بیاتومگ – در قسمت ۶ مینی سریال Taboo (تابو) جیمز دیلینی در پایین ترین جذر خود قرار داشت، با نقد و بررسی قسمت ششم مینی سریال Taboo (تابو) همراه ما باشید تا ببینیم این مینی سریال رازآلود به کجا ختم می شود. با وجود هشت قسمتی بودن مینی سریال و پخش ششمین قسمت، هنوز خبری از قصد جیمز دیلینی برای پایان دادن به کارها دیده نمی شود.

توجه : متن نقد و بررسی ممکن است که داستان این قسمت را برای شما فاش کند.

ساخت دشمنانی از بزرگترین و قدرتمندترین حرامزاده های روی زمین در نهایت نتیجه ی خودش را به جیمز دیلینی برگرداند. قسمت شش مینی سریال آنتی قهرمان ما را در پایین ترین حالت خود قرار داد. او کشتی خود را از دست داد، مورد خیانت قرار گرفت، تقریبا توسط روح مادرش غرق شد و حال به نظر می رسد که بار سنگین قتل بر روی دوشش افتاده است.

درست است که جیمز دیلینی یک قاتل و آدمی سنگ دل است و به هیچ عنوان از کشتن کسی ترسی و واهمه ای ندارد، ولی آیا ممکن است که او واقعا وینتر را در کنار رودخانه کشته باشد. با این حال، زمانی که وینتر از رویای خود برای رفتن به آمریکا و فرار از اینجا سخن می گفت، ما با دقتی بیشتر باید می فهمیدیم که فراری برای او در کار نیست. در این سریال ما گناهان بسیاری را دیدیم که افراد مرتکب می شود ولی قتل یک بچه ی بی گناه؟ به نظر باید آنها نام سریال را از تابو (حرام) به شریر محض عوض کنند.

به احتمال زیاد وینتر یکی از تلفات جنگ بین دیلینی و کمپانی هند شرقی بعد از اینکه آنها در پیدا کردن انبار باروت او بی نتیجه ماندند، می باشد. یکی از سقوط های سریال که جای تعجب دارد، دویدن گادفری به سمت خانه ی جیمز دیلینی با علم به اینکه کمپانی هند شرقی همیشه خانه ی دیلینی را زیر نظر دارد، می باشد، او با این کار به طور کامل خود را لو داد و دیگر فردی نفوذی نیست، پس دو تئوری در مورد این موضوع وجود دارد، اول اینکه این اشتباه نویسنده و سازندگان سریال بوده است، دوم اینکه زمان آن رسیده است که جنگ بین دیلینی و کمپانی تلفات جدی تری داشته باشد، پس احتمالا باید در دو قسمت آینده انتظار آن را داشته باشیم که گادفری نیز یکی دیگر از تلفات باشد. به شخصه دوست دارم که تئوری اول را به کلی نادیده بگیرم ولی به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت، باید دید در دو قسمت آینده سریال چه اتفاقاتی رخ می دهد و آیا اصلا سازندگان به این موضوع دقت کرده اند.

قسمت ۶ مینی سریال taboo (تابو)

در این قسمت سریال یک شیوع بیماری واگیردار وجود داشت اما وبا نبود. علائم آن شامل سفتی، سکوت، خالی شدن و خیره شدن می باشد. با وجود تعداد صفر بیمار، جیمز بر روی زیلفا و ایبوتسون تاثیر گذاشته است و هر دوی آنها از حملات خلسه مانند سنگین رنج می برند. دیلینی از همه بیشتر صدمه دیده است، در برخی موقعیت ها در سکوت فرو رفت، به درون عمق رودخانه رفت، در خرابه های تیمارستان سرگردان بود، نتوانست به خوبی از کشتی محافظت کند، در کل جیمز دیلینی این قسمت فردی کاملا متفاوت و آشفته بود که با آنچه که ما در قسمت های قبلی مشاهده کرده بودیم کاملا متفاوت است. امیدوارم که در دو قسمت آینده این وضع ادامه پیدا نکند و هدف سریال نشان دادن زوال و سقوط دیلینی نباشد.

قبلا نشان داده شده بود که جیمز یک تجربه ی بد دریایی دارد، که کارگردان آن را با تصاویری مبهم به تصویر کشیده بود، با این حال، با فرو رفتن در آب و همچنین شنیدن اینکه مادر دیوانه ش زمانی که جیمز یک بچه بوده است سعی داشته است که او را در آب غرق کند، او در این قسمت بسیار آزار دید و بستوه آمد. یکی از سوالات بزرگی که سریال باید در دو قسمت آینده پاسخ بدهد در مورد مادر جیمز می باشد. ما تقریبا ولی نه کامل با پدر جیمز آشنا هستیم، با این حال، از مادر او هیچی نمی دانیم، او کیست، آیا او جادوگر است، آیا یک دیوانه است، چرا قصد کشتن جیمز را داشته است، آیا پدر جیمز او را به بردگی گرفته است. اینها سوالاتی هستند که سریال باید به آن پاسخ بدهد، چون خیلی زود دیر می شود. اگر سریال پاسخی برای این سوالات نداشته باشد باید گفت که ما در کلا وقتمان را تلف کرده ایم. اما ممکن است که سازندگان قصدی برای گسترش مینی سریال به یک سریال و تمدید آن برای فصل دوم داشته باشند که کمی بعید است. به هر حال، با ایجاد فضای تاریک و رازآلود که نمی شود یک سریال مرموز ساخت، باید معماهایی برای حل وجود داشته باشد و سریال در حل آن به بیننده سر نخ هایی بدهد که بیننده با دنبال کردن آن بتواند تا حدی به پاسخ های خود برسد. در این مینی سریال نه تنها به شما سرنخی برای دنبال کردن داده نمی شود بلکه شما را بیشتر سردرگم می کند، از طرفی ممکن است که این روش سرگرم کننده و غیرقابل پیش بینی باشد ولی از طرفی دیگر بسیار آزار دهنده است و ممکن است سبب تنفر شما از سریال شود.

در ابتدا زیلفا شوهر خودش را به قتل رساند و بر طبق سخنش این کار را به گفته ی جیمز انجام داده است، اما به نظر جیمز از این موضوع اطلاعی ندارد که کمی شک بر انگیز است، در جایی دیگر جیمز به سست عنصری ایبستون پاسخ می دهد و او را در کلیسا به قتل می رساند، در جایی دیگر او مسبب منفجر شدن کشتی را که در امر نگهبانی کوتاهی کرده بود را به قتل می رساند و در پایان نیز وینتر بیچاره کشته می شود. این هفته با قسمتی خونین طرف بودیم که همانطور که در بالا اشاره کرده بودم، سریال به سمت این می رود که تلفات بیشتری برای این جنگ به جا بگذارد. و بار دیگر سرنخی برای دنبال کردن وجود ندارد.

کشمکش های بین کمپانی و دیلینی در حال خطرناک تر شدن است و ممکن است که به جاهای باریک کشیده شود ولی با توجه به محدودیت های سریال آنها باید کار خود را سرعت بخشند. درست است که این قسمت سریال جیمز دیلینی را در ضعیف ترین حالت خود نشان داد، اما این برای برخاستن یک تبهکار لازم است، او باید بداند که آسیب پذیر است و از اعتماد به هرکسی خودداری کند. او باید بداند که برخی موارد اتفاقات بر وفق مراد او پیش نمی رود و ممکن است برای او غیر قابل تشخیص باشد. اینها باعث می شود که مینی سریال به سطحی بالاتر برود و اتفاقات جالبتری رخ دهد. اما حیف که دیگر زمانی نمانده است!!!

دانلود سریال taboo (تابو)

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz