بیاتومگ – با وجود اینکه قسمت آخر سریال Taboo (تابو) به سختی احساس ایجاد می کرد، ولی قطعا تماشایی بوده است. با نقد و بررسی آخرین قسمت از سریال Taboo (تابو) همراه ما باشید.

توجه : متن نقد و بررسی ممکن است که داستان را فاش کند.

ما باید با جیمز دیلینی خداحافظی کنیم، او در حال حاضر با تعدادی از افرادش که او را در این اتفاقات همراهی کردند، به سمت پرتقال در حرکت است تا با یک جاسوس آمریکایی ارتباط برقرار کند. چطور او این کار را بدون اینکه کسی حدس و گمانی بزند، انجام می دهد. چگونه او بدون اینکه کسی ذره ای از ماجرا بو ببرد تمام مدت این اتفاقات را هدایت می کرده است. صرف نظر از این موضوع، پایان باز یا بهتره بگوییم بسیار باز سریال امیدی برای فصل دوم گذاشته است. باید منتظر بود و دید که آیا سازنده ها خبری از فصل دوم می دهند یا خیر. برخی شایعات حاکی از تایید ساخت فصل دوم توسط استیون نایت می باشد ولی هنوز خبری قطعی در این مورد اعلام نشده است.

قبل از شروع مبارزه، این قسمت آخر، نماینده ی کل سریال می باشد. جیمز دیلینی نیمه مرده در اطراف لندن با احتیاط حرکت می کند و با گفتن ضرب المثل و داشتن گفتگوهایی خشونت آمیز با دوستان و دشمنان از کسب و کار خود مراقبت می کند، و به ندرت این مزیت و برتری را به بیننده می دهد تا از آنچه که در حال رخ دادن است یا اتفاقات پیش روی سریال چیزی بداند. این قسمت به گونه ای طراحی شده بود که کاراکتر اصلی سریال را به عنوان یک استاد مکر استراتژیک شرلوک وار به نمایش در بیاورد. او جزییات خروج خود از برج لندن را حتی قبل از اینکه دستگیر بشود، برنامه ریزی کرده بود. واقعا چه ذهنی!!!

نقد و بررسی قسمت ۸ مینی سریال Taboo (تابو)

فراموش کنیم که گفتیم نقشه ی جیمز دیلینی همانند کف دست صاف و ساده است، نقشه ی او دو برابر سخت تر از یک طراحی مهندسی می باشد. حتی اگر فرض کنیم که او خود را برای مرگ وینتر مقصر می داند و می خواسته است که مجازات شود، این حقیقت که او به هلگا اجازه داد تا او را لو بدهد، هیچ مفهوم و معنی ای وجود ندارد. بودن در برج لندن هیچ حرکت مثبت و دارای هدفی برای جیمز به ارمغان نمی آورد و فقط یک پیچش ساده در سریال به وجود آورده است. او هر روز هفته می توانسته است به دفتر سر استوارت استرنج برود و از او باج بگیرد. تنها دلیلی که می توان برای اینکه جیمز اجازه داده است که به زندان بیفتد و مورد شکنجه قرار گیرد، این است که او می خواسته است نشان دهد که چقدر سرسخت می تواند باشد و چقدر زرنگ است که ترتیب فرار خود را از قبل داده است.

چرا برای جرج چیچستر چاره ای آماده کرد تا سر استورات را پایین بکشد و سپس قبل از اینکه عدالت اجرا شود، آن را منفجر کرد؟ و چرا دلیلی که تا به حال دیلینی را زنده نگه داشته بود، یعنی زمین نوتکا سوند، ناگهان در چشم ولیعهد هیچ چیز به حساب می آید؟ و چرا نبرد؟ و چرا و چرا و چرا.

تنها یک پاسخ می توان به این سوالات داد و آن این است که این یک سریال است و برای نمایش می باشد. اگر تابو نمی خواهد که در قسمت آخر به ما منطق نشان دهد، آن مصمم است که به ما یک سریال خوب نشان دهد.

آنها به طور قطع این کار را انجام داده اند. جسد سر آبی دار زده شده ی دامبرتن همانند یک صحنه ی جنایی از هانیبال می باشد. فرم سیاه زیلفا که از روی پل سقوط می کند. شعله هایی که از پنجره های مرکز فرماندهی کمپانی هند شرقی به پایان ریخته می شود. تیراندازی در لنگرگاه و فرار کشتی جدید جیمز دیلینی و … همه و همه یک قسمت حماسی برای پایان سریال فراهم آوردند.

نقد و بررسی قسمت ۸ مینی سریال Taboo (تابو)

تنها چیزی که آنها نتوانستند در این قسمت موفق به انجامش بشوند، ایجاد تاثیر احساسی می باشد. کدام یک از شماها زمانی که زیلفا بر لبه ی پل قرار گرفت ناراحت شدید و تمایل داشتید که او این کار را انجام ندهد. من که این گونه نبودم. یا کدام یک از شماها هنگامی که جیمز نامه ی خودکشی زیلفا را می خواند برای او احساس تاسف خوردید و با جیمز احساس همدردی کردید. به شخصه این اتفاق برای من رخ نداد. سریال تابو نتوانست هیجان، شوک، تنش، تسکین و … را منتقل کند و علت آن تمرکز بیش از حد آن برای بیان کردن شخصیت جیمز کزایاه دیلینی به عنوان یک غول و شیطان می باشد. سریال دارای داستان پیچیده و درهمی بود که کاراکترها را در فاصله ای دور از مخاطب نگه می داشت و اجازه نمی داد بیننده با آنها ارتباط برقرار کند.

کسری در احساسات سبب شده بود که سریال به حقه هایی همچون تیک تاک ساعت، تحویل دادن نامه ها یا مرگ های شوکه کننده تکیه کند که باعث شد بیننده تنش و خطر واقعی را احساس نکند.

نزدیک ترین صحنه ای که می توان در آن اندکی احساس را مشاهده کرد، زمانی می باشد که لورنا مورد اصابت گلوله قرار می گیرد. خانم دیلینی این هفته نقش خودش را به طرز شگفت انگیزی با پنهان کردن خودش به عنوان یک خانم چرب زبان برای ساکت کردن و باج گرفتن از کنتس موسگرو بازی کرد. لذتی که او خودش را مادر جیمز خطاب کرد یکی از لحظات لذت بخش این کاراکتر در سریال بود و اگر سریال با وجود پتانسیل قوی اش می خواهد برگردد باید بر روی داشتن لحظاتی این چنینی بیشتر کار کند.

یک چیزی که شما می توانید در مورد این سریال احمقانه ی گران بیان کنید، این است که سریال پر از سوپرایز و شگفتی می باشد.

دانلود سریال Taboo (تابو)

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz