستان توانمندی را دارد که می تواند با آنها ادامه پیدا کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *