بیاتومگ – نیمه ی دوم فصل ۷ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک) مقدمات برای جنگ را با میل بیشتری نسبت به خود جنگ تهیه کرده است. با نقد و بررسی قسمت ۱۴ فصل ۷ همراه ما باشید.

از یک طرف، این موضوع هدف داشته است که یک خوش آمدگویی با تاخیر از طرف داستان سرایی سخت و بی وقفه ی هشت قسمت اول فصل باشد و از طرفی دیگر، بخش بعد از وقفه سریال هدف داشته است که مخلوطی از واکشی جستجو و شناسایی کاراکترهایی باشد که به طور معمول یک نقش ثانویه دارند و برای راحتی در کمیک یا برای قوی تر جلوه دادن دیگران حضور دارند. در حالی که حرکت مدام فرار از نمایش به بیننده ها یادآوری می کند که در حقیقت، نیگان یک شخص واقعا بد است، این حرکت سبب ناسازگاری بیشتری می شود، و هر چه قدر که فصل به پایان نزدیک تر می شود، احتمال اینکه رویایی نهایی در قسمت آخر باشد، زیاد تر می شود.

اگر یک فصل وجود داشته باشد که نیاز به تصویر کشیدن مداوم و انفجاری تضاد بین قهرمان ها و شروران داشته باشد، آن فصل هفت می باشد. تا به اینجا که فصل تصمیم گرفته به جای اینکه با سر به درون این مناقشه فرو برود، بیشتر به آن اشاره بکند. این مسیر سریال را متعادل می کند و به معنای این است که قسمتی همانند این قسمت، بیشتر بر روی اندیشیدن در مورد اینکه چه چیزی کمک می کند تا یک جنگ تمام عیار بین جوامع مختلف و ناجیان صورت گیرد، تمرکز می کند. همانطور که معلوم است، روزیتا و ساشا اینجا هستند تا به این سوال پاسخ بدهند.

سونیکا مارتین-گرین از زمانی که به عنوان بازیگر در سریال در حال ساخت Star Trek: Discovery انتخاب شده است، به عنوان یک مهره خشک و سوخته در سریال مردگان متحرک در نظر گرفته می شود. اگر چه، مدیر اجرایی، اسکات ام.گیمپل گفته است که این سریال می تواند خود را با برنامه ی فیلمبرداری او در دیگر فیلم ها و سریال ها وفق بدهد، این موضوع سبب متوقف شدن سریال برای قرار ندادن ساشا در خط آتش نشده است. مرگ ادامه دار کاراکترها همچنان نقطه ی اصلی فروش سریال می باشد، پس اشاره کردن به احتمال مردن ساشا و روزیتا از نقطه نظر ساختاری جور در می آید. با این حال، شخصیت های کمی برای کشته شدن در سریال مانده است و این موضوع به نظر معقول و منطقی به نظر می رسد که فکر کرد، این زنان با تفکری برای انتقام، ممکن است که فقط حکم مرگ خود را امضا کنند و مناقشه را به نقطه ی جوش اولیه می رسانند.

قسمت ۱۴ فصل ۷ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

به همان اندازه که سریال به این سبُک سَری فراهم آورده شده توسط این چند قسمت اخیر نیاز دارد، سریال نیاز به حرکت و جلو رفتن دارد و این قسمت خود را در موقعیتی می یابد که ناچار به انجام این کار است. و با این حال، در سبک مردگان متحرک، زمان این قسمت به جای اینکه صرف به ثمر نشستن رویداد ها شود، بیشتر صرف آماده سازی خواسته های افراد شده است. قسمت با یک مونتاژ مناسب به عقب به هیلتاپ شروع شد، و راه هایی را نشان می دهد که مگی نقش رهبری ضمنی را بر عهده گرفته است و در حال آماده سازی هیلتاپی ها برای مناقشه ی مورد انتظار است. همانطور که این یک راه مستحکم برای شروع قسمت می باشد، این حرکت نشان می دهد که همه چیز در واقع غم انگیز تر خواهد شد و سخنان ریک با میچون که می گوید اگر آنها می خواهند از زیر چنگ نیگان بگریزند، افرادی در این راه خواهند مرد، مهر تاکیدی بر این موضوع می باشد.

در حالی که تلاش های مگی برای ساخت ارتشی از افرادی که قبلا تست نشده اند، بسیار قابل تحسین است، تکیه بر چیزهایی همانند پرتاب کردن چاقو و نیزه اشاره می کند که هیلتاپ زمانی که ناجیان بیایند در یک بیداری خشن و زمخت خواهد بود، مگر اینکه نقشه ی مگی این باشد که همانند فیلم تنها در خانه، برخی از طرح های کوین مک کالیستر را در جاهایی در هیلتاپ اجرایی کند و آن مکان ها را به سلاحی تبدیل کند تا ساکنان بتوانند در مقابل نیروهای متجاوز از آن بهره ببرند، پس اینگونه مبارزه قبل از اینکه شروع شود به پایان می رسد. بر خلاف ساشا و رزیتا، مگی مایل به انجام این کارها و طرح ها است، اما ساشا و رزیتا خود را در یک ماموریت انتحاری قرار داده اند تا نیگان را ترور کنند و این کار را به عنوان انتقام مرگ معشوقه ی سبیل پر پشت خود، آبراهام انجام می دهند. سفر به مقر ناجیان همانند دیگر چیزها در این فصل، هیچ عجله ای برای رسیدن به مقصد ندارد. به این ترتیب، بیشتر زمان این قسمت صرف تماشای بحث کاراکترهای غم زده با یکدیگر در مورد موقعیتشان و منتظر ماندن برای زمان درست برای عمل کردن می شود. و معلوم می شود که زمان درست برای عمل کردن، درست قبل از به پایان رسیدن قسمت می باشد.

اگر منصف باشیم، این قسمت چیزهای زیادی داشت که خلاصه کند، به عنوان مثال یکی فهمیدن گرگوری در مورد تغییر نوع نوشیدنی ای که سایمون می خورد، و دیگری اینکه داریل می فهمد که مگی هیچ خصومتی در مورد مرگ گلن با او ندارد. خوب، مهم ترین توسعه ی غیر مربوط به آبراهام، اشاره می کند که گرگوری قصد دارد تا با خیانت به مگی و دیگران، و خفه کردن یک شورش قبل از اینکه بتواند شروع شود، قدرت محدود خود را نگه دارد. توسعه، یک رشته ی اصلی می باشد ولی این لزوما عذر و بهانه ای برای این قسمت نیست که از تصمیم گرفتن کاراکترها که مهم ترین موضوع است، طفره برود. این موضوع نیز در تصمیم مورگان برای از بین بردن ریچارد و ایجاد هدفی برای مبارزه با نیگان همراه است، اما چون به احتمال زیاد ساشا از سنچری زنده بیرون نخواهد آمد، بها اینجا بسیار بیشتر است.

قسمت ۱۴ فصل ۷ سریال The Walking Dead (مردگان متحرک)

قسمت می خواهد تا به درون احساس درد و غم و اندوه رزیتا و ساشا در مورد مرگ آبراهام به دست نیگان شیرجه برود و تقریبا در این تلاش موفق بوده است. دو زن انتخاب کرده اند که آنچه در مورد آن احساس درستی می کنند، انجام بدهند، حتی اگر بهای این کار از دست دادن زندگی شان یا حتی بدتر، از بین بردن امید دوستانشان برای برتری در جنگِ پیش رو باشد.

تنها با دوقسمت مانده به پایان رسیدن فصل ۷ سریال مردگان متحرک، بار دیگر سریال از چیزی که همه انتظار دارند و می دانند، طفره می رود. این اتفاق به گونه ای که مفروض بوده، رخ نمی دهد اما تنها چیزی که الان مهم است پایان می باشد.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید!

اطلاع از
avatar
wpDiscuz